تبليغاتX
عروسک زشت

عروسک زشت

آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است

ميدونيد فرق ايران با هند چيه؟ تو هند گاوها مهم هستند، تو ايران مهم‌ها گاون!

+نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت14:12توسط کیا | |

مردي تخم عقابي پيدا كرد و آن را در لانه مرغي گذاشت .عقاب عقاب با بقيه جوجه ها از تخم بيرون آمد و با آن ها بزرگ شد . در تمام زندگيش ، او همان كارهايي را انجام داد كه مرغ ها مي كردند ؛ براي پيدا كردن كرم ها و حشرات زمين را مي كند و قدقد مي كرد و گاهي با دست و پا زدن بسيار ، كمي در هوا پرواز مي كرد .
سال ها گذشت و عقاب خيلي پير شد .
روزي پرنده باعظمتي را بالاي سرش بر فراز آسمان ابري ديد . او با شكوه تمام ، با يك حركت جزئي بالهاي طلاييش برخلاف جريان شديد باد پرواز مي كرد .
عقاب پير بهت زده نگاهش كرد و پرسيد : « اين كيست ؟»
همسايه اش پاسخ داد : « اين يك عقاب است . سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم. »

عقاب مثل يك مرغ زندگي كرد و مثل يك مرغ مرد . زيرا فكر مي كرد يك مرغ است .

+نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت13:6توسط کیا | |

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت16:28توسط کیا | |

چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود:‌ همه کس، يک کسی، هرکسی، هيچ کس. کار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسی اين کار را به انجام می رساند. هرکسی می توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسی عصبانی شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوری تمام شد که هرکسی يک کسی را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد

 کپی شده از دختران عاشق و خرابکار..

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت13:44توسط کیا | |

درسته که کسی تو این وبلاگ رفت و آمد نمیکنه ولی من بازم بگم دیگه:

من تا ۲۳ خرداد نمیتونم وبلاگو آپ کنم دلیلشم خودتون میدونین (امتحانات)

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت19:44توسط کیا | |

۱: استفاده از سوسک و يا ساير حشره های پلاستيکی ، اين يک روش بسيار عالی مخصوصا برای ترساندن دخترها ميباشد .

۲: وقتی سر سفره غذا هستيد و بقليتون زل زده به تلويزيون و اصلا حواسش به غذاش نيست ، بهترين موقع برای خالی کردن نمکدون در غذای فرد مذکور ميباشد .

۳: وقتی به ساندويجی رفتيد ، يک جوری سر دوستتون رو گرم کنيد و بعد که حواسش پرت شد ، نی نوشابه اش را برداشته و گره بزنيد و بعد داخل نوشابه اش قرار بدين ، موقعی که دوستتون خواست نوشابه اش را بخورد ، چهره اش ديدنيه .

۴: تمام مراحل بالا را طی کنيد ، فقط به جای اينکه نی را گره بزنيد ، در نوشابه اش نمک بريزيد

۵: قلعه شنی ای را که بچه ها در ساحل درست کرده اند را خراب کنيد و بعد با خنده بگوييد معذرت ميخوام .

۶: در صفهای شلوغ و فشرده سعی کنيد تا ميتوانيد نفر جلوييتون رو انگول کنيد ( برای اين کار ميتونيد از انگول يک انگشتی ، چهار انگشتی ، با کف دست و يا دو دستی استفاده کنيد ) اگر شخص جلوييتون برگشت و با عصبانيت بهتون گفت هی آقا چی کار ميکنيد ؟ شما هم با صدای بلند در جوابش بگيد ، از اينکه دستم به باسنتون خورد معذرت ميخوام و اگر هم چيزی نگفت ، همونجور به کارتون ادامه بديد ، فقط مواظب باشيد کارتون به غسل جنابت نکشه .

۷: وقتی دارين در دانشگاه با همکلاسی دخترتون صحبت ميکنيد ، سعی کنيد هميشه دستتون به آلتتون باشه و يا همش بخارونی نش

۸: هر وقت کسی براتون جک دسته اول تعريف کرد ، آن را جلوی چشمش برای ديگران تعريف کنيد .

۹: وقتی يک فرد مبتدی ميخواد برای اولين بار با کامپيوتر کار کنه ، فيشهای ماوس و کی بورد را بکشيد .

۱۰ : جلوی فرد حسودی از محبتهای خانوم و مادر خانومتان صحبت کنيد .

۱۱: در موقع عصبانيت دوستانتون ، فقط بخنديد .

۱۲: اگر شما بچه کوچک دارين ، سعی کنيد هميشه جلوی کولر عوضش کنيد ، تا بقيه هم از اون بوی خوش کمال استفاده رو ببرن .

۱۳: وقتی برادر و يا خواهرتون داره با يکی از بهترين دوستاش چت ميکنه × فيوز کنتر را بالا بزنيد .

۱۴: روی ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد : لطفا اينجا چيزی ننويسيد .

۱۵: اگر دختر همسايتون بهتون پا نداد ، روی ديوار خونشون اسمشو به همراه يکی از کلمات منادی عفت بنويسيد .

۱۶: درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئی بکشيد .

۱۷: روی صندلی معلم و يا استادتون چسب قطره ای بريزيد تا به صندلی بچسبه .

۱۸: وقتی خونه يک فرد خسيس رفتيد ، تمام قندهای قندون رو توی چاييتون بريزيد .

۱۹: هر وقت رفتيد خونه دوستتون و رفتين پای کامپيوترش ، همينکه ديديد دوست نيست ، سريع يک اف ۳ بزنيد و ستاره نقطه ام پی ۳ رو سرچ کنيد و تمام يافته ها رو شيفت ، دليت کنيد.

۲۰: چند دقيقه قبل از اينکه به قصد مسافرت از خانه خارج شويد با دوستتان تماس بگيريد و با اصرار او را به خونه تون دعوت کنيد .

۲۱: وقتی متوجه شديد که يکی از اقوام تان ميخواهد برای تعطيلات عيد به مسافرت برود ، به مهمانی انها برويد و تا روز چهرده همان جا پلاس باشيد .

۲۲: در دقيقه نود امتحان ، وقتی همکلاسيتون ، ازتون تقلب خواست به او کاغذ سفيد تحويل بدهيد .

۲۳: يک سانديس خالی را باد کنيد و به دوستتون تعارفش کنيد تا بخوردش .

۲۴: وقتی به يک مغازه شيک شلوار فروشی رفتيد ، برخلاف تاکيدهای فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکی شود ، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديد .

۲۵: بعد از خوردن شام عروسی که همه در حال رفتن هستند ، دستهايتان را با لباس فرد جلوييتون پاک و مطمئن باشيد که کسی نميفهمد .

۲۶: ساعت ۳ نصفه شب و در حالی که يک ماسک فوق العاده ترسناک بر سر دارين ، برين داداش و يا خواهرتون رو بيدار کنيد .

۲۷: روی بخاری کلاس درس ، کپسول آموکسی سيلين بريزيد .

۲۸: کسی که از بوس و ماچ بدش مياد رو ، بوسه باران کنيد ، البته از نوع آبدار .

۲۹: وقتی باکسی قرار دارين ، سعی کنيد هميشه دير سر قرار حاضر بشين .

۳۰: و در آخر از ترقه هم فراموش نکنيد ، چون کاربردهای بسيار زيادی داره

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت13:42توسط کیا | |

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:46توسط کیا | |

تصادفات در دنيا دلايل مختلفي دارد كه از اين قبيل ميباشد

1- در آلمان به علت وجود اتوبانهاي فوق‌العاده بزرگ و شرايط باراني و سرعت بالاي اتومبيلها، تصادفات بسيار شديدي اتفاق مي‌افتد.

2- در بسياري از كشورها بعلت يخبندان و مه شديد تصادف روي مي‌دهد.

3- در هندوستان آمدن گاوها وسط خيابان باعث بوجود آمدن تصادف ميگردد.

4- ....

 

و اما در ايران

علت اصلي تصادفات

1- عقده‌اي بودن رانندگاني كه اتومبيل خوب، سريع و نو ندارند. اين افراد اصلاً علاقه به كنار رفتن از خط سوم ندارند.

2- كل كل كردن جوات دنجروسها كه در 50% اين موارد منجر به تصادفات خسارتي مي‌شود

3- اتومبيل‌هاي پلاك دولتي كه بعضي از رانندگان اين خودروها به صرف اينكه پلاك آنها مربوط به سازمان دولتي است احساس مصونيت از دادن خسارت مي‌كنند و در هنگام رانندگي در سطح شهر بسيار بي‌مبالات‌اند

4- روابط موش و گربه‌اي، گربه و سگي و... كه در مورد اتومبيلها هم بصورت غريزه‌اي وجود دارد:

- 18 چرخ با 10 چرخ دشمن است، 10 چرخ با خاور، خاور با نيسان، نيسان با پيكان و پيكان وانت با مزدا 1000 بيچاره!!

- در گونه‌اي اتوبوس و كاميون با سواري

ـ در اتومبيلهاي سواري در ايران بنز با پژو ، پژو با پرايد، پرايد با رنو، رنو با پيكان و پيكان با همه!! و رنو با ژيان

5- يكي ديگر از علل تصادفات، خود شيفتگي رانندگان است كه آنقدر از رانندگي خود عشق مي‌كنند كه در يك تقاطع خالي چپ مي‌كنند.

6- يكي ديگر از همين علل جاده‌هاي ايران است كه مناسب ترين جاده براي بازيهاي كامپيوتري ميباشد، چون هر لحظه امكان دارد كه جاده بدون هيچ اطلاعي تمام شود يا بپيچد، يا يك چاله به شما به عنوان سورپرايز داده شود.

7- مابقي دلايل را كه قابل طرح بوده‌اند تلويزيون گفته است!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:29توسط کیا | |

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:26توسط کیا | |

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:24توسط کیا | |

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:22توسط کیا | |

می گن دوست دختر مثل ادامسه می گی نه؟ پس بخون......


1 - داشتن یک بسته همیشه بهتر از یکیه

2 - فراموش نکن پایان هر ادامسی سطل اشغاله پس برای هیچ ادامسی قیمت زیادی نپرداز

3 - ادامس نیمه خورده کسی رو نخور

4 - جویدن بیش از حد ادامس جز بی مزه شدن حاصلی نداره

5 - همیشه مدل ها و طعم های بهتر از اونی که داری وجود داره

6  - حسرت ادامسی که دور انداختی رو نخور

7 - ازدواج با دوست دخترت مثل قورت دادن ادامسه هیچ ادم عاقلی ادامسش رو قورت نمی ده

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:18توسط کیا | |

18دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد!

 

1-     هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

2-   مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است

3-   براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.

4-    در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.

5-   دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.

6-   جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.

7-   لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.

8-    ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.

9-   همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.

10-   اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.

11-    رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.

12-  با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.

13-  وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.

14-  بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.

15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.

16-  حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.

17-  ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.

18-  ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.

28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:

 

1- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.

2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيدهيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).

3-  تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.

4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.

5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

6-  عمرتان بسيار طولاني است.

7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.

8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.

9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.

10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.

11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.

12- عشق و هنر ابداع شماست.

13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد       

14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!

15- بهشت زير پاي شماست.

16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.

17-هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد

 يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.

18-هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.

19-به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.

20-هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه

 مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور  بگيرند.

22- مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.

23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.

 24- حق تقدم با شماست.

25- مرد از دامن شما به معراج مي رود.

26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.

27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.

28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

 و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت18:14توسط کیا | |

لطفا" تو نظر سنجی شرکت کنین

با تشکر

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت20:55توسط کیا | |

توی سوپرمارکت صدای يه دختربچه که داره فارسی با پدرش حرف می‌‌زنه توجهم رو جلب می‌کنه:

دختربچه: «بابا! از اين کالباس‌ها هم برداريم ديگه؟»

پدر با صدای بلند در حالت فرياد: «نه خيرم! نمی‌شه! لازم نکرده!»

دختربچه با حالت نق‌نق: «بابا! تروخخخخدا! برداريم ديگه؟ مامان هميشه از اينا برمی‌داره!»

پدر همچنان با صدای بلند در حالت فرياد: «بی‌خود! لازم نکرده! مامانتم غلط می‌کنه از اينا برمی‌داره! انگار پول علف خرسه!‌ خودش بره پول دربياره به‌جای اين بشينه همش مفت بخوره و ک..نش رو گنده کنه!!»

بقيه مکالمه رو نشنيدم... ولی واقعا متاسف شدم... واسه اين‌که مشابه اين مکالمه رو توی عمرمون کم نشنيديم... :(

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت16:17توسط کیا | |

با اونهمه نظری که دادین شرمنده کردین واقعا"

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت15:7توسط کیا | |

اگه نظر بدین بد نمیشه ها

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:30توسط کیا | |

.:مواظب آرزوهات باش چون ممکنه یه روزی برآورده بشه:.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:29توسط کیا | |

.:اگه یه خر بوست کنه خیلی بهتره تا یه بوسه خرت کنه:.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:28توسط کیا | |

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:20توسط کیا | |

اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:20توسط کیا | |

دردهايم را در ماتمكده دل ميسوزانم ولي لبخند ميزنم ولي هرگز نمي گويم كه دلتنگم...

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت20:18توسط کیا | |

خدا میتونه سنگی رو خلق کنه که نتونه ورداره؟

خدا میتونه مثلثی بکشه که دایره هم باشه؟

جوابتونو تو نظرات بدین

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت19:49توسط کیا | |

ــ قدیمی ترین آثاره که از انسانهای اولیه بدست آمده اسکلتی بوده در غاری در تانکانیکا در افریقا که مربوط به ششصد هزار سال پیش میباشد.

ــ پر اولاد ترین مادران خانمی بوده است به نام فئودود واسیلیت که ۲۹ بار باردار شده و۶۹ فرزند به دنیا آورد.

ــ سری السیر ترین حیوان یوزپلنگ است که سرعتش به ۱۴۵ کیلومتر میرسد

ــ اگر بتوانیم در هر دقیقه ۳۰۰ ستاره بشماریم برای شمردن همه ی آنها ۳۵۰۰ سال عمر لازم است

و........

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت18:22توسط کیا | |

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی

عشق آن است که صد دل به یک یار دهی

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت17:57توسط کیا | |

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت16:10توسط کیا | |

حتما موقع عروسي ديديد كه ماشينهاي دوستان و آشنايان عروس و دوماد (مخصوصا خانواده دوماد) دنبال ماشين عروس راه ميفتن و با بوق ماشينشون اين آهنگ رو مي‌زنن: داد داد ديديد داد ... داد داد ديديد داد ... مي‌دونيد معني اين آهنگ چيه؟ اينه كه: ديديد كسي كه به هيچكس نمي‌داد بالاخره داد! (آهنگ رو دوباره با دقت بخونيد: داد! داد! ديديد (بالاخره) داد؟!)

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:30توسط کیا | |

يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب


يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش میـ**زه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و جیش میکنه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:26توسط کیا | |

خوبین ملت؟ امروز به دلیل اینکه حالشو نداشتم مطلب بنویسم یه فایلی رو از قبل درست کردم که میتونید روی اون کلیک نکید. اگر هم خیلی فوضولید میتونید کلیک بکنید. یعنی یه جورایی فوضول سنجه.

برید خودتون ببینید

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:25توسط کیا | |

*ميگن كه دو تا كله بهتر از يك كله‌ست، اما در مورد تو بايد بگم كه يه كله بهتر از هيچ‌چيه!

* می‌گن كه يه عمل پيوند مغز داشتي، اما مغزت اين پيوند رو پس زد!

* تولد تو غير طبيعي بود، چونكه از شكم آدميزاد بيرون اومدي!

*هر وقت مردي من دوست دارم كه تو مراسم تشييع جنازت شركت كنم، اما اون روز من مجبورم كه به سر كارم برم، چونكه من بيشتر از تفريح به كار فكر مي‌كنم.

* مي‌گن كه يه روز رفتي قصابي و دويست تومن استخون خواستي. قصابه گفت: بپيچم يا همينجا ميخوري؟!

* من هر وقت پرخوري مي‌كنم تو رو تو خوابم مي‌بينم!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:23توسط کیا | |

يكي ميره آمريكا رو كشف ميكنه، يكي ميره بمب اتم ميسازه، يكي ميره واكسن بيماري هاري رو كشف مي‌كنه ... تو هم بشين مطالب وبلاگ منو بخون!!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:20توسط کیا | |

صبر كن عزيزم، می‌برمت خونه، می‌خوابونمت رو تخت، نازت ميكنم، پاهاتو باز می‌كنم، شلوارتو مي كشم پايين، شرتت رو در مي آرم، پوشكتو عوض مي كنم تا راحت بشي!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:19توسط کیا | |

اگه خواستي يه كسي، يه عاشقي، هم نفسي، عمرشو حيرونت كنه، جونشو قربونت كنه، جون اون ننت، روي من يكي حساب نكن!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:18توسط کیا | |

يه آقا پسري كه تازه نامزد كرده بود، ميخواست براي تولد نامزدش كادو بخره، باخودش گفت: چون اولين باره كه ميخوام براش كادو بخرم بهتره كه زياده روي نكنم و خواهر نامزدمم باخودم ببرم، و براي نامزدم يه جفت دستكش بخرم چون هم رمانتيكه هم زياد خصوصي نيست.
روز بعد با خواهر نامزدش رفت به فروشگاه خانوم كوروشي تا براي نامزدش يه جفت دستكش سفيد بخره، خواهر نامزدشم براي خودش يك شورت خريد، موقع بسته بندي فروشنده اشتباه كرد و بسته‌ها با هم عوض شدن. پسره بدونه اينكه كادو رو نگاه كنه، اونو با يك نامه‌ي فدايت شوم به نامزدش ميده.
شرح نامه:
عزيزم اين كادو قابل تورو نداره، اما خريدمش چون متوجه شدم شبا كه بيرون ميريم عادت به پوشيدنش نداري، اگه بخاطر خواهرت نبود بلندترشو برات ميخريدم، ولي خواهرت گفت: كوتاهش بهتره چون راحتتر درمياد، ممكنه فكركني رنگش خيلي روشنه، اما خانوم فروشنده مال خودشو بهم نشون داد، با اينكه مدت سه هفته بود كه درش نياورده بود، رنگش اصلاً تغييري نكرده بود، ازش خواستم مال تورَم امتحان كنه واونم امتحان كرد البته من براي اينكه مطمئن شَم ضخامتش خوبه يه دست بهش كشيدم، خيلي نرم بود، تازه چقدرم به فروشنده ميومد، اي كاش خودم پيشت بودم و كمكت ميكردم تا بپوشيش، وقتی درش مياري يادت نره توش فوت كنی چون در اثر پوشيدن مرطوب ميشه، اگه ديدي توش عرق كرد وقتي درش آوردي پُشتِ روش كنو از پنجره به طرفِ كوچه آويزونش كن تا هم توش خشك بشه، هم چشم كسايي كه نميتونن ما رو با هم خوش ببينن دربياد و هم همسايه‌ها بگن كه چه دامادي دارن اينا، اگه تنگ بود ناراحت نشو، چون اولين بارم بود كه برات كادو ميخريدم، بعداً كه لَمسِش كردم، به اندازش برات ميخرم، راستي وقتي درش آوردي، حتماً جاشو كِرِم بمال تا هيچ وقت پوستِ لطيفش خشك نشه، فدات شم، نامزدت

دزدیده شده از آقای شاسکول زاده

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:17توسط کیا | |

همه ی مطالب از آنتی ضعیفه دزدیده شده البته همس که نه سه تاش

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:15توسط کیا | |

از اونجايي که احتمالا همه مامانا مثل مامان من (ازروي محبت) به بچه‌هاشون خيلي غر مي‌زنن توصيه

 مي‌کنم کاراي زيرو انجام بدين:

* سعي کنيد موقعي که حرف مي‌زنن از کلماتي قبيل اوهوم... خوب.. آها... نه!... اِ... وا.... باشه و...

استفاده کنيد.

* هميشه موقع نصيحت يا غرغر لبخند به لب داشته باشيد.

* وقتي مي‌گه فلان عيبو داريد يا فلان کارتون بد بود حتي اگه نبود، قبول کنيد.

* وقتي غرغرها شدت پيدا مي‌کنه خونسرديتونو حفظ کنيد.

* براي لوس کردن خودتون و آروم کردن مامانتون قربون صدقه‌اش بريد.

* هر چي مي‌گه بگيد چشم مامان جون (حتي اگه نمي‌خواهيد بهش عمل کنيد).

* بهش دلداري بديد با کلماتي از قبيل: الهي بميرم... خيلي حرصت ميدم نه؟

* هميشه جلوي جمع بگيد بيچاره مامانم خيلي به خاطر من اذيت ميشه...

* خودتونو تا ميتونيد واسش لوس کنيد.

* درست غذا بخوريد.

* بعد از غذا تشکر کنيد.

* شبا مسواک بزنيد.

* تو جاتون جيش نکنيد.

* همش نمره 20 بياريد تا بهتون افتخار کنه.

* و ...

ديگه هرچي به مغزتون خطور مي‌کنه که بده انجام نديد و هر چي به مغزتون خطور مي‌کنه يا حتي

نمي‌کنه که خوبه انجام بديد.

اينجوري فکر کنم مقدار غرها رو 40% کاهش داديد به بقيش هم قانع باشيد و نا شکري نکنيد...

Smiley در ضمن بگم من همه اينکارا رو مي کنم غر هم خيلي ميشنوم اگه راه حل ديگه‌اي بلديد ترو خدا به

 منم بگيد.

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:8توسط کیا | |


کنکوري‌ها به سه دسته تقسيم ميشوند:

1- خرخونها:

موجوداتي شبه انسان، از نظر اين گروه زندگي يعني کنکور، کنکور يعني زندگي. شک ندارم آنها يکسال

تمام است که خود را در آينه نديده اند. در طي اين يکسال حرفي جز در مورد درس و تست و کنکور از

دهن آنها خارج نشده، آنها يکسال تمام است که در حال زدن خر بدبخت هستند و حتي در اين دقايق آخر

 نيز دست بردار نبودند. آنها در اين يک سال شايد فقط يکي دو شب، شش ساعت خوابيده باشند به اين

 اميد که بعد از قبولي در دانشگاه يکي دو هفته‌اي فقط بخوابند. من به اين دسته پيشنهاد ميکنم از

 همين الان بروند و با خيال راحت بخوابند و هيچ خودش را ناراحت نکند زيرا که رتبه‌هايشان از هم اکنون

 فروخته شده است.

2-درس خونها:

انسانهايي که در طي اين يکسال هم درسشان را خوانده‌اند هم خودشان را در آينه ديده‌اند، هم

سريالهاي آموزنده‌ي صدا و سيما را تماشا کرده‌اند و فيض برده‌اند، هم با دوست پسر يا دوست دختر

 خود... (از ذکر ساير موارد به دليل مسائل امنيتي معذورم)

3- بي خيالها:

گروهي هستند که اکثر آنها تحت تاثير ترانه‌ي «خيالي نيست» قرار گرفته‌اند و در طي اين يکسال کلاً

 بي‌خيال کنکور و درس و مدرسه شده اند. آنان بسيار باهوشتر از دو دسته‌ي اول هستند زيرا مي‌دانند

 سؤالات کنکور شب امتحان به دستشان ميرسد، پس چه نيازي به زحمت کشيدن است.اين گروه يک

سال تمام خوردند و خوابيدند و آن شب زنده‌داريهاي گروه اول را تحمل نکرده اند و فقط يک شب پا به پاي

دسته‌ي اول بيدار مي‌مانند (براي خواندن سؤالات کنکور). اين دسته به احتمال 99 درصد به دانشگاه راه

پيدا ميکنند. (اون يک درصد را هم محض خنگ بودن طرف گفتم).

بله، اينها آينده سازان مملکت ما هستند

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:6توسط کیا | |

تو اين مملکت چند چيز باعث مي‌شه انسان بتونه موقعيت كاري خوبي داشته باشه:

1- پول

2- پارتي گردن کلفت

3- مقام و موقعيت

4- طبقه بالاي اجتماعي

5- سواد و معلومات

6- رشوه

 و اگر كسي اينها را نداشت و  مي‌خواست كه موقعيت كاري خوبي براي خودش درست كنه بهتره كه از

 راههاي زير استفاده كنه:

 1- دزدي

2- خوردن حق مردم

3- کلاهبرداري و پست فطرتي

4- زير آب زدن و پاپوش درست کردن

5- مجيز گويي و شيرين عسل بازي

6- کارهاي خلاف و باند بازي

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت21:5توسط کیا | |

آدمها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند ،

ولی گنجشکها جدی جدی میمیرند ،

آدمها شوخی شوخی زخم زبون می زنند ،

ولی دلها جدی جدی می شکنند ،

آدمها شوخی شوخی لبخند می زنند ،

ولی دلها جدی جدی عاشق می شن .

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت17:5توسط کیا | |

خداوند سه چیز را نمی آفرید :

شهوت     عشق     دروغ

تا انسان از روی شهوت به خاطر عشق دروغ نمی گفت

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت16:3توسط کیا | |

درسته که جوونیم اما دلامون پیره/////آخه همه روزامون تو تنهایی اسیره

درسته که میخندیم ولی با گریه شادیم/////به خاطر سرنوشت تو غصه ها افتادیم

آره میگن ما بهاریم اول و تازه کاریم/////ولی تو این روزگار دلخوشی نداریم

یکی میگه امیدین برای نسل دیروز/////اما چطوری بگیم خسته شدیم از امروز

درسته که زنده ایم داریم نفس میکشیم/////مرگ و شکستو  با هم کم کم داریم می چشیم

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت13:40توسط کیا | |

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زني كه حامله شده چيه؟ هر سه تاشونو دير كشيدن بيرون

شجاع‌ترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين

فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت13:21توسط کیا | |

من اگه معلمها اجازه بدن درباره ی همه چیز که به فکرتون میاد مینویسم مثلا : موبایل.شعر.ماشین.فلسفه.عشق.متافیزیک.و...  مخصوصا" موبایل

انشالله بعد از ۱۰ اردیبهشت زود زود وبلاگو بروز میکنم و از ۲۶ اردیبهشت تا ۲ تیر اصلا" نمیام تا این امتحان زهرمار نمونه ی دولتی رو بدیم تا ببینم چی میشه وبعد از اونم همیشه هستم

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت16:11توسط کیا | |