تبليغاتX
عروسک زشت

عروسک زشت

آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است

در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویرمنـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.

محقق این تحقیق می گوید، "ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود."

"طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود."

بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، "فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند."

"اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد."

این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد.

خاطرنشان می کنند که، "مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد.."

"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه."

"تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند."

+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت19:52توسط نازنین | |

+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت12:23توسط نازنین | |

1) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه به شما عشق می ورزند، عشق می ورزید.

در یك رابطه، هنگامی كه فقط یكی از طرفین در اكثر اوقات از لحاظ روحی تعقیب كننده و دیگری تعقیب شونده می‌باشند، سالم نبوده و از تعادل خارج شده و محكوم به شكست خواهد بود.

2) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه كه شما عشق می ورزید، به شما عشق می ورزند.

در چنین رابطه ای كه قلبتان را بطور كامل در طبق اخلاص نگذاشته اید، هیچگاه احساس رضایت نخواهید داشت.

3) رابطه ای كه در آن شیفته توانایی های بالقوه نامزد/همسر خود می باشید.

داشتن یك رابطه سالم با همسرتان به معنی عشق ورزیدن به او به خاطر كسی كه هست، می باشد. نه عشق ورزیدن به او علی رغم كسی كه هست و یا به امید كسی که خواهد بود.

4) رابطه ای كه درآن ماموریت نجات همسرتان را به عهده دارید.

معتادین به نجات دیگران نه از آن رو كه با همسرشان تفاهم دارند، بلكه به این دلیل كه احساس می كنند مجبورند به او كمك كنند، به روابط وارد می شوند. كسانی كه ماموریت نجات دیگران را به عهده دارند، غالبا حس ترحم را با عشق اشتباه می گیرند.

5) رابطه ای كه در آن به نامزد /همسرتان به عنوان یك الگو و آموزگار چشم دوخته اید.

وقتی عاشق كسی می شوید كه الگوی شماست، مشكل است رابطه ای طبیعی داشته باشید. ممكن است رفتار یا گفته هایتان به گونه ای باشد كه گویی برابرید، اما در ذهنتان برای او مرتبه و مقام افزوده ای قائل باشید كه این نیز به نوبه خود هر گونه احساس اختیار و قدرت را از شما سلب خواهد كرد.

6) رابطه ای كه در آن به دلائل بیرونی شیفته نامزد/همسر خود شده اید.

هرگاه شیفته یك ویژگی شخصیتی در ابعاد و صورتهای مختلف كسی شدید، از خود بپرسید: اگر این فرد این ویژگی را نداشت آیا همچنان برایم جذاب بود و می خواستم با او ازدواج كنم؟

7) رابطه ای كه در آن شما و نامزد / همسرتان از تفاهم جزئی برخوردارید.

این نوع رابطه می تواند بسیار فریبنده باشد، مخصوصا هنگامی كه همان یك زمینه ای كه در آن تفاهم برخوردار هستید، برای شما اهمیت زیادی داشته باشد و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه و قوی اشتباه بگیرید.

8) رابطه ای كه در آن نامزد/همسر را از روی سركشی و عصیان انتخاب می كنید.

گاهی افراد كسانی را برای ازدواج انتخاب می كنند كه خصوصیات شخصیتی آنها در تضاد كامل با آنچه كه مورد نظر والدینشان می باشد است، در این صورت این امكان وجود دارد كه از رابطه خود به عنوان روشی به منظور سرپیچی و عصیان در مقابل والدین خود استفاده می كنید، نه از آنرو كه فرد مناسب را یافته اید.

9) رابطه ای كه در آن نامزد/همسر را به عنوان عكس العملی در قبال نامزد/همسر قبلی خود انتخاب كرده اید.

در این رابطه، شما فردی را انتخاب می كنید كه در او فقط به دنبال آن دسته از ویژگیهایی هستید كه رابطه قبلیتان فاقد آنها بوده است.

10) رابطه ای كه در آن نامزد/همسرتان از نظر روحی و عاطفی در دسترس شما نیست.

این نوع از رابطه روابطی را در بر می گیرد كه نامزد /همسر از نظر عاطفی و روانی با كسی دیگر درگیر است و بطور كامل نتوانسته است درگیری عاطفی خود را با شخص سوم حل كند.




شش ویژگی شخصیتی مهم كه باید در همسر آینده خود به دنبال آن باشید.

1) تعهد به رشد شخصی

نامزد/ همسرتان متعهد می شود كه تا سر حد ممكن برای اینكه همسر بهتری باشد، بیاموزد. و مایل است كه به صورتها و اشكال مختلف كمك و راهنمایی دریافت كند.

نامزد /همسرتان از نقاط كور و برنامه ریزی احساسی دوران كودكی خود، آگاه و مطلع بوده و به این موضوع كه چگونه كوله باری از احساسات را با خود به رابطه آورده است، واقف است، زیرا درگیر شدن با كسی كه به نقاط ضعف و مشكلات خود بی اعتنا ست، خطرناك است.

نامزد/همسرتان در جهت رشد شخصی خود، اهدافی دارد و شما نیز با گذشت زمان شاهد تغییرات بخصوص و مثبتی در او هستید.

2) باز بودن روحی و احساسی

چنانچه نامزد/ همسرتان نتواند احساسات خود را بصورت كلامی بیان كند و آنها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یك رابطه صمیمی را ندارد.

3) صداقت

  • نامزد/ همسرتان باید با خود صادق باشد.
  • نامزد/ همسرتان باید با دیگران صادق باشد.
  • نامزد/ همسرتان باید با شما صادق باشد.
  • هنگامی كه همسرتان به طور دائم و همیشگی با شما صادق است، طبیعتا به او اعتماد خواهید كرد.
4) پختگی و مسئولیت پذیری

وقتی نامزد/ همسری غیر مسئول پیدا می كنید، در واقع بچه ای را برای خود یافته اید كه فقط بدن و اندامی بزرگسالانه دارد. چنین نامزد/همسری ممكن است دوست داشتنی باشد، حتی ممكن است شنونده و غمخوار خوبی نیز باشد، اما یقیناً آمادگی رابطه ای بزرگسالانه و تمام عیار ندارد.

5) ‌اعتماد به نفس بالا

  • كسی كه اعتماد به نفسش پائین است به منظور رسیدن به احساس خوب عشق می ورزد، در حالی كه یك شخص با اعتماد به نفس بالا چون احساس خوبی دارد عشق می ورزد.
  • هر چه خودتان را بیشتر دوست بدارید، كمتر می توانید از لحاظ جسمانی و عاطفی به خودتان آسیب برسانید.
  • هرچه خود را بیشتر دوست داشته باشید، كمتر اجازه خواهید داد باشما بدرفتاری شود.
  • نامزد/همسرتان باید اعتماد به نفس خود را با عمل كردن اثبات كند.
6) نگرش مثبت نسبت به زندگی

  • نامزد /همسرتان همیشه برای پیدا كردن راه حل، تمركز می كند.
  • نامزد/همسرتان موانع را به فرصتها و سختی ها را به درسهایی سازنده بدل می كند.
  • نامزد /همسرتان به توانائیهای خود در بهبود اوضاع و شرایط اعتماد دارد.
  • نامزد/همسرتان خوش بین است و باور دارد كه اوضاع را همیشه می توان بهتر كرد.
  • نامزد/همسرتان بواسطه آگاهی و بینش، می تواند درشخصیت خود تغییرات مثبت بوجود آورد.


  
نقش ابراز هیجانات مثبت در شخصیت و پیامدهای زندگی


ابراز هیجانات مثبت موجب می شود تا افراد بیشتر احساس رضایت و خرسند بودن، سرزندگی، هم حسی و صمیمیت و گرمی بین فردی را تجربه كنند و كمتر در برابر عواطف منفی آسیب پذیر باشند.

پژوهشی در مورد مسائل زناشویی نشان می دهد، دخترانی كه هیجانات مثبت بیشتری را ابراز می كنند احتمال بیشتری دارد كه در سن پائین ازدواج كنند و احتمال كمتری دارد كه در زندگی میانسالی خود تنها بمانند. افرادی كه هیجانات مثبت بیشتری را ابزار می كنند از رضایتمندی زناشویی بیشتری برخوردار هستند، تنش های كمتری را تجربه كرده و كمتر به سمت طلاق پیش می روند زیرا این گونه افراد با تعارضات موجود در روابطشان بطور موثری مواجه می شوند.

فردریكسون خاطر نشان می كند كه هیجانات مثبت از طریق پرورش تفكر خلاق، ایجاد آمادگی برای سود بردن از فرصتهای موجود، تقویت پیوندهای اجتماعی و خنثی كردن هیجانات منفی، بنیانهای شخصیت فرد را پایه ریزی می‌کند.

ابراز هیجانات مثبت موجب بروز ویژگیهای شخصیتی مانند قدرت پذیرش بالا و احساس كارایی می شود كه می تواند نشانگر وجود مهارتهای شناختی و بین فردی مطلوب باشد.

افرادی كه بیشتر به ابراز هیجانات مثبت خود می پردازند، از نظر شخصیتی سازمان یافته و از نظر ذهنی متمركزتر هستند. این افراد محور زندگی خود را بر پیشرفت قرار داده اند و در مقابل تكرار و تداوم تجارب منفی عاطفی كمتر آسیب پذیر هستند. از جرات ورزی بیشتری برخوردارند و برونگراترند.

ابراز هیجانات مثبت از طریق چهره، ساختار تعاملات اجتماعی را از طریق انتقال اطلاعات به دیگران در مورد احساسات، اهداف اجتماعی و همچنین برانگیختن پاسخهای هیجانی در دیگران، شكل می دهد. معمولا دیگران از تعامل با افرادی كه به ابراز هیجانات مثبت می پردازند، لذت می برند و به طور فعالی در جستجوی چنین تعاملاتی هستند.



تعاملات منفی در زندگی زناشویی بخصوص برای زوجهای قدیمی تر موجب بروز مشكلات جسمانی بیشتری برای آنها می شود. 

براساس یك مطالعه جدید داشتن یك ارتباط خوب، یك همسر قابل اعتماد و تفاهم در یك ازدواج می‌تواند موجب ارتقاء سلامت جسمانی فرد شود. این مطالعه كه به بررسی نقش كیفیت زندگی زناشویی در سلامت جسمانی می پردازد نشان داده است كه در صورت افزایش تبادلات منفی نسبت به تبادلات مثبت به سلامت جسمانی همسران صدمه وارد می شود، و این صدمه برای اشخاصی كه به مدت طولانی ازدواج كرده اند و بیش از 50 سال سن دارند، جدی تر است. دكتر جامیلابوكوالا از كالج لافایت در پژوهش خود پنج بعد مربوط به كیفیت زندگی زناشویی را در مورد افرادی كه برای بار اول ازدواج كرده بودند مورد بررسی قرار داد. این 5 بعد عبارت بودند از: عدم توافق، رفتارهای مثبت همسر، رفتارهای منفی همسر، كیفیت كلی روابط و ارتباطات زناشویی. او در كنار این 5 بعد به بررسی چهار عامل مربوط به سلامت جسمانی پرداخت كه این چهار عامل عبارت بودند از: نشانه های جسمانی، مشكلات مزمن جسمی، ناتوانی جسمانی و سلامتی ادراك شده.

بوك والا در پژوهش خود عواملی مانند موقعیت اجتماعی، اقتصادی، تعلیم و تربیت، زمینه خانوادگی و نشانه هایی را كه ناشی از افسردگی می باشد، به عنوان عواملی كه مشكلات مربوط به سلامتی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد كنترل و مستثنی كرد و به نتایج ذیل دست یافت:
بروز مستمر رفتارهای منفی با تحت تاثیر قراردادن سلامت جسمانی افراد موجب تحت الشعاع قرار گرفتن رفتارهایی می شوند كه حتی مثبت هستند. برخی از این رفتارهای منفی كه مهم ترین آنها عبارتند از: تقاضاها و انتظارات افراطی، بحث و جدل و انتقاد دائمی و مستمر، غیرقابل اعتماد شدن و تحریك مداوم همسر خود، رابطه بسیار نزدیكی با ضعف روز افزون در سلامت جسمانی همسران دارند. بروز همیشگی و مستمر رفتارهای منفی همسران تاثیرات طولانی مدت و فزاینده ای را بر روی سلامت جسمانی افراد همانند سایر عوامل استرس زای روانشناختی می گذارد.

الگوهای رفتاری منفی بین همسران از طریق مداخلات مناسب قابل تغییر و اصلاح است. این مداخلات مناسب از طریق زناشویی درمانی امكان پذیر است كه برای كاهش یا حذف تبادلات انتقادگونه و یا تقاضا ها و انتظارات افراطی طراحی شده است و از افزایش و گسترش هیجانات منفی بین همسران جلوگیری می كند. اگر زناشویی درمانی استرسها و آشفتگی های زناشویی را كاهش دهد، آن گاه امكان حمایت زوج ها در مقابل مشكلات ناشی از رفتارهای منفی بر روی سلامت جسمانی وجود دارد

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت0:12توسط نازنین | |

جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد.

این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود.

حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند.
تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.
در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است!


▪ اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند:

«مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه).
▪ اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر)
▪ اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید.
▪ اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است.
▪ اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند.
▪ اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.
▪ اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.»
▪ اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب).
▪ اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)
▪ اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است.
▪ اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.
▪ اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد.
▪ در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند:


۱) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند.
۲) در سن پایین ازدواج نكنید.
۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت0:7توسط نازنین | |

یه سایت پر عکس!!!!

http://www.allpic.ir/page/link.aspx

hjtfgj

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت23:59توسط نازنین | |

 

پارادوکس خداوند قادر مطلق
آيا خداوند مي تواند سنگي بسازد که نتواند بلند کند؟

 

پارادوكس تخته سياه
تخته سياهي را در نظر بگيريد كه روي آن علاوه بر اعداد ۱، ۲، ۳، جملةكوچكترين عدد طبيعي كه روي اين تخته سياه ارائه نشده است. “ نوشته شده است.
در اين صورت گرچه عدد ۴ روي تخته سياه نمايش داده نشده است، ولي عبارت مذكور روي تخته سياه، مبين ۴ است.

 

پارادوكس دروغگو( Liar’s Paradox) يا پارادوكس ائوبوليدس (Eubulides’ Paradox )
مي گويند روزي ائوبوليدس، متفكر يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد، گفت: ” چيزي كه آلان مي گويم دروغ است“. اگر گفتة او درست باشد، آنگاه بنا به آنچه گفته است، بايد گفته اش دروغ باشد، واگر گفتة او دروغ باشد، دوباره بنابر آنچه گفته است نتيجه مي شود كه گفته اش درست است.

 

پارادوكس دور
اين پارادوكس توسط آلبرت ساكسوني در قرون وسطي طرح گرديده است:
جملة P اين است: ”q دروغ است.“
جملة q اين است: “ P راست است. “
نکته جالب اين است كه اگر ما داراي يك نوع منطق سه ارزشي باشيم كه در آن گزاره ها بتوانند فقط يكي از ارزشهاي ”راست“، ” دروغ “ و ” نه راست ـ نه دروغرا داشته باشند آنگاه گزارةP به صورت “ P دروغ يا نه راست ـ نه دروغ استنمي تواند هيچيك از ارزشهاي ” راست “ ، ” دروغ “ و ” نه راست – نه دروغرا به خود بگيرد.

 

پارادوكس تابلو
اين پارادوكس در ۱۹۱۳ توسط رياضيدان انگليسي جردن (P. E. B. Jourdain) ارائه شد:
تابلوئي داريم كه در يك طرف آن
جمله پشت اين تابلو راست است.“ و در طرف ديگر آن ”جمله پشت اين تابلو دروغ است.“ نوشته شده است!

 

پارادوكس سقراط ( Socrates Paradox )
نقل شده است كه ســـــقراط روزي گفته است:” چيزي كه مي دانم اين اسـت كه من هيـچ چيز نمي دانم “.

 

پارادوكس جزيرة وحشي ها
در جزيره اي قبيله اي وحشي زندگي مي كردند كه دو خدا، خداي راستي و خداي دروغ داشتند. آنها هر كس را كه به جزيره مي آمد قرباني مي كردند، به اين ترتيب كه از وي سوالي مي پرسيدند، اگر راست مي گفت او را قرباني خداي راستي و اگر دروغ مي گفت، او را قرباني خداي دروغ مي كردند. روزي شخصي وارد جزيره شد. او را گرفتند و از او پرسيدند” سرنوشت تو چه خواهد بود؟“ آن شخص جواب داد ” شما من را قرباني خداي دروغ خواهيد كرد.“ با اين جواب وحشي ها مستاصل شدند زيرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ بايد هم قرباني خداي راستي شود و هم قرباني خداي دروغ!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت23:50توسط نازنین | |

1

2

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت1:34توسط نازنین | |

به يك زنداني گفته مي شود كه او در يكي از روزهاي بين شنبه و پنجشنبه به دار آويخته خواهد شد، اما تا روز به دار آويخته شدن، وي نخواهد دانست كه كدام روز اعدام مي شود.او روز پنجشنبه به دار آويخته نمي شود، زيرا اگر او تا چهارشنبه زنده باشد مي فهمد كه اعدام در روز پنحشنبه صورت خواهد گرفت، اما به او گفته شده است كه وي از روزي كه به دار كشيده مي شود پيشاپيش آگاه نيست. او روز چهارشنبه نيز اعدام نمي شود زيرا اگر تا سه شنبه زنده بماند، با توجه به اين كه بنا به استدلال بالا روز پنجشنبه اعدام نمي شود، مي فهمد كه روز چهارشنبه اعدام انجام خواهد شد. استدلال مشابه نشان مي دهد كه او در هيچيك از روزهاي ديگر نيز نمي تواند اعدام شود.اما در روزي غير از پنجشنبه جلاد وارد مي شود و وي را اعدام مي كند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت1:9توسط نازنین | |

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید


سلام بچه ها!خیلی وقت بود نیومده بودم تو نت!دلم براتون بد تنگولیده بود!

 

مهشید جون گفته بود چه طور می شه وبلاگ ساخت:

باید بری تو http://www.blogfa.com سربرگ ثبت وبلاگ جدید رو بزنید...یه سری اطلاعات ازتون می خواد!بعدش شما می شین صاحب یه وبلاگ!

به همین راحتی!

خوش باشین

وای بچه ها امروز چه گرم بود...........دارم میمیرم از تشنگی....روزه هم سخته ها!!!!

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت14:54توسط نازنین | |

به نام خدا

..................امشب فيلم مانكن رو ديدم........ْآنجلينا جولي واقعا" زيباست....با اندام فوق العاده.....البته اين تو فيلم گناه اصلي(original sin)هم معلوم بود ......ولي اين فيلم هم فوق العاده بود..........مانكن....شبيه فيلم علي سنتوري خودمونه!!!......امشب اين فيلم بد اشك منو در آورد! اون جاهايي كه واسه آخرين بار رفته بود پيش ليندا .....همين طور اشكام ميومد......و ديگه آخراش اشكام با هق هق همراه شده بود...

اعتياد چه مي كنه با آدما؟؟؟!و اينكه معتادا ديگه كارايي مي كنن كه نمي شه جزء آدم حسابشون كرد.....خيلي دلم مي خواد در آينده(وقتي بزرگ شدم!) يه جوري بهشون كمك كنم.....دلم نمي خواد انسان ها اين حقيقت رو كه اون ها قبل از هر چيزي آدم هستن رو فراموش كنن و كاراي حيواني انجام ندن....

خدايا...................خدايـــــــــــــــــــــــــــا ....مي دونم صدامو مي شنوي ..........ازت مي خوام به آدما كمك كني خودشونو ، حقيقت وجودشونو فراموش نكنن و اونايي هم كه فراموش كردن خودشونو پيدا كنن!خدايا به آدما اين اراده رو بده كه آدم بمونن.....خدايا ......كـــــــــــــــمكون كن......

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت23:54توسط نازنین | |

 

به نام خدا

يازده دقيقه اسم كتابيه كه امشب  خوندم از پائلو كوئلو!كتاب جالبي بود اما مطمئنم تو ايران چاپ نخواهد شد.......چون راجع به يه زن فاحشه است ....اسمش مارياست......اون گفته:من چي رو از دست مي دم اگه تصميم بگيرم يه مدت فاحشه باشم؟؟؟؟؟شرف؟شان؟عزت نفس؟اون فكر مي كنه هيچ كدوم رو نداشته!اون گفته من به خواست خودم به دنيا نيومدم...هيچ كس رو نداشتم كه دوسم داشته باشه.من هميشه تصميم اشتباه گرفتم....حالا به زندگي اجازه مي دم براي من تصميم بگيره!

راستش منم گيج شدم اگه ماريا الان جلوم بود نمي دونم چي بايد بهش مي گفتم يا چه جوري متقاعدش مي كردم كه آدم نبايد هر كاريو واسه شادي بكنه؟!

توصيه مي كنم كتابشو گير بيارين بخونين!من كه خوشم اومد...كلا" كتاباي پائلو كوئلو آدمو به فكر وادار مي كنه ....

 

+نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت23:26توسط نازنین | |