|
این مطلب رو از وبلاگ زیر که آدرسش رو نوشتم ور داشتم....
طرف گفت کاري نداره، زنگ بزن خودت ببين، مي گفت زنگ زديم، چند دقيقه بعد يه پرايد مشکي اومد به آدرسي که داده بودم، صندلي عقب سه نفر نشسته بودند، هر سه از جنس مونث در رده هاي سني مختلف، بعد راننده که خودش هم زن بود گفت يکي رو انتخاب کن! … مي گفت منم بهت زده چشمام چهار تا شده بود.. گفتم ممنون، اشتباه شده، احتمالا شماره رو اشتباهي گرفتم، شرمنده…. خلاصه بش ثابت شد، گوسفند زنده يعني زن يا دختري که يه شب بت اجاره مي دن (از شبي 10 تومن داره تا 100 هزار تومن… البته در آمريکا بيشتر ساعتيه، مثلا ساعتي 100 دلار… همه از پس هزينه تمام طول شب بر نميان)….. اين قضيه رو يادم رفته بود تا پريروز : بعد از افطار يه سريال پخش ميشه که رضا عطاران توش بازي کرده… يه سکانس جالب داشت اون قسمت… حميد لولايي با خانوادش که داشتن مي رفتن سر خاک، بنزين تموم کردن، چيزي نداشتن روش بنويسن " بنزين" که با دست نگه داره و به ماشين هايي که رد ميشن نشون بده… بالاخره هر جوري بود يه تيکه کارتن پيدا کردن و روش نوشتن بنزين… نگو پشت کارتنه نوشته بوده گوسفند زنده… حميد لولايي هم حواسش نبود و برعکس گرفتش … يه موتوريه نگه داشت تا قيمت گوسفند زنده رو بپرسه… حميد لولايي هم فهميد چه سوتي داده طرف رو دک کرد رفت.. موتوري يکم جلوتر رفت وايساد جلو ماشين حميد لولايي که مثلا زن و دخترش توش بودن بشون گفت : "خانوما خسته نباشن!" بعدم اونا جيغ کشيدن و فحش دادن و حميد لولايي دويد طرفش و فحش داد و فلان و بهمان… شايد بگي هيچ ربطي نداره ولي با اون هوش و ذکاوت و موذي گري که من در عطاران سراغ دارم بعيد مي دونم اين سکانس رو همينجوري توي سريال گنجونده باشه.. عطاران و مهران مديري استاد مخفي کردن بعضي حرف هاي ممنوعه زير طنز خودشون هستند… مخصوصا اينکه موتوريه مي گه : خسته نباشيد ! اين يعني طرف دختره رو فاحشه فرض کرده که هر شب با يکي مي خوابه و مسلمه سرش شلوغه پس مي طلبه بش بگي "خسته نباشي" … اگه غير ازين بود لزومي نداشت حميد لولايي و خونوادش انقدر برآشفته بشن، حتي پاستوريزه ترين ها هم يه خسته نباشيد رو يه متلک سنگين حساب نمياره. ببينيد چقدر اين مسئله گوسفند زنده جدي جدي باب شده که بعضي از بازيگران و کارگردانان با هوش هم زير زيرکي بش اشاره مي کنند …. فعلا که توي آگهي ها گوسفند زنده مد شده، شايد اگه اين لو رفت آگهي جذب بازيگر مد بشه، بعدش يه چيز ديگه، بعد ازون هم يه چيز ديگه… به هر حال نکته جالب اينه که تو مملکتي که کتاب هاي ماركز رو به بهانه اروتيك بودن يا جمع مي کنن يا توقيف، ميشه با يه تلفن شب رو با يه روسپي خوابيد … به همين راحتي و به همين خوشمزگي !
مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان که« کسی می خواست»، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود، کس بی کسان. این متنو یکی تو comment هاش گذاشته بود ...
يه وبلاگ به نام ناگفته های مادران و پدارن هست ....كه يه خورده بايد فيلتر شه
من عاشق اين شعرم: Love is like the ocean, burning in devotion
خدايا..........خداياي خودت منو فرستادي اينجا خودت خواسي اين طوري بزرگ شم....اين طوري درس بخونم .....هر چي داشتم تو خاصي.....الان من تو رو مي خوام ....دارم صدات مي كنم.......نمي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟يعني منو ....منو.....نازنينو نمي بيني؟.....چرا ؟؟؟خودت خاصي پاك باشم ....پاك! خدايا.....كمكم كن....كمكم كن.....مي خوام مثه قديما حست كنم.......خدايا اشكامو نمي بيني؟خدايا...تو خودت بهم زندگي دادي......چرا احساس تنهايي مي كنم....يعني اون قدر پست شدم كه ديگه بهم نيم نگاه هم نمي ندازي؟؟؟؟؟خدايا امروز تولدمه ولي تو گريه غرقم......همه چي دارم ....ولي هيچ چي ندارم....خدايا هيچي ازت نمي خوام فقط خودتو مي خوام....مي دونم مثه بچگيام پاك پاك نيسم اما تو پاكم كن.... خدايا امسال فقط تو رو از تو مي خوام................خدايا دوست دارم.....دووووووست دارم.......خدايا ....با تموم وجودم آرزوت مي كنم..... كمكم كن بي تو هيچم.....هيچ! (از كسايي كه اين متنو به هر طريقي مي خونن....ملتمسانه خواهش مي كنم كه برام دعا كنن كه خدا تنهام نزاره........) خدايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!دلم برات تنگ شده ....با اين كه هر روز نماز مي خونم اما بازم كم دارمت.....كمكم كن تو نمازهام احساست كنم........خدايا قطره ي كوچيكيم كه مي خوام به درياي وجود تو بريزم...... واقعا" امشب حس خاصي دارم......17سال قبل ساعت 2 شب به اين دنياي عجيب پا گذاشتم بدون اينكه چيزي از جاي جاي اون و آدماش بدونم.....الان 17سالمه.....خيلي چيزا از اين دنيا و آدماش مي دونم ......اما چه فايده؟!وقتي نه از خودم چيزي مي دونم نه از خدا....
سلام....امروز اومه اومده بودم راجع به برف دانه كخ (تو كتاب هندسه2)يه چيزايي بخونم....گفتم به شما هم بگم....شايد خوشتون بياد.... فرکتال به موجودی گفته می شود که اگر هر قسمت آنرا بزرگ بکنیم شبیه خودش بشود. مثلا یک پاره خط را در نظر بگیرید حال این پاره خط را به سه قسمت مساوی تقسیم کرده و قسمت وسط را پاک می کنیم و حال دو پاره خط داریم، و عملیات فوق را برای هر کدام تکرار می کنیم، و این کار را تا آخر ادامه می دهیم. (چون من الان دارم از ذهن می نویسم، بعضی از اسمها را به خاطر ندارم، در ضمن این شکلها چون با دست کشیده شده شاید تمیز نباشد، خلاصه ببخشید.) یا مثلا یک مثلث (تو پر) را در نظر بگیرید، حال با وصل کردن وسط ضلعها به هم این مثلث را به 4 مثلث مشابه تقسیم می کنیم، و سپس مثلث وسطی را پاک کرده و با سه مثلث باقیمانده همین کار را تا انتها ادامه می دهیم. به این فرکتال "مثلث سرپینسکی" می گویند، مثال دیگر این است که یک مثلث (بهتر است (زیباتر) در این مورد و مثلث سرپینسکی این مثلثها متساوی الاضلاع باشند.) را در نظر بگیرید، حال یک ضلع این مثلث (مثلا AB ) را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید، یک مثلث متشابه با مثلث اولیه، و سه برابر کوچکتر ایجاد کرده و با نیم دور دوران آنرا روی این ضلع قرار می دهیم به طوری که 'A'B بر قسمت وسط ضلع AB منطبق شود و در ضمن مثلث کوچک در خارج قرار گیرد، حال 'A'B و یک سوم وسط AB که بر هم منطبق هستند را پاک می کنیم، و این کار را با هر کدام از پاره خطها تکرار می کنیم، تا انتها ( اگر توضیح من گیج کننده است، شاید دیدن شکل، به فهمیدن آن کمک کند.) اینها فرکتالهای منظم هستند، ولی می توان مثلا در دانه برف کخ به جای اینکه همیشه عمل اضافه کردن مثلث (یا همان اضافه کردن دو پاره خط پس از حذف پاره خط میانی) را در جهت خارج انجام دهیم، به صورت تصادفی آنرا در جهت داخل یا خارج انجام دهیم. به این نوع فرکتالها "فرکتالهای تصادفی" گفته می شود، که در فیزیک وقتی از فرکتال صحبت می کنیم، منظور ما همان فرکتالهای تصادفی می باشد. شما احتمالا یک تعریف از بُعد در ذهن دارید، مثلا می دانید یک خط یک بُعدی است(مثلا محیط دایره) و یک سطح(مثل مساحت یک دایره یا سطح یک کره)، دو بُعدی و یک فضا(مثلا کره یا مکعب) سه بُعدی است. می توان این بُعد را به چند طریق تعریف کرد، که معمولا این تعاریف بعد یک جسم را به صورت یک عدد طبیعی مشخص می کند. حال ما یک تعریف ابتدایی (و غیر دقیق) برای بعد این اجسام ارائه می کنیم به عنوان مقدمه، ما برای کمّی کردن اجسام یک بعدی از طول ، برای دو بعدی از مساحت و برای سه بعدی از حجم استفاده می کنیم، من این کمیت را برای همه اجسام "جرم" می نامم. حال ما داریم که در d بُعد، جرم متناسب است با اندازه جسم به توان بُعد جسم(d) ، یعنی اگر جسم را دو برابر بزرگ کنیم، جرم آن به اندازه دو به توان بُعد آن جسم زیاد می شود. حال اگر جسم ما فرکتال باشد باز این تعریف کار می کند، (چون هر قسمت آن شبیه کل آن می باشد.) ولی دیگر لزوما این بُعد عددی صحیح نیست. مثلا در مثلث سرپینسکی اگر اندازه آن را دو برابر بزرگ کنیم، جرم آن سه برابر می شود،(چون از سه تا از مثلثهای سرپینسکی با ابعاد نصف خودش تشکیل شده است.) که بُعد آن برابر با ln(3)/ln(2) می شود (d=1.584963) به این بُعد ، بُعد فرکتالی می گویند. این تعریف را می توان به این شکل دقیق کرد: کره هایی با قطر(L) را نظر می گیریم (بُعد این کره ها باید مساوی یا بزرگتر از بعد غوطه وری جسم (فرکتال) باشد.) و کمترین تعداد از این کره ها که بتواند کل شکل را پوشش دهد، N(L) می نامیم. این تعداد با L به توان منفی بُعد فرکتالی متناسب است. حال می بینیم که با هر دو تعریف بُعد فرکتالی یکسان خواهد بود، و مثلا این مقدار برای دانه برف کُخ برابر (d=ln(4)/ln(3)= 1.26186) خواهد بود. (چه این فرکتال (دانه برف کخ) عادی باشد چه تصادفی) (یک نکته: برای فرکتالها بُعد فرکتالی بزرگتر(مساوی) از بُعد هندسی (بُعدی که شکل از آن تشکیل یافته (در دانه برف کُخ چون از خط تشکیل شده این بُعد یک است) و کوچکتر(مساوی) از بُعد غوطه وری (بُعدی که فرکتال در آن قرار می گیرد (مثلا برای بلور کخ این بُعد دو است)) برای اینکه به فرکتال بودن جسمی در فیزیک پی ببریم معمولا به محاسبه بعد فرکتالی آن می پردازیم و به این نکته توجه می کنیم که آیا این رابطه توانی (N(L) بر حسب L و یا همان جرم بر حسب اندازه) با یک توان ثابت برقرار است.(که در این صورت می گوییم آن موجود فرکتال است) من برای این دفعه یک آزمایش ساده را بیان می کنم، که در آن می توان بعد فرکتالی یک موجود فیزیکی(واقعی) را با آزمایش تعیین کرد. مواد و وسایل مورد نیاز: 8 برگ کاغذ A4 (بهتر است این کاغذها بهتر است که "شق" باشند. (مثلا، مثل کاغذ صفحه روزنامه مخصوصا صفحه آگهی یا دستمال کاغذی احتمالا مناسب نیست.(شاید هم باشد!!))) یک عدد خط کش تذکّر:دلیل اینکه استفاده از کاغذهای سری A مناسب است این است که نصف آنها نیز از همین سری خواهد بود(نسبت طول به عرضش با کاغذ اصلی برابر است و برابر جذر دو می باشد.)که این خواصیت در کاغذهای سری B (یا کاغذهای دیگری که نسبت طول به عرضشان برابر جذر دو نیست.) وجود ندارد. روش انجام آزمایش: مرحله اول: 4 کاغذ از این 8 کاغذ را مچاله می کنیم، (کاملا تصادفی، یعنی از روشهای لوله کردن، پیچاندن و... می پرهیزیم.)و سعی می کنیم متقارن آنرا مچاله کنیم تا محصول نهایی نسبتا نزدیک به کره باشد. حال قطر این گلوله های کاغذی را در سه جهت عمود بر هم برای هر کدام اندازه می گیریم. از دوازده عدد بدست آمده میانگین گرفته و آنرا به عنوان قطر کاغذ مچاله اولیه ، منظور می کنیم. خطای این قطر نیز با داشتن انحراف معیار میانگین و خطای خطکش بدست می آید. مرحله دوّم: حال هر کدام از 4 کاغذ باقیمانده را ، با قرار دادن دو ضلع کوچک مستطیل بر روی هم و تا کردن آنها از وسط نصف می کنیم، تا کاغذهایی مشابه کاغذهای اولیّه با مساحت نصف آنها بدست آید، (A5 نصف A4 و(A(n+1 نصف An است.(از نظر مساحت)) حال 8 کاغذ داریم و دوباره به قسمت مرحله اوّل برگشته و این کارها را مجدّدا تکرار می کنیم. این عملیات را 7_8 بار تکرار می کنیم حال باید داده های بدست آمده را تحلیل کنیم. در اینجا چیزی که در پست قبلی با نام جرم از آن یاد کردیم همان مساحت اولیه یا همان جرم است (ضریب تبدیل مساحت به جرم چون ثابت است مهم نیست.) حال می توانیم جرم کاغذ A4 را 1 فرض کنیم، به این ترتیب جرم کاغذ A5 ، 0.5 و جرم کاغذ A6 ، 0.25 و .... می شود.(البته می توان مثلا جرم کوچکترین کاغذ را 1 گذاشت و آنوقت کاغذهای بزرگتر به ترتیب جرم 2 ، 4 ، 8 ، 16 ، 32 و .... را خواهند داشت.) حال با کشیدن نمودار تمام لگاریتمی جرم بر حسب قطر برای کاغذهای مچاله می توان بعد فرکتالی این موجود را حساب کرد. (اگر این نمودار خط نباشد یعنی این موجود فرکتال نیست.) در چند دفعه ای که من آزمایش کرده ام همیشه r>0.999 بوده است، که این مقدار خط بودن را من در آزمایش دیگری به یاد ندارم!!! البته می توانید دوباره این آزمایش را با این تفاوت که در این بار کاغذ را قبل از مچاله کردن خیس کنید، انجام داده و تغییر بعد فرکتالی بدست آمده را مشاهده کنید.
زني كه 4 باز ازدواج كرده بود هنوز دختر بود
سلـــــــــــــــــــام .....چه طورين؟يه خورده خستم...اعصابم خورده....خداي من...كمكم كن....حيف كه خيلي چيزا رو نه ميشه تو وبلاگ نوشت نه به كسي گفت.....اگه دفتر خاطرات نبود ......خيلي بد ميشد...مخصوصا" براي يكي يه دونه ها!...............بگذريم...بعضيا هميشه تنها ميمونن...تو جمع ولي تنها...شايد تا آخر عمرشون كسي دركشون نكنه ...شايد هم اوني كه دركش مي كنه و مي فهمدش...بقيه نمي زارن اونا به هم برسن.....كار دنياس ديگه....!اما خوب كار دنيا به من هيچ ربطي ندااااااره!مي فهمي!!!من مي خوام فقط واسه خودم وعشقم و زندگي و دنياي خودم و خدام زندگي كنم...مطمئنم كسي اينو نمي فهمه اوناييم كه مي فهمن خودشونو به خريت مي زنن......چه مزخرف.... راستي من ديگه نمي چتم.......مسنجر رو همdeleteكردم....ديگه هم اگه چيزي واسه searchنداشته باشم واسه الافي نميام نت! چن روز ديگه كلاس المپياداي مدرسه شروع مي شه ديگه امسال حوصله المپياد رو ندارم...استاد نجوم جمشيد رضاييه... مدير قديميمون (خانوم جهان آرا)استعفا داده....خانوم سرابي جاش اومده كلي هم از كاركناي مدرسمون عوض شده....خانوم قرباني هم از سمت مسئول المپياد به معاونت رسيد.....!ما آخرين كلاس تو مدرسه ايم...(سوم رياضي!)====<كلاس18!2تا معاون هم گذاشتن اونجا نه ميشه شيطوني كرد نه رقصيد..! راستي چن وقته رفتم تو فاز عرفان.....مي خوام عارف شم اگه خدا بخواد و منو لايق بدونه......نميدونم تاحالا دختر خوبي بودم يا نه...ولي خوب به نظر خودم دخمل بدي نبودم...برام دعا كنين....مي خوام با فيه ما فيه(مولانا)+قرآن+مناجاتاي خواجه عبدالله انصاري شروع كنم...خانم بلبليان(معلم ادبياتمون)هم بهم يه كتاب قرض داده كه هنوز نخوندم بايد جالب باشه..اسمش نيايشه...از برادر دكتر علي شريعتي... راستي اسم دختر خالم هم نيايشه يه ماهشه.....خيلي هم نازه.....!!!!
چگونه خدا را بشناسیم خداي خوب و واقعي
WALKING AWAY
By: Craig David
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away
Sometimes, some people get me wrong
When it's something I've said or done
Sometimes, you feel there is no fun
That's why you turn and run
But now I truly realize
Some people don't wanna compromise
Well I saw them with my own eyes
Spreading those lies, yeah
Well I don't wanna live a lie
Too many sleepless nights
Not mentioning the fights
I'm sorry to say lady
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away
Well I'm so tired baby
Of things you say
You're driving me away
Whispers in the powder room baby
Don't listen to the games they play
Girl I thought you'd realized
I'm not like them other guys
Cuz I saw them with my own eyes
You should've been more wise babe
Well I don't wanna live a lie
Too many sleepless nights
Not mentioning the fights
I'm sorry to say lady
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away from the troubles in my life
I'm walking away oh to find a better day
I'm walking away
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــام
۲۳مهر تولدمه................ راستی یه خبر خـــــــــــــــــــــــــوب... گوشیم گمید!!!!از شرش راحت شدم هی می خواستم بزارمش کنار دلم نمیومد!حالا که گمیده...سیم کارتمو سوزوندم....اما هنوز سیمکارت جدید نگرفتم....اصلا" دیگه از گوشی بدم اومد.....دیگه حوصله sms.miss callروندارم...... راستي يه سايت واسه بچه محصل ها..........باحاله! بايد عضو شي....هم جزوه داره هم امتحان مي گيره.... |
About![]()
با سلام.خدمت دوست عزیزم.ممنون که به وبلاگ خودت سر زدی Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 Authorsکیانازنین Links
نازنین |