تبليغاتX
عروسک زشت

عروسک زشت

آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است

امروز رفته بوديم با دوستان پاك (نسيم+دخترخالش/سمانه/ساغر/مريم)رفته بوديم استخر جاتون خالي كلي خوش گذشت....بعد من رفتم خونه خالم.....

دخترخاله هام بعد از ظهر داشتن درس مي خوندن(من كه مي رم سوم دبيرستان داشتم ماهواره نيگا مي كردم ....اونا خرخووووني!!!!).....(نگار كلاس 4رم ابتداييه.ساغر هم اول ابتدايي)نگار داشت تست مي زد(واسه تيزهوشان)خالم هم داشت از ساغر درس مي پرسيد.....ساغر موقع درس جواب دادن من من مي كرد!!خالم مي گفت :اه ! خنگه!مامانم گفت اصلا" معنيه چيزيو كه مي گه مي دونه؟؟؟خالم جمله رو خوند...يه جمله يه خطي بود!كه تو جمله كلمه "سيل"بود مامانم گفت مي دونه سيل چيه؟خالم گفت آره!ازش پرسيد ساغر سيل چيه؟؟؟؟ساغر گفت مـــــــــــــــــــــــــــي دونم!!!!!همه ما گوش شده بوديم ببينيم چي مي گه؟!

.

.

.

.

.

گفت:

وقـــــــــــــــــــــــــتي رعد و برق مي بـــــــــــــــــاره يه باد خنك .........

داشت جملشو مي گفت كه خونه رف رو هوا !!!!مرديم از خنده!من و نگار تا  شب كه بيايم خونه همينو سوژه كرده بوديم و مي خنديديم.....

حالا بزار از سوتيه نگار بگم....داشت تست مي زد ....اومد از من پرسيد:(با خنده!)نازنين.....اين چيـــــــــــــــــه؟؟؟!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حدس بزنين چه كلمه اي بود؟!

.

.

.

.

"گوه"!!!!

گزينه هاش:ماشين ساده ايست.....

خودتون مي دونين ديگه چي خونده بود؟!!!!

خلاصه امروز مردم از خنده!!!!

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت21:54توسط نازنین | |

3شنبه (78.5.22) ساعت 12­_1ظهر با بچه هاي نجوم پژوهشسرا + محسن روحي(استاد نجوم پژوهشسرا)+خانم داداشي(استاد نجوم پژوهشسرا)+ميلاد ناظري+سعيد نامدار+خانم خوش نشين و آقاي بابايي(مسؤلين پژوهشسرا) رفتيم سمنان_دامغان وسط كوير براي رصد . تو راه چند جا وايساديم . تو توقف دوممون قبل از رسيدن خيـــــــــــــــــــــــــــلي خوش گذشت. من و چند تا از بچه ها كفش و جورابمونو در آورديم و رفتيم تو آب(يه چي تو مايه هاي چشمه رودخونه بود!)بعضي ها هم خيلي پاستوريزه بازي در آوردن و نيومدن تو آب! محسن و ميلاد و سعيد هم تو آب بودن و مي رفتن جاهايي با عمق بيشتر!و ما نمي تونستيم بريم چون نميتونستيم پاچه هامونو زياد بديم بالا !!!بچه ها و آقاي بابايي كرم مي ريختن سنگ پرت مي كردن تو آب و ما رو خيس مي كردن! بچه ها كلي سنگ خوشگل جمع كردن!!......خوب شد اتوبوسش كولر داشت وگرنه ميمرديم تو اون هوا!!!حالا از بازياي توي راه مي گم !2رديف اتوبوس مسابقه مي دادن! هر گروه يه كلمه انتخاب مي كرد به يكي از گروه مقابل ميگفت اون بايد با حركات پانتوميم به دوستاش ميفهموند چيه!!! بازيه باحالي بود!اين بازي پيشنهاد ميلاد ناظري بود. راستي يكي از كلمه هايي كه من انتخاب كرده بودم "تخم ارزن كپك زده" بود كه بچه ها موافقت نكردن چون نمي تونستن توصيفش كنن!!!اگه كسي تونس با پانتوميم توصيفش كنه به منم بگه ! من تو راه از خانم داداشي و آقاي روحي كلي سوال پرسيدم....وقتي رسيديم يه خورده استراحت كرديم...بعد رفتيم تلسكوپ رو سر هم كرديم! شب شروع كرديم به رصد! ماه_مشتري_كهكشان خودمون_كهكشان آندرومدا_جبار_ستاره قطبي ......... شبش باد زياد مي وزيد و هوا رو به سرد بود . رفتيم لباسامونو پوشيديم ......حدود ساعت 3 بود كه اومديم با محسن و بچه ها و ميلاد و سعيد يه خورده استراحت كنيم دور هم نشستيم و كلي خاطره تعريف كرديم (يكي از قشــــــــــنگترين لحظه هاش همون قسمت بود!) از آقاي روحي پرسيدن بهترين سفرت كجا بود گفت خرم شهر!و مي گفت كه شهر مقدسيه و...ميلاد هم از چند تا از خاطره هاش با بچه هاي نجومي و سفرش به آنتـــــــــــــــــــــــــــاليا و اين كه شهر مقدسيه مي گفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خلاصه خيلي خوش گذشت ...... من 4ونيم خوابيدم 6ونيم بيدار شدم!...چند نفر هم اصلا" نخوابيدن! ....

بعد رفتيم چشمه علي .... صبحونه خورديم و به راه ادامه داديم و4شنبه 12_1 رسيديم خونه

حالا نكته مهم اينجاس!كي مي تونه بگه بد ترين قسمت اين سفر علمي كجــــــــــــــــــــاس؟

.

.

.

.

.

.

.

.

بعـــــــــــــــــــــــــــــله ...

.

.

.

درسته!

.

.

سرويس بهداشتي نداشــــــــــــــــت!

.

در هر صورت من خدا رو شكر مي كنم كه در اون مدت نتركيدم(منفجر نشدم!)

فكر كنيــــــــــــــــــن با اون همه غذا!!!!! صبح رفتيم چشمه علي ...اونجا سرويس بهداشتي داشت.....

به اميد سفري دوباره ...(البته به جايي كه سرويس بهداشتي داشته باشه!اگه بگم سرويس بهداشتي هم به اندازه تلسكوپ مهمه واسه سفر دروغ نگفتم!)

......................................................................................

ديشب ماه رو ديدين؟(ماه گرفتگي رو مي گم!)آره خوب منم ديـــــــــــــــــــــدم!

گوشي ساغر خاموش بود!(نتونستم بهش بگم قراره بريم تو پارك ..!)من و زهره ساعت11رفتيم پارك آفتاب(ساري:وا3 اونايي كه نمي دونن كدوم شهره!!!)البته من 10دقيقه قبل 11 رسيدم رفتم تو پيست اسكيت و ديگه ديگه!تا محسن (آقاي روحي) و بقيه دخترا و پسراي نجومي پژوهشسرا برسن!زهره هم اومد!هي بهم مي گفت بيــــــــــــــا ديگه!!!منم مي گفتم تو بيا تو پيست!راستي 1دوست هم ديشب پيدا كردم!مسافر بودن (تو پارك)حدس بزنين اسمش چي بود!؟

نه عمرا" نمي تونين بگين!اسمش نازنــــــــــــــــــــــين بود!كلي هم باهم تفاهم داشتيم ازم خاستگاريم كرد!!!!

خوب بزارين توصيفش كنم!يه دختر ناز كه مانتو مشكي پوشيده بود يه شال سبز هم گذاشته بود !مدل موهاش هم مثه مدل موهاي من بود ولي چون من تو پيست كلي اين ور اون ور ميرفتم مدلش بد بهم ريخته بود!خلاصه با اصرار زهره از پيست اومدم بيرون_ساعت يه ربع 12 بود!)رفتيم پيش محسن و بچه ها. 4_5تا تلسكوپ با يكي 2 تا دوربين 2چشمي آورده بودن!   ماه رو ديديم!رفتيم با 3_4 تا از بچه ها جاتون خالي كلي تاب خورديم......و خلاصه تو اين مدت مامان هي ميومد مي گفت نازنين بيا بريم ديــــــــــــگه!!! منم هي مي پيچوندم تا بالاخره ساعت 2رفتيم خونه ولي خوب خيــــــــــــــــــــلي خوش گذشت چن همه بچه هاي نجوم بچه هاي صميمي مهربون و خاكي اي هستن و مخصوصا" آقاي روحي كه به نظرم آدم فوق العــــــــــــــاده ايه.....

راســـــــــــــــــــــــــــــــتي داشت يادم مي رفت تولد مهدي جون(امام زمان)رو بهتون تبريك بگم ........عيد همتون مبــــــــــــــــــــارك!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت11:2توسط نازنین | |

نحوه تشخيص امکان ديده شدن در اتاق هاي پرو اين روزها مساله امنيت و پخش عکس و فيلم هاي خصوصي داغ است پس زمان خوبي هست که اين مطلب را بخوانيد: بحث آينه هاي دو طرفه . بله افرادي به اين روش از شما در حاليکه در هتل يا اتاق پرو يا در حمام يا دستشويي هستيد فيلم يا عکس تهيه کرده و به معرض عموم مي گذارند. پس حتما قبل از اينکه از محل هاي داراي آينه استفاده کنيد از يکطرفه بودن آن مطمئن شويد ! اما چطور؟ قبل از هرکاري از تست انگشت استفاده کنيد: انگشت خود را روي آينه قرار داده. اگر بين انگشت شما و تصوير آن يک فاصله اي باشد اين آينه واقعي است. اگر انگشت شما به تصويرش چسبيده باشد، اين آينه دو طرفه است و فردي دارد شما را مشاهده مي کند. دليل : چون در آينه واقعي لايه جيوه در پشت شيشه است ولي در آينه هاي دو طرفه لايه جيوه در روي سطح شيشه است. لطفاً اين موضوع را براي دوستان خود مطرح کنيد و از ریختن آبروي فرد و خانواده اي جلوگيري کنيد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت22:10توسط نازنین | |

2

 

چرا شب تاريكه و روز روشن؟

 

جدی اگه کسی می دونه بگه چون واقعا" مشغول کرده!!!!!کمکم کنین!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت21:32توسط نازنین | |

 ۱

 

 

لامپي به مدت يک دوم دقيقه روشن مي شود، سپس براي يک چهارم دقيقه خاموش مي شود، به مدت يک هشتم دقيقه روشن مي‌شود و قس عليهذا. درست بعد از يك دقيقه لامپ روشن خواهد بود يا خاموش؟

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت21:7توسط نازنین | |

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت23:41توسط نازنین | |

يک نفر از اساتيد دانشکده شهر آتن پايتخت يونان چندي پيش عددي را کشف کرد که خصايص عجيبي دارد.
آن عدد:
۱۴۲۸۵۷ ميباشد.
اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل:
۲۸۵۷۱۴ ميشود! (به ارزش مکاني ۱۴ توجه کنيد).
اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل:
۴۲۸۵۷۱ ميشود!(به ارزش مکاني ۱ توجه کنيد).
اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل:
۵۷۱۴۲۸ ميشود!( به ارزش مکاني ۵۷ توجه کنيد).
اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل:
۷۱۴۲۸۵ ميشود!(به ارزش مکاني ۷ توجه کنيد).
اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل:
۸۵۷۱۴۲ ميشود! (سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده)
اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل:
۹۹۹۹۹۹ ميشود!

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت23:6توسط نازنین | |

Abel : از جمله جوايز جديد در دنياي رياضيات است که از طرف آکادمي علوم نروژ به مناسبت بزرگداشت تولد نيلز هنريک آبي (Niels Nenrik Abel 1802-1829) از سال 2003 به مناسبت دويست امين سالگرد تولد اين رياضي دان به محققين رياضي اعطا مي شود.

Cole : براي پاسداشت خدمات پروفسور فرانک نلسون کول (Frank Nelson Cole) از موسسين انجمن رياضيات آمريکا، اين انجمن دو جايزه در زمينه هاي جبر و تئوري اعداد به رياضي دانان و محقيقن علم رياضي اعطا مي شود.

Eternity : نوعي پازل است که توسط کريستوفر مانکتون (Christopher Monckton) اختراع شد و شامل 209 تکه م يباشد که هر کدام يک چند ضلعي هستند که زواياي داخلي آنها 30 يا 60 يا 90 درجه مي باشد. اين پازل در سال 1999 در انگلستان معرفي شد و هدف آن ساختن پازل به گونه اي است که تشکيل يک دوازده وجهي - از نوع dodecagon - را بدهد. اين جايزه مبلغ يک ميليون پوند بود که در سال 2000 به دو رياضي دان که مسئله را حل کردند اعطا شد. چند سال بعد يک رياضي دان ديگر چيدمان ديگري از اين پازل را حل کرد و جايزه ديگري را نصيب خود کرد.

Fields Medal : اين جايزه بسيار شبيه به جايزه نوبل در رياضيات است. همانطور که ممکن است بدانيد جايزه صلح نوبل به رياضياي دانان اعطا نمي شود. اما Field Medal هر چهار سال يکبار از طرف اتحاديه بين المللي رياضيات به محققان رياضي اعطا مي شود. اين جايزه براي اولين بار در سال 1924 از طرف يک کنگره بين المللي در تورنتو (Toronto) تعيين شد. اين جايزه بالاترين جايزه و پاداش در زمينه رياضيات است که ممکن است به شخصي تعلق بگيرد. اين جايزه يک مدال طلا است که ارزشي معادل پانزده هزار دلار دارد.

IMO : در عالم رياضي جوايز بسياري در مسابقات بين الملي به برترين ها اعطا مي شود که شايد بزرگترين و معتبرترين آنها مسابقات بين المللي المپياد رياضي (The International Mathematical Olympiad) است. IMO مجموعه مسابقات همه ساله براي دانش آموزان دبيرستاني در کشورهاي مختلف انجام مي شود. اولين IMO در سال 1959 در رماني برگزار شد و به تدريج گسترش پيدا کرد بگونه اي که امروزه بيش از 80 کشور در آن شرکت مي کنند.

Putnam : از ديگر مسابقات مهم مي توان به مسابقات Putnam که در آمريکاي شمالي برگزار مي شود اشاره کرد. اين مسابقات براي داشنجويان راضي برقرار مي شود و همه ساله در اول دسامبر بيش از 2000 دانشجو در دو جلسه و در مجموع شش ساعت به حل 12 مسئله رياضي مي پردازند. اغلب مسائل سخت هستند و راه حل هاي عادي ندارند.

MCM : يا International Mathematical Contest in Modeling نوعي از مسابقات تيمي دانشجويي است. مسائل اين مسابقات اغلب توسط مسئولين دولتي يا دست اندرکاران صنعتي طراحي مي شود. بهترين راه حل ها در ژورنالها و مجله هاي معتبر منتشر مي شوند.

Nevanlinna : جايزه اي است که از طرف اتحاديه بين الملي رياضيات به محققين در زمينه علوم اطلاعات (Information Science) اعطا مي شود. افراد برنده همانند Field Medal جايزه دريافت مي کنند، اين جايزه براي اولين بار در سال 1983 در ورشو ارائه شد. اين جايزه به محققان در زمينه هايي مانند علوم کامپيوتر، زبانهاي برنامه نويسي، مدل سازي رياضيات، محاسبات عددي، بهينه سازي، تئوري اطلاعات، پردازش سيگنال، سيستم هاي کنترل، هوش مصنوعي و … ارائه مي شود.

RSA Number : اعداد RSA اعداد مرکبي هستند که تنها دو فاکتو اول دارند براي همين گاهي اوقات به آنها اعداد نيمه اول (semiprime) گفته مي شود. با وجود آنکه اعداد RSA به مراتب کوچکتر از بزرگترين اعداد اولي است که تاکنون شناخته شده است اما بايد اذعان کرد که تجزيه اين اعداد در حالي که فاکتورهاي آنها اعداد اول بزرگ باشند بسيار بسيار دشوار است. از اين اعداد براي سيستم هاي رمز با کليد خصوصي و عمومي در انتقال اطلاعات استفاده مي شود. شرکتي بنام RSA Security جايزه بزرگي به شخصي خواهد داد که الگوريتمي براي تجزيه اين اعداد که فقط دو عامل اول بزرگ دارند اعطا خواهد کرد. لازم به ذکر است که تاکنون براي اعداد RSA از 100 الي 174 بيت جوايزي به ارائه دهندگان الگوريتم اعطا شده است اما براي اعداد RSA شامل 193 بيت راه حلي ارائه نشده است.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت19:39توسط نازنین | |

جان مريم چشماتو واكن، منو نگاه كن
شد هوا سفيد، در اومد خـــــــــــورشيد

وقت اون رسيد كه بريم به صحرا ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم

جان مريم سری بالا کن، منو صدا كن
بشيم رونه، بريم از خــــــــــــــــــونه

شونه به شونه، به ياد اون روزها ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم

باز دوباره صبح شد، من هنوز بــــيدارم
كاش می خوابيدم، تو رو خواب می ديدم

خوشه ی غم تـــوی دلم ...... زده جوونه، دونه بدونه
دل نمی دونه، چه كــنه با اين غم ...... آی نازنين مريم، آی نازنین مریم
بيا رســــيد وقت درو ...... مال منی از پيشم نرو
بيا سر كارمون بريم ...... درو كــــنيم گندمارو
بيا رسيد وقــــت درو ...... مال منی از پيشم نرو

بيا ســــــــر كارمـــــــــون بــــــريم
بیا بیا نازنین مریم، آی نازنین مریم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت10:20توسط نازنین | |

ye matlab dar bare 30nehha ke doonesanesh va3 khanoooma khooobe


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت2:44توسط نازنین | |

يك شركت ژاپني امكان عروسي زوج هاي جوان را در فضا فراهم كرده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به  نقل از آسوشتيدپرس، كساني كه آرزوي گفتن بله عروسي خود را در فضا دارند مي توانند با پرداخت حدود يك ميليون و چهارصد هزار يورو جشن عروسي خود را در فضا بگيرند. عروس و داماد فضايي مي توانند سه مهمان را به همراه خود در يك فضاپيماي كوچك خصوصي به همراه ببرند.

مدت زمان اين عروسي فضايي حدود يك ساعت است و عروس خانم بايد به سرعت بله را به آقاي داماد اعلام كند و بخش اعظم و اصلي جشن عروسي پيش از پرتاب فضاپيما بر روي زمين برگزار مي شود. سكوي پرتاب اين سفينه فضايي عروسي در پايگاه كوچكي در اوكلاهماي امريكا واقع شده است.

اولين عروسي فضايي براي سال 2011 برنامه ريزي شده است و مسئولان اين شركت ژاپني ارائه كننده خدمات عروسي در فضا اميدوار ثبت نام كردن زوج هاي زيادي به خصوص از كشورهاي عربي و چين هستند. دنيس تيتو ميليونر امريكايي نخستين توريست و مسافر فضا در سال 2001 بود و از آن پس سفرهاي فضايي باب شد.

.

+نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت17:44توسط نازنین | |

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي ؟

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد  او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد

+نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت23:9توسط نازنین | |

lore ba zanesh davash mishe.cheragho khamoosh mikone.zanesh mige chi shode? mige javabe ablahan khamoshist!

ye rooz agha gorge goshad goshad rah mirafte ,azash miporsan agha gorge chera intori rah miri,mige raftam dare khoone shangoolo mangool goftan kie?goftam manam manam madaretoon ,babashoonam bavar kard...)) Martike Nekbaaaat

+نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت10:41توسط نازنین | |

daste kodoom ghazal bedam nabze dele asheghamo poshte kodoom bahoone baz penhoon konam hegh heghamo

+نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت22:47توسط نازنین | |