X
تبلیغات
عروسک زشت

عروسک زشت

آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است

فال هفته شنبه 28 دي , Jan 17, 2009

بچه ها....امروز تولد عزیز ترین آدم زندگیمه....

تولدش مبارک....

خدایا همیشه کمکش کن....

امیدوارم به همه آرزوهاش برسه...

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
فال هفته شنبه 28 دي ,  Jan 17, 2009

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیمErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

 

متولدين فروردين: با همسرتان صحبت کنید شاید احساس کند به او بی توجهی کرده اید، زیرا اخیراً بیشتر وقتتان را صرف فعالیتهای کاری نموده اید. به دیگران محبت کنید، هم خودتان خوشحال می شوید و هم آن ها.


متولدين ارديبهشت: اخیراً‌ همه چیز خسته کننده بوده است اما به نظر می رسد در نهایت خوشی و شادی در پیش خواهید داشت . به تدریچ در حال پیشرفت هستید و تمام ایده های عالی به ذهنتان می رسد. به جای این که وقتتان را صرف رویاپردازی کنید چرا این ایده ها را عملی نمی کنید.


متولدين خرداد: شاید پولتان را بی دلیل خرج کنید یا حتی بر سر مسائل مالی با کسی بحث کنید. بهتر است تا جاییکه امکان دارد کم خرج کنید، وسائل با ارزشتان را در جای امن نگه دارید و از بحث به خاطر پول دوری کنید زیرا آنها باعث ایجاد استرس و نگرانی می شوند و این همان چیزی است که نباید در حال حاضر داشته باشید.


متولدين تير: زهره به برج حوت می رود.همسرتان دوست دارد در مورد آینده صحبت کند،و شما را با یک نظریه به خصوصی متعجب می کند.اگر با کشورهای خارجی در ارتباط هستید خبرهای شگفت انگیز دیگری هم در پیش رو دارید.با یک فرد خاص ملاقات می کنید.اگر با یک فرد خارجی در ارتباط هستید بهتر است با او تماس بگیرید،هم خوشحال کننده و هم محبت برانگیز است.

متولدين مرداد: امروز هر چه شخصی آشناتر باشد، بیشتر احتمال می رود که شما را عصبانی کند. کاری می کند یا چیزی می گوید که شما را رنجانده وعصبی می کند، به خصوص اگر قبلاً از او خواسته بودید که کاری را انجام ندهد ولی می گوید که شما را رنجانده و عصبی می کند، خواسته شما به گوش او نرفته باشد. شما به کارهای گوناگون مشغولید ولی به نظر می رسد که برای انجام تمام آنها، زمان کافی ندارید، پس اولویت ها را در نظر بگیرید.


متولدين شهريور: امروز عشق برای شما چیزهای شگفت انگیزی می آورد حتی اگر هم رابطه خوبی با همسرتان داشته باشید باز هم بهتر می شود.آنهایی که مجرد هستند،به یک نفر جذب و علاقه مند می شوند.


متولدين مهر: در حال حاضر مسائل قلبی و دلی شما پر از هیجان است و هر اتفاقی ممکن است بیافتد.اصلاً معلوم نیست که قلب شما چه خواهد کرد و ممکن است جذب کسی شوید که قبلاً هرگز به چشم شما نمی آمد.اگر به دنبال عشق اید،می توانید آن را در جاهای عجیب مثل محل کارتان و یا اتاق انتظار مطب دکتر بیابید.


متولدین آبان: اگر دیروز نتوانستید با کسی ارتباط خوبی برقرار کنید،هنوز هم فرصت دارید.می توانید بعضی از اتفاقات را از قبل پیش بینی کنید.هم چنین بسیار خلاق هستید و می توانید ایده های قشنگی را پیدا کنید.


متولدين آذر: امروز ونوس که سیاره تعادل و سازش است به خانه ای از جدول شما که مخصوص خانه و خانواده است وارد می شود . از این تاثیر بی ضرر سیاره ای استفاده کنید و هر نوع مشکل و عدم تفاهمی را برطرف سازید و یک محیط خانوادگی آرامش بخش تر بوجود آورید. اگر در حال خرید و فروش یک خانه هستید. امروز قادرید هر نوع مانعی را از سر راه براحتی بردارید. در ضمن موقعیت خوبی هم برای انجام کارهای تکمیلی خانه یا تمیز کردن چیزهای غیر ضروری که رویهم انباشته شده بودند هست.


متولدين دی: هم اکنون مرکوری وارد برج جدی شده است. لذا نباید با کسی بی جهت در مورد مسائل مالی خود صحبت کنید. ونوس با حرکت خود به سمت برج حوت وارد قسمتی از چارت شما که مربوط به روابط خواهر و برادری است شده و شما را سرگرم می کند. ایده آل این است که با خانواده باشید ولی اگر برنامه ای برای دیدن فامیل ندارید، رفتن به یک رستوران می تواند نشاط آور و خوشحال کننده باشد.


متولدين بهمن: عطارد اکنون در دی ماه با عنصر خاک می باشد. قسمتی از چارت تان که به رازها و خدمت به دیگران تعلق دارد و به نظر می رسد شخصی یا موضوعی مانع از اجرای نقشه هایتان می شود و هر نوع پافشاری از جانب شما بی نتیجه می ماند . آماده باشید که برای مدتی در پشت صحنه کار کنید و این صبوری شما نتیجه خواهد داد.


متولدین اسفند: عطارد اکنون به برج جدی خاکی نقل مکان کرده است. یک حرکت عملی به سمت دوست زمین که می تواند بسیار مفید باشد. ونوس نیز وارد حوت می شود. شما قادر خواهید بود که جذابیت تان را آغاز کنید. حتی بدون این که سعی کنید هر کاری کنید پی خواهید برد که به نظر می رسد که تحسین کننده بیشماری را در پشت سر و پیشرو دارید.

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 15:0  توسط نازنین  | 

عاشورا

عاشورا رو به همه مسلمونا تسليت مي گم....

سال پيش روز عاشورا بابابزرگم فوت كرد......دلم خيلي براش تنگ شده....اونايي كه بابابزرگشونو از دست دادن مي دونن من چي مي گم...اون خيلي مهربون بود....روحش شاد....خدا همه ي رفتگان رو بيامرزه.

بياين يه فاتحه براشون بخونيم.....

 

+ نوشته شده در  87/10/17ساعت 20:49  توسط نازنین  | 

فال هفته شنبه 14 دي , Jan 3, 2009

فال هفته شنبه 14 دي ,  Jan 3, 2009

متولدين فروردين: دیگران شاید در رفتارشان نشان ندهند که به نفع شما عمل می کنند اما در پشت صحنه به نفع شما قدم بر می دارند. به خاطر داشته باشید که آن ها از شما حمایت می کنند. به زودی از کمک های آن ها تشکر می کنید.


متولدين ارديبهشت: در مورد یک رابطه ظاهراً‌ خودتان را بی تفاوت نشان می دهید اما در درونتان فوق العاده به آن اهمیت می دهید. سیارات به شما اجازه می دهند تا نظراتتان را بیان کنید . بنابراین از انرِژی تان استفاده کنید تا قبل از این که دیر شود احساستتان را بیان کنید.


متولدين خرداد: احساس شادابی خاص دارید. باید به سختی کار کنید اما با لبخندی بر لبانتان و با علم به این که می دانید کار درستی انجام می دهید و پاداش های زیادی در انتظارتان است. روحیه بالای شما برای جنس مخالف جذاب است. بنابراین خودتان را پنهان نکنید اجازه دهید ما هم شما را ببینیم. از بودن با افرادی لذت خواهید برد.


متولدين تير: اکنون زندگی به وضع عادی برگشته است و تمایل دارید کمی استراحت کنید.بهتر است یکی از دوستان را که مدتی او را ندیده اید ملاقات کنید.اما مراقب باشید که افراط نکنید وگرنه باید آن را جبران کنید.


متولدين مرداد: حالت کسل کننده دیروز از بین رفته و شما را با انرژی و اشتیاق فراوان، برای به حرکت در آوردن اشیاء رها کرده است. جناب شیر، شما یک نظم دهنده ذاتی هستیدو اين هفته، روز خوبی است که آن را اثبات کنید، شما توان آن را دارید که بهترین راه های ممکن را به مردم نشان دهید، بدون این که کسی را ناراحت کنید و یا خیلی رئیس مآبانه به نظر برسید. هم چنین اين هفته روز خوبی است که برای شغلتان برنامه ریزی کنید.


متولدين شهريور: اين هفته دوست دارید خوش بگذرانید.در این زمان تمام افکار در مورد کار و پیشرفت از بین می رود و دوست دارید تا جایی که امکان دارد لذت ببرید.چرا که نه؟به فکر تعطیلات و مسافرت باشید.


متولدين مهر: اين هفته شما دارای ذهنی آرام تر هستید که آماده است مسائل را حالت صاح و آرامش بیشتری پذیرا شود.نگاهی به اطراف خانه بندازید و ببینید که آیا به اصلاحاتی کوچک نیاز دارد یا خیر.اگر بله،احتیاجی نیست که نگران هزینه های ماه ژانویه باشید و می توانید با گرفتن وام کارهای تان را به انجام برسانید.بسیار عالی خواهد بود در خرید این موارد از کسی تقاضا کنید که همراه شما بیاید و شما را یاری دهد.


متولدین آبان: اين هفته به صدای درونتان گوش کنید و اجازه دهید نیروی فوق العاده آبانی شما را هدایت کند.موضوعی را که تاکنون به آن بی اهمیت بوده اید،مورد بررسی قرار می دهید.قبل از اینکه تصمیم مهمی بگیرید با یک دوست مورد اعتماد صحبت کنید،زیرا کمک های آنان مفید می باشد.


متولدين آذر: اگر اخیراً مسایل مالی خود را نادیده گرفته اید، ممکن است اين هفته مجبور شوید که با این مسئله از نزدیک روبرو شوید. شما از احساس فشار کردن در زمان های که اوقات خوشی دارید خوشتان نمی آید و از این که بعد از ایام کریسمس واصراف در خرج پول مجبورید کمربندتان را سفت کنید شاد نمی شوید. معهذا، شما هم انرژی و هم اراده کنترل مخارج خود را دارید در این زمان. ممکن است یک سردی بین شما و کسی که توجه زیادی برای او دارید بوجود بیاید ولی موقتی خواهد بود.


متولدين دی: ممکن است هنوز همسرتان کمی بدخلق باشد احتمالاً اين هفته شما با دوستانتان بهتر کنار می آئید. در هر حال این کار درستی نیست که بخواهیدناراحتی هایتان را با پناه بردن به وسایل احمقانه برطرف کنید، چون ممکن است به ضررتان باشد.


متولدين بهمن: اين هفته در حال و هوای برنامه ریزی هستید و چه روزی بهتر از اين هفته که برای سال جاری برنامه ریزی کنید ؟ پیشرفتهای جدید نشانه های ترقی را به شما می دهند که به طرف جلو حرکت کنید و با تغییرات وسیعی که در آینده رخ می دهد و از حوداثی که ستارگان برای شما پیش بینی می کنند هیجان زده می شوید.


متولدین اسفند: در هنگامی که بیرون هستید در خیال واهی به سر می برید . اگر مواظب نباشید می توانید تصادف زننده ای را به وجود بیاورد. سعی کنید هوشیار باشید زیرا خیلی از افراد دیگر با رهبرانشان آن جا در ابرها هستند . دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است .

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 13:19  توسط نازنین  | 

emtehan shimi

Khodaya halam kheili bade….saram dard mikone…az hame chi khastam ….tamame tanam engar kooftas…..halam az shimi beham mikhore!asabam khoooorde…….shimio ridam ba "r" ragbar!...kheili kam miiiiiisham ….khodaya chikaaaaaaaaaaaaaaaar konam

راستي تولد كيا هم مبارك...................

 

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 13:16  توسط نازنین  | 

کریسمس مبارک

 

+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 16:57  توسط نازنین  | 

exams are coming...

oh .....God!help me....help us......we,such poor students.....we do need your help................oh.......heeeeeeeeeeeeelp please

 

 

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت 21:52  توسط نازنین  | 

مُد مناسب با ماه تولد شما ... !

 سبک لباس پوشیدن و گرایش متولدین ماه های مختلف نسبت به مُد

برج حمل (فروردین)

متولدین این ماه دوست دارند در همه چیز اول باشند. آنها از همه اطلاعات روز مربوط به مُد و مارک های مختلف لباس آگاهند. آنها از امتحان کردن هر چیزی که مطابق با علایقشان باشد هیچ واهمه ای ندارند و از جسورانه ترین استایل ها و سبک ها استفاده می کنند. به محض دیدن هر مدل جدید در ویترین مغازه ها، باکی ندارند که حقوق به زحمت به دست آورده شان را صرف خرید آن کنند، چون می خواهند اولین نفری باشند که آن مدل را تن می کند. مطمئناً هر مُد و سبک جدیدی از لباس برای اولین بار توسط یکی از متولدین این ماه پوشیده شده است.متولدین این ماه بنا بر طبیعت آتشین خود، تمایل زیادی به رنگ های قرمز و سیاه دارند. کاری ندارند که چه رنگ، چه جنس یا چه مدلی از لباس به آنها بیشتر می آید، آنها همه ی مدل ها و همه ی رنگ ها را امتحان می کنند. لباسهای آنها معمولاً رنگارنگ و پر نقش و نگار است. اما هر چه که هست کاملاً مطابق با آخرین مُد جهان است. کلاه و الماس برای زینت بخشیدن به انگشتان و گردن جزء لوازم زینتی است که بیشتر از چیزهای دیگر مورد استفاده متولدین این ماه قرار می گیرد.

مارک لباس مورد علاقه: Gucci

---------------------------------------

برج ثور (اردیبهشت) :

تا به حال مشاهده نشده است که متولدین این ماه لباسی تن کنند که از مُد افتاده باشد. آنها جزء برجسته ترین مُدگرایان هستند که انتخابشان باعث فخر هر تولیدکننده لباس است. آنها خوب می دانند که در یک میهمانی شام چه لباسی باید تن کنند، و حتی لباس های کارشان را هم از معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خریداری میکنند. قیمت لباس برای آنها هیچ اهمیتی ندارد، چون می دانند از هر چه که خوششان بیاید تا آخر عمر متعلق به آنها خواهد شد. با همه ی این اوصاف، به نظر متولدین این ماه، لباسهای خوش دوخت هیچ وقت از مُد نمی افتند و مارک و لیبل لباسها در درجه اول اهمیت قرار نمی گیرد.لوازم زینتی مربوط به گردن برای آنها نسبت به سایر لوازم اهمیت بیشتری دارد. شال گردن و گردن بند بسیار به آنها می آید. خانم های متولد این ماه بهتر است موهای خود را بالا جمع کنند و آنها را با گیره سرهای زمردین ببندند. به نظرشان رنگ های روشن و پر زرق و برق به درد طبقه متوسط اجتماع می خورد، و رنگ های قهوه ای، بژ و خاکی برای آنها مناسبتر است.

مارک لباس مورد علاقه: Louis Vuitton

-----------------------------------------------------

برج جوزا (خرداد)

برای متولدین ماه دوقلوها هر روز با یک ماجرای جدید همراه است. احتمالاً این افراد هر روز صبح کمد لباسشان را باز می کنند و با جستجو درمیان کوه لباس های درهم و برهم، به دنبال لباسی می گردند که با حال و هوای آن روزشان جور باشد. زیاد دنبال مُدهای مختلف نیستند چون خیلی زود از آن خسته می شوند. اما اگر هر روز یک مُد جدید برای آنها وجود داشته باشد، مشتاقانه از آن استقبال خواهند کرد، اما آن مُد فقط 24 ساعت برای آنها دوام خواهد داشت و نه بیشتر. در خرید کردن مراقب خرج کردن و قیمت ها هستند، اما اگر از چیزی واقعاً خوششان بیاید، بی تردید آن را می خرند. مارک لباس برای آنها کوچکترین اهمیتی ندارد، چیزی که برای آنها مهم است این است که از ظاهر لباس خوششان بیاید، همین.به پوشیدن تاپ و بلوزهای تنگ و چسبان علاقه زیادی دارند، چون می توانند بازوهای زیبایشان را از این طریق به نمایش بگذارند. دست بند و بازوبند جزء لوازم زینتی مورد علاقه آنهاست. اگر بخواهند صبح ها از خانه خارج شوند، آرایش چندانی نمی کنند، شاید فقط یک آرایش خیلی ساده و کمرنگ، مثل یک برق لب. متولدین این ماه دوست دارند هر مدل لباسی را امتحان کنند، اما با اینحال آرایش موهایشان همیشه ساده است.

مارک لباس مورد علاقه: Alexander McQueen

----------------------------------------------------

برج سرطان (تیر)

خوشبختی بالاپوشی است که سالیان سال همراه متولدین این ماه است. همانقدر که به عزیزان و نزدیکانشان وابسته هستند، به لباسهایشان نیز وابسته اند. در گنجه لباسهای متولدین این ماه، حتی قدیمی ترین لباسهایشان هم دیده می شود. خانم های متولد این ماه علاقه ای به پوشیدن لباسپای اسپرت ندارند، و در لباسهایشان همواره حال و هوای زنانه دیده می شود. در کمد لباسشان انواع و اقسام مدل های لباس زیر، از هر رنگ و مدل وجود دارد. پیراهن های مجلسی و زنانه برایشان در راس اهمیت قرار دارد.به نظرشان هر لباسی با جواهرات زیبا و گردن بند های بلند، زیباتر و کامل تر می شود. برای آنها مروارید زیباترین جواهر است و هاله هایی از رنگ سبز آنها را باشکوه تر می کند. اما زیاد اهل آرایش کردن نیستند، مگر اینکه انجام آن سریع و مختصر باشد. برای خشک کردن موها به هیچ وجه از سشوار استفاده نمی کنند، و ترجیح میدهند موهایشان به طور طبیعی خشک شود. آنها ترجیح می دهند که بنا بر راحتی خودشان لباس انتخاب کنند نه براساس مُد روز، اما خوب می دانند که چطور جلوی جمع حاضر شوند که همه را مسحور خود کنند.

مارک لباس مورد علاقه: Ralph Lauren

-------------------------------------------------

برج اسد (مرداد)

متولدین این ماه دوست دارند بهترین از هر چیز را برای خود داشته باشند. اگر پول خرید لباسی را نداشته باشند، به هر طریقی باید آن را از آنِ خود کنند. همیشه خوش کیفیت ترین لباسها را بر تن این افراد می بینید. راحت بودن لباس برای آنها کم ترین اهمیت را دارد، درعوض مارک و لیبِل لباس و مطابق بودن آن با آخرین مد روز برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد. کت و شلوارهای رسمی را در محل کار می پوشند اما در ساعات فراغت ترجیح می دهند لباسهای اسپرت تر و البته از مارک ها معروف تن کنند.خانم های متولد این ماه در استفاده از جواهرات و زینت آلات پر زرق و برق و گرانقیمت زیاده روی می کنند. رنگ های مورد علاقه آنها طلایی، برنز و نارنجی است. متولدین این ماه دوست دارند طوری لباس بپوشند که نظر هر بیننده ای را به خود جلب کند، و الحق که راه آن را خوب بلدند.

مارک لباس مورد علاقه: Versace

-------------------------------------------------------

برج سنبله (شهریور)

متولدین این ماه به خوبی از لباسهایشان محافظت می کنند و لباسهایشان همیشه اتوکشیده و شق و رق است. این افراد که ذاتاً ساده گرا هستند، به قیمت لباس اهمیت زیادی می دهند. ترجیح می دهند لباسهایی گرانتر و خوش کیفیت تر داشته باشند، تا لباسهایی ارزان که با یک یا دو بار شستشو از بین برود. هیچ آثاری از زرق و برق در لباس آنها مشاهده نمی کنید و وقتی از در خانه بیرون می روند، مثل فرشته ها در کمال سادگی و البته زیبایی هستند. لباسهایی که انتخاب می کنند، علاوه بر سادگی بسیار خوش دوخت هستند و یک عمر برایشان ماندگار خواهند بود.زنان متولد این ماه علاقه زیادی به پوشیدن تاپ و بلوزهای کوتاه دارند تا شکم حقیقتاً زیبایشان را به نمایش بگذارند. موهایشان که معمولاً به سادگی آرایش می شود، با مُد هر فصلی کاملاً جور می شود. به رنگ های طبیعی مثل قهوه ای برای لباسهایشان علاقه زیادی دارند. آنها علاقه زیادی به استفاده از جواهر و زینت آلات ندارند و به ندرت در سر و دست آنها نشانی از زیورآلات مشاهده می شود، مگر انواع بسیار ساده آن که به پوستشان هم حساسیت ندهد.

مارک لباس مورد علاقه: Calvin Klein

-----------------------------------------------------

برج میزان (مهر)

طبع کمال طلب متولدین این ماه، هیچ علاقه ای به لباسهای از مد افتاده ندارد. اطلاعات آنها درمورد انواع سبک ها و استایل ها و مُد به اندازه ای است که باعث میشود همه برای مشورت پیش آنها بیایند. وقتی صبح ها برای آماده شدن جلوی کمد لباسشان می ایستند، مجموعه ی شگرفی از انواع انتخاب ها پیش رویشان قرار می گیرد اما فرصتشان برای انتخاب بسیار کوتاه است. آنها می دانند که همه ی لباسهایشان عالی است و جذابشان می کند، اما باید لباسی را پیدا کنند که آن روز بتواند بیشترین تاثیر را بگذارد. لباسهای آنها همیشه خوش دوخت و بی عیب و نقصند و سعی می کنند از معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خرید کنند.اگر گوش سمت راستشان را سوراخ کرده اند، گوش سمت چپشان هم باید سوراخ شود. هر چیز که در تن آنها می بینید کاملاً متعادل و متوازن است. از انتخاب رنگ لباس گرفته تا فاصله بین دکمه های روی کتشان، همه دقیق و متعادل است. آرایش صورتشان آنقدر بی عیب و عالی است که گویی هیچ آرایشی نکرده اند. از جواهر هم فقط برای برجسته تر کردن زیباییشان استفاده می کنند. به طور کلی متولدین این ماه عاشق خرید کردن هستند و این از سر و وضعشان کاملاً پیداست.

مارک لباس مورد علاقه: Giorgio Armani

-------------------------------------------------

برج عقرب (آبان)

طبقه بندی کردن متولدین این ماه که همیشه جذاب و سکسی لباس می پوشند بسیار دشوار است. یک روز مطابق آخرین مُد روز و روز دیگر مطابق استایل ها و سبک های قدیمی لباس می پوشند. اما هر چه که بپوشند، قصد و نیت مخصوصی از آن دارند. اگر با لباس باز و سکسی بیرون بروند، احتمالاً به دنبال جلب نظر مردان هستند. اگر کت و شلوار مارک دار بسیار گرانقیمت تن کنند، احتمالاً قصد تصاحب مقام بالایی از شرکت در سرشان است. تا حدی از مُد پیروی می کنند که شایسته و متناسب آنها باشد، و به هیچ وجه بنده و برده مُد نمی شوند.استفاده از زیورآلات آنها نیز با تناقض همراه است. ممکن است گاهی سر و دستشان را پر از جواهر کنند یا اصلاً به کلی از زیورآلات استفاده نکنند. موهایشان ممکن است یک روز بلند و روز دیگر کوتاه باشد. آنها خدای تغییر قیافه اند و یکی از مهمترین ابزارهایشان برای این منظور، آرایش و گریم است. متولدین این ماه طبیعت حساس و ظریفشان را از طریق رنگ های سیاه و قرمز هویدا می کنند.

مارک لباس مورد علاقه: Miu Miu


----------------------------------------------------

برج قوس (آذر)

کمانداران متولد این ماه، سعی می کنند بنا بر راحتی خود لباسهایشان را انتخاب کنند و چندان طالب مُد نیستند. آنها لباسهایی را انتخاب می کنند که بتوانند به راحتی در آن حرکت کرده و جنب و جوش کنند. شلوار جین های گشاد و پیراهن های آزاد، و به طور کلی لباس اسپرت کاملاً با روحیات آنها سازگار است. برای آنها اهمیتی ندارد که دیگران درمورد ظاهرشان چه می گویند.کفش های انتخابی آنها در تابستان سندل و در زمستان کفش های اسپرت کوه نوردی است. هرچند ممکن است گه گاه با پای برهنه هم اینطرف آنطرف بروند. زنان متولد این ماه عادت به استفاده از زیورآلات ندارند و علاقه ای هم به آرایش کردن از خود نشان نمی دهند. از رنگ های شاد و زنده استفاده می کنند که به خوبی با طبع شوخ و شنگ آنها سازگار است. مردان متولد این ماه هیچ ابایی از گذاشتن ریش های خشن و نامرتب ندارند و خانم ها نیز موهایشان را معمولاً به صورت طبیعی زینت می کنند.

مارک لباس موردعلاقه: Marc Jacobs

-----------------------------------------------

برج جدی (دی)

متولدین این ماه، چه زن و چه مرد، طالب لباسهای کاملاً رسمی هستند. آقایون کت و شلوار را به ژاکت های اسپرت و خانم ها کفش های پاشنه بلند را به سندل ترجیح می دهند. آنها دوست دارند بهترین لباسها را تن کنند اما نه به این قیمت که همه ی حقوقشان را صرف خرید آن کنند، به همین منظور بیشتر لباسهایشان را در حراج ها خریداری می کنند. سعی می کنند فقط لباسهای مورد نیاز خود را خریداری کنند و از همه ی لباسهایشان هم استفاده میکنند. ممکن است لباسهایشان متعلق به آخرین مد روز نباشد، اما آنقدر شیک هستند که رئیسشان بفهمد که در کارشان کاملاً جدی هستند.آن پولی را که در خرید لباس صرفه جویی می کنند، صرف خرید وسایل زینتی می کنند. جواهراتشان ساده اما گران هستند. متولدین این ماه هم رنگ های قهوه ای، بژ و خاکی را ترجیح می دهند. موهایشان را معمولاً کوتاه اما مدل دار و شیک نگاه می دارند و در کمتر از پنج دقیقه می توانند به خوبی آن را آرایش کنند. متولدین این ماه را می توان جزء اولین نفراتی دانست که ساعت های دیجیتالی و کامپیوتری دست کردند و موبایل هم که زینت جیب هایشان است.

مارک لباس موردعلاقه: Donna Karan (DKNY)

----------------------------------------------------

برج دلو (بهمن)

متولدین این ماه را هیچوقت مشغول خرید در فروشگاه های بزرگ نمی بینیم. آنها بیشتر ترجیح می دهند تا از بوتیک های کوچکتر و البته ارزانتر خرید کنند. این افراد هم به سبک خودشان از مُد پیروی می کنند. گنجه لباسهایشان پر از لباسهای رنگی و جورواجور است. بین این لباسهای مختلط، و مختلف، به ندرت لباس واقعاً خوش دوخت و باشکوهی پیدا می شود.قوزک پا، عضو مورد علاقه آنها در بدنشان است (هرچند همیشه یا پیچ خورده یا رگ به رگ شده است). به همین خاطر مچ بند، سندل هایی که بندشان به دور قوزک پا بسته می شود و دامن های بلند تا قوزک، جزء لباسها و زیورآلات مورد علاقه خانم های متولد این ماه است. رنگ و مدل موهایشان مدام در حال تغییر است، اولین بار برای غافلگیر کردن والدینشان موهایشان را به رنگ سبز درآوردند، اما باقی عمر برای جلب نظر سایر مردم این رنگ کردن ها را ادامه دادند. از آرایش های روشن و متنوع استفاده می کنند، اما اگر از آرایش خوششان نیاید، حتی یک کرم خشک و خالی هم به صورتشان نمی زنند.

مارک لباس موردعلاقه: Anna Sui

--------------------------------------------------------

برج حوت (اسفند)

متولدین این ماه دوست دارند به راحتی میان انواع مختلف لباس، انتخاب کنند. درخانه بیشتر با پاهای برهنه، دامن های بلند و آزاد هستند. در لباس پوشیدن طالب آزادی هستند، ولی از آنجا که می دانند نمی توانند لخت به خیابان بروند، به حراجی ها رفته تا لباس مورد علاقه شان را خریداری کنند. اگر به حال خودشان گذاشته شوند، ترجیح می دهند با همان لباس زیر اینطرف و آنطرف بروند و اگر هم سردشان شد پتو دور خود بپیچند.سنگ ها و جواهرات مرواریدنما زینت آلات خوبی برای آنها به حساب می آید. زنجیرهای کمر، مچ بند، پابند، و البته انگشتر های انگشتان پا، تنوع جالبی به لباس پوشیدنشان می دهد. موهایشان معمولاً بلند است و می دانند که چطور آن را به سرعت مرتب کنند. معمولاً وقت زیادی را برای انتخاب یا پوشیدن لباس اختصاص نمی دهند و اصلاً نگران وضعیت ظاهریشان نیستند.

مارک لباس موردعلاقه: Stella McCartney

+ نوشته شده در  87/09/24ساعت 22:49  توسط نازنین  | 

فال هفته

فال هفته شنبه 23 آذر  , Dec 12, 2008


:: فال های گروه ارور، همه هفته از فال هندي و چيني به دست مي آيد كه در اختيار شما قرار داده می شود ::

متولدین فروردین (بره): شايد دراين هفته احساس كنيد که داريد به بن بست ميرسيد و نميتوانيد روی هيچکس حساب نمائيد، بنابراين بهترين دوره را داريد که تمام قيد و بندهای بيهوده را از دور خود جدا نموده و با تمرکز نمودن روی آنچه که واقعا ميتوانيد خوشحالتان سازد، هدف و روش جديد زندگي را پيش گيريد.
 

متولدین اردیبهشت (گاو): در اين هفته از نظر مالي تا هنگامي که از رفع کامل گرفتاريهای مالي مطمئن نشده ايد، دست به ولخرجي نزنيد. از سرمايه گذاريها و ريسکهای مالي که نتيجه شان برايتان مبهم است، خودداری نمائيد. با ديدار دوستان دوران کودکي خوشحاليتان فوق العاده خواهد بود.
 

متولدین خرداد (دوقلوها): هيچ چيز به اندازه تقسيم نمودن خوشبختي و موفقيتهايتان را با کساني که دوستشان داريد، نميتواند خوشحالتان سازد. سعي کنيد در اين هفته وقت بيشتری را با همسرتان بگذرانيد و در زندگي زناشوئي نيز با ايجاد تغييراتي در روش خود، آرامش بيشتری بوجود آورید.

متولدین تیر (خرچنگ): بايد با دور انديشي تصميم بگيرید و به عواقب و عوارض آن فکر کنید. گروهي در کار خود دچار نوعي بلاتکليفي شده اند يعني هم پيشنهاد جالبي برايشان رسيده و هم در آن امتيازاتي دارند بهر حال بايد سريعا" تصميم گیری نمایید و مطمئنا قبول این پیشنهاد به نفع شما خواهد بود.

متولدین مرداد (شیر): تلاش شبانه روزی و خستگي ناپذير بعضي از متولدين اين ماه برای رسيدن به مقام و منزلت ايده آل، قابل تقدير است ولي نبايد به مسير جاه طلبي افراطي رسید، چرا که تلاش برای رسيدن به قله هميشه مفيد و آينده ساز است و در غير اينصورت ويرانگر شخصيت سازنده انسانها.

متولدین شهریور (سنبله):  ازداواج عجولانه ای که اينروزها برای معدودی پيش آمده بايد به مسير عاقلانه تری رهنمون خواهد گردید به آن دسته از اين افراد که ندانسته به مسير بدگويي و غيبت و دشمن تراشي کشيده ميشوند توصيه ميگردد زودتر مسير خود را تغيير بدهند وگرنه به دردسرهايي دچار خواهند شد.

متولدین مهر (ترازو): خيلي از خانمهای متولد اين ماه گله دارند که هر چه برای اطرافيان خود ميکنند بجز نمک نشناسي و نارو و کلک چيزی نصيب شان نميشود و در واقع جواب محبت و فداکاری شان، دشمني و يا بي تفاوتي است. به اين گروه توصيه ميشود حداقل با شناسائي آدمها، اقدام به ياری کنند.

متولدین آبان (عقرب): بعضي خانمهای متولد اين ماه در زمينه مديرت، موفقيت و کار و کسب بسيار توانا و خوش شانس هستند ولي معمولا" قدرشان را کمتر ميدانند . حضور بعضي پدر و مادرهای عاقل و دور انديش در جمع متولدين اين ماه سبب شده خيلي از اختلافات و جدايي ها در نطقه اول متوقف شده و بايد قدر اين انسانها را بدانند .

متولدین آذر (کمان): با پيش آمدن بعضي حرفها و مسائل در جمع خانوادگي متولدين اين ماه، کدورتهايي پيش آمده که اگر بموقع در رفع آن اقدام نشود احتمالا" بصورت يک مشکل درخواهد آمد. همبستگي های فاميلي و خانوادگي در ميان اين گروه بسيار محکم و قوی است و نبايد بدلايلي از هم بپاشد.

متولدین دی (بز): خيلي از متولدين اين ماه در ميان چشمان حيرت زده اطرافيان دست به هر کاری ميزنند و موفق هستند و همين مسئله حرفها و شايعات بسياری را برانگيخته است در حاليکه بايد به همت و تجربه و تخصص اين گروه نيز نگاهي بياندازند تا بفهمند که آنها در داشتن چنين موقعيت و کسب پيروزيها، لياقت و شايستگي دارند.

متولدین بهمن (ظرف آب): چند پست مهم دست به دست میشود و شما نیز از در این دست به دست شدن تغییرات زیادی در رابطه با کار خود خواهید داشت. که این تغییرات تاثیری مثبت در روند زندگی شما خواهد داشت. شانس به زندگی شما رو کرده است. آنرا از آن خود کنید.

متولدین اسفند(ماهی):

آمده است عشق هایی بر آمده از احساسات نمایان، قل و قرارهای اشک آور، نه تنها مرد متولد خردادماه را تحت تاثیر قرار نمیدهد، بلکه باعث وحشت و گریز او نیز میشود، اما انگار شما یک استثناء هستید چرا که رویدادها و رفت و آمدهای اين هفته میتواند دست و پای شما را درست و حسابی بند کند، البته کمی هم نگران کننده خواهد بود
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 18:32  توسط نازنین  | 

عید قربون به همتون خوش بگذره.......

+ نوشته شده در  87/09/19ساعت 9:14  توسط نازنین  | 

سلام.....خستمه.....حوصلم یه کم از این دنیا سریده.....

گاهی آدما تو هدفاشون تردید می کنن..........

واقعا" هدفمون چیه ؟ چقدر تلاش می کنیم؟ آخرش که چی؟؟؟؟؟تهش چی میشه؟؟؟؟؟

؟

؟

؟

وای امتحانا نزدیک شدن!!!!!۲۶آذر آزمون جامع داریم!!!!

 

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 17:24  توسط نازنین  | 

tokio hotel

Ready, Set, Go

We were running though the town
Our senses had been drowned
A place we hadn't been before

We learned to live and then
Our freedom came to an end
We have to break down this wall
Too young to live a lie
Look into my eyes

Ready, set, go it's time to run
The sky is changing we are warned
Together we can make it while the world is crashing down
Don't you turn around

We are looking back again
Our loneliness and pain
Never been so wide awake

Breathe slowly in and out
I can see the morning break
Too young to live a lie
Look into my eyes

Ready, set, go it's time to run
The sky is changing we are warned
Together we can make it while the world is crashing down
Don't you turn around

Leave it all behind you now
The final wall is breaking down
We are all it's all about
Nothing can stop us now

I promise you right know
I never let you down
Ready, set, go it's time to run
The sky is changing we are warned
Together we can make it while the world is crashing down
Don't turn around

Ready, set, go it's time to run
The sky is changing we are warned
Together we can make it while the world is crashing down
Don't you turn around

Don't you turn around
Don't you turn around

Monsoon lyrics

I'm staring at a broken door
There's nothing left here anymore
My room is cold
It's making me insane

I've been waiting here so long
Another the moment seems to've come,
I see the dark clouds coming up again.

Running through the monsoon
Beyond the world,
To the end of time,
Where the rain won't hurt
Fighting the storm,
Into the blue,
And when I lose myself I think of you,
Together we'll be running somewhere new
Through the monsoon.
Just me and you

A half moon's fading from my sight
I see your vision in its light
But now it's gone and left me so alone
I know I have to find you now
Can hear your name, I don't know how
Why can't we make this darkness feel like home?

Running through the monsoon
Beyond the world
To the end of time
Where the rain won't hurt
Fighting the storm
Into the blue
And when I lose myself I think of you
Together we'll be running somewhere new
And nothing can hold me back from you
Through the monsoon

Hey! Hey!

I'm fighting all this power
Coming in my way
Let it take me straight to you
I'll be running night and day
I'll be with you soon
Just me and you
We'll be there soon
So soon

Running through the monsoon
Beyond the world
To the end of time
Where the rain won't hurt
Fighting the storm
Into the blue
And when I lose myself I think of you
Together we'll be running somewhere new
And nothing can hold me back from you
Through the monsoon

Through the monsoon
Just me and you
Through the monsoon
Just me and you

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 17:44  توسط نازنین  | 

رگــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام.....اتفاقي يه وبلاگيو ديدم .....كه زدن رگ دستو خيلي توپ توصيفيده بود....توصيه مي كنم برين بخونين:
http://pink-floyd-hp.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  87/08/28ساعت 18:25  توسط نازنین  | 

داستان كشتارگاه پنج نوشته ي كورت ونگات

سلام .....تو رو خدا كمكم كنييييييييييييييييين!!!!من داستان كشتارگاه پنج نوشته ي كورت ونگات رو ميييييي خوام.......جون من هر كي تونس لينك دانلودش رو پيدا كنه بهم بده....!هر چي سرچيدم گير نيوردمش!

 

+ نوشته شده در  87/08/27ساعت 19:59  توسط نازنین  | 

عاقبت حلقه عشق تو گرفتارم کرد

 

یوسفی بودم و چون عبد به بازارم کرد

 

قصد من دیدن بستان و گلستانت بود

 

لیکن آن نرگس مست تو چه بیمارم کرد

+ نوشته شده در  87/08/24ساعت 16:51  توسط نازنین  | 

Amozesh Kamel 2 Sim Karteh Kardan MobileHa !!!

 

توسيم توليدکننده تخصصی لوازم جانبی تلفن همراه است.ما در تحقيق ،طراحی، توليد،بازاريابی، فروش و خدمات لوازم جانبی تلفن همراه، سيم کارت دو شماره ای و هدايای الکترونيکی تخصص يافته ايم.ما همچنين طراح وب سايت سيم کارت دو شماره ای خودمان هستيم که شامل سيم کارت دو شماره ای تخصصی هديه ، دو شماره در يک تلفن همراه و تلفن همراه هديه مخصوص سيمکارت دوشماره ای است . امروزه افراد بيشتر و بيشتری به دنبال کيفيت شغل و زندگی خود هستند و آزادی،امور خصوصی،راحتی و اقتصاد هدف اصلی آنها شده است.تلفن همراه به عنوان يک ابزار ارتباطی مهم يک حالت ضد و نقيض به وجود آورده،مثلاً با وجود ساده بودن ، هميشه استفاده از يک شماره هزينه بسيار بالايی داردو در همين حال امور خصوصی فردی را تحت تأثير قرار می دهد. به طور کلی ، اغلب تعويض سيم کارت تلفن همراه کار ساده ای نيست و حتی احتمال گم شدن آن زياد است. در ضمن حمل تلفن های همراه متعدد با شماره های گوناگون کار عاقلانه ای نيست. به منظور تأ مين نيازهای مصرف کنندگان و بازار ،ما يک سيم کارت دو شماره ای جديد را برای حل اين مشکل طراحی کرده ايم.
سيم کارت دو شماره ای Twosim همانگونه که نام آن بيان می کند دو سيم کارت در يک کارت نگه دارنده و دو شماره مختلف در يک تلفن همراه است.Twosim يک روند پيشرفت در تلفن همراه است که راحتی زيادی را برای زندگی افراد به ارمغان می آورد، فاصله بين افراد را کوتاه می کند و رابطه دوستی بين آنها را نزديک تر می نمايد.سيم کارت دو شماره ای جديد يک سورپريز غير منتظره است، زيرا خدمات گوناگونی را فراهم می کند. علاوه بر صرفه اقتصادی و راحتی بيشتر، با سيم کارت Twosim ميتوانيد تماسهای ارزانتری با ديگران بگيريد و در نتيجه هزينه موبايل شما به ميزان زيادی کاهش می يابد. با استفاده از کارت منطقه ای و کارت خارج شهری يا سازگار شدن با سيستم های شبکه ای مختلف می توانيد شارژ تلفن خود را ذخيره کنيد. دو شماره در يک تلفن همراه که در هر زمان می توان يکی را انتخاب کرد ، به راحتی می توان نگهداری کرد و برای تعويض متناوب سيم کارت نگرانی وجود ندارد.
از آنجايی که تفاوت مشخصی بين تماس های شغلی و تماس های خصوصی وجود دارد ، با استفاده از سيم کارت Twosim ميتوان تماسهای شغلی و خصوصی را از يکديگر جدا کرد و شما فضای خصوصی و آزادی بيشتری خواهيد داشت.استفاده از سيم کارت Twosim آسان است.اولين مرحله خارج کردن سيم کارت قبلی و قرار دادن سيم کارت دو شماره ای است.پروسه عملکرد بسيار ساده است، نياز به هيچ تکنولوژی پيشرفته يا اختصاصی ندارد و هر کاربری می تواند آن را بدون مشکل به کار برد.بعلاوه،مهمترين نکته اين است که می توان دو شماره را به صورت آنلاين و بدون روشن و خاموش کردن دستگاه تعويض کرد.با اين عملکرد خاص، شما نگران خاموش و روشن کردن متناوب دستگاه خود نخواهيد بود و در نتيجه هيچ تماسی را از دست نخواهيد داد.
پايداری و امنيت، اجزاء عملکردی اين سيم کارت جديد هستند که تنها سيم کارت را بر روی يک کانال قرار می دهند و اطلاعات مربوط به شماره های مختلف را انتقال نمی دهند، نبابراين هيچگاه اطلاعات خود را از دست نخواهيد داد. بدون توجه به نوع کارت ، تا هنگامی که از شبکه GSM استفاده می کنيد، در مورد کارت V2 و V1 نگران نباشيد.شما ميتوانيد شماره را بر اساس اراده ، مد يا راحتی انتخاب کنيد

 

 

طريقه استفاده ازتوسيم

زمانی که توسيم را داخل موبايل قرار می‌دهيد، به نکات زير توجه کنيد:

  • Pin Codeهر دو سيم کارت بايد قبلاً غيرفعال شده باشد.

  • گوشی هيچگونه کدی نبايد داشته باشد.

  • مطمئن باشيد که سيم‌ها در محل خود دقيقاً نصب شده‌اند.

  • با سيم‌ها به آرامی کار کنيد زيرا مدارها خيلی ظريف بوده و فشار باعث پارگی مدار می‌گردد.

  • يک گزينه به نام STK  به صورت پيش فرض روی همه گوشی‌های موبايل وجود دارد، ولی مخفی می‌باشد، با نصب توسيم، اين گزينه داخل منو فعال می‌گردد که می‌توانيد تنظيمات را با آن انجام دهيد.

 

 

هنگامی که منوی STK  را باز می‌کنيد، پنج گزينه را مشاهده خواهيد کرد:

  • گزينه اول (Sim1) : انتخاب سيم کارت شماره يک برای Online شدن است.

  • گزينه دوم (Sim2) : انتخاب سيم کارت شماره دوم برای Online شدن است.

  • گزينه Auto Switch : برای تنظيم کردن هر سيم کارت برای Online ماندن است. (به عنوان مثال اگر زمان Sim شماره يک را 002 تنظيم کنيد، سيم شماره يک برای مدت 2 دقيقه Online بوده، سپس به صورت اتومات موبايل به Sim شماره 2 Switch می‌کند.

  • گزينه 'Number Edit' برای ويرايش شماره‌های Sim يک و Sim دو می‌باشد.

  • گزينه Language برای تنظيم زبان استفاده از توسيم می‌باشد که بايد بر روی English تنظيم گردد (معمولاً به صورت پيش فرض اين تنظيم بر روی زبان انگليسی می‌باشد)

نکته: در بعضی از مدلهای نوکيا و موتورلا برای اولين بار پيام 'Please Insert Sim Card' را دريافت می‌کند، ولی پس از يک دقيقه اين پيام حذف می‌شود، در صورتی که اين پيام باقی بماند بايد توجه داشته باشيد که سيم کارت درست در جای خود قرار نگرفته است.
به هر حال هنگامی که گوشی با توسيم سازگار نباشد، بهتر است گوشی Reset شود. برای اين کار به بخش 'Phone Setting' در گزينه Security Setting  گزينه‌ای وجود دارد به نام
 Reset Factory Setting  که اين کار را امکان‌پذير می‌سازد.
استفاده از مدل برشی و غير برشی بستگی به محفظه پشت باتری دارد که آيا گوشی گنجايش کدام مدل توسيم را دارد.

 

 

 

 

راهنمای مدل 13th
بعد از اتمام عمليات نصب برای فعال شدن توسيم از روش زير استفاده نماييد


 

dial out key        finish key

001

SIM1 Choose the first mobile phone number

002

SIM2 Choose the second mobile phone number

003

Auto switch         Time 1(00)?input sim1 online time

                      Time 2(00)?input sim2 online time

Ps:set 00 two number auto switch function is off

004

Number edit

*sim1---input sim1 number

 sim2---input sim2 number

005

*English---English

 中文------Chinese

 Pyccknn---Russian

 Turkce----Turkish             There are four languages

 

 

عملکرد سيم کارت بريدنی

 

راهنمای عملکرد

1- لطفا برچسب را از جای خود بيرون بياوريد (دو خط مرکزچسب بر اساس استانداردهای بين المللی طراحی شده اند).

2- لطفا برچسب را به قسمت بالايی بچسبانيد (قسمت فلزی)، دو خط مرکز برچسب بايد به وسيله دو خط مرکز سيم کارت پوشانده شود.

 

3- پس از اتمام مراحل فوق، لطفا به وسيله قيچی سيم کارت را در طول خط سياه ببريد. اگر اولين بار است که اين کار را انجام می دهيد، لطفا سعی کنيد به دفعات متعدد از بيرون از خط مذکور سيم کارت را ببريد تا برش با دقت انجام گيرد. شما می توانيد يک قطعه بزرگتر را ببريد و سپس با استفاده از يک کاغذ سمباده اندازه مناسب را به دست آوريد. در هنگام بريدن يک سيم کارت کوچکتر مراقب باشيد! در نهايت به خاطر داشته باشيد برای جلوگيری از ضخيم شدن سيم کارت، برچسب را از روی آن بکنيد.

 

4- پس از آن دو سيم کارت مزبور را در کورد کارت قرار داده با استيل کانال بدون رنگ در جای خود جا بزنيد و در نهايت آن را در محل سيم کارت در موبايل قرار دهيد.

 

5- در مرکز کارت ظريفترين مدارهای مجتمع قرار گرفته اند و عملکرد شديد سبب تخريب آن می شود، پس به نرمی با آن رفتار کرده و بدون فشار آن را ثابت کنيد.

 

6- سيم کارت دو شماره ای جديد را در محل سيم کارت موبايل قرار دهيد.

 

7- موبايلهای مختلف دارای محل سيم کارت با طراحی های مختلف می باشند، جا زدن سيم کارت دو شماره ای جديد ممکن است سخت تر باشد، لطفا استيل کانال بدون رنگ را جدا کنيد و آن را به وسيله چسب محکم تر کنيد تا جدا نشود.

 

8- اگر اين سيم کارت درون موبايل شل قرار بگيرد کار نمی کند، لطفا يک اسفنج را به گونه ای قرار دهيد که سيم کارت محکم شود.

 

ابزار مناسب برش را برای بريدن سيم کارتها به صورت کلی انتخاب کنيد

 

 

به نکات زير دقيقاً توجه کنيد:


1) حتماً Pin Code سيم کارت ها را قبل از  نصب Two Sim غير فعال کنيد.


2) سيم کارتهای قديمی روی اين سيستم کار نمی‌کند، لذا به مخابرات منطقه خودتان مراجعه نموده و سيم کارت جديد دريافت نماييد.


3) در مدل برشی بعد از بريدن سيم کارت‌ها حتما بايد با سوهان ناخن چهار طرف سيم کارت را بسابيد تا خيلی راحت در محل Two Sim قابل نصب گردد. (به هيچ وجه فشار وارد نکنيد)


4) در صورت نياز محل پين‌ها را با گوش پاک‌کن آغشته به استون تميز کنيد تا لايه‌های اکسيد از روی پين‌ها تميز شود.


5) اکسيد روی پين‌ها را می‌توانيد با يک سوزن تميز نماييد، ولی مواظب مدار و IC باشيد که صدمه نبيند.


6) نگران بريدن سيم کارت نباشيد، اگر اين عمل را دقيق انجام دهيد هيچ اتفاقی نمی‌افتد. ضمناً يک جا سيم کارت پلاستيکی سفيدرنگ شکل سيم کارت شما را به حالت اوليه برمی‌گرداند.


7) اين که از مدل برشی استفاده نماييد يا غيربرشی فقط بستگی به محفظه سيم کارت و باتری دارد و به علت تنوع گوشی موبايل‌ها خودتان بايد مدل غيربرشی را از روی سايت نگاه نموده، سپس با محفظه باتری و سيم کارت موبايل‌تان مقايسه کنيد. (ولی مدل برشی با 95% از گوشی‌های دنيا سازگار است.


8) در مدل برشی حتماً اسفنج مشکی رنگ داخل جعبه را مطابق با شکل روی سيم کارت قرار دهيد تا سيم کارت‌ها قطع و وصل نشود.


9) در مدل برشی چنانچه محل سيم کارت اجازه ورود نگهدارنده فلزی سربی رنگ استيل را نمی‌دهد، آن را برداريد. فقط يک تکه چسب روی سيم کارتها بزنيد که سيم کارتها از جای خود خارج نشود، سپس سيم اصلی را در محل سيم کارت قرار دهيد (مطابق شکل روی وب سايت)

 

10) بهتراست شماره تلفن های روی سيم کارت را به داخل گوشی منتقل کنيد تاعمليات سوئيچ کردن سريعترانجام شود.چون موقع load شدن سيستم مجبوراست شماره تلفن های داخل سيم را فراخوانی کند.

 

11) گوشيهای جديد وپيشرفته به دليل داشتن سيستم عامل ونرم افزارهای مخصوص ممکن است موقع انتخاب کردن خط جديد هنگام Update کردن سيم کارت (انتقال به سيستم جديد ) به دليل بارگذاری مجددنرم افزاروسيستم عامل خودشان مجبوربه Reset کردن گوشی ياخاموش کردن آن شوند.

+ نوشته شده در  87/08/24ساعت 16:45  توسط نازنین  | 

روز دانش آموز

سلام

 

رووووووووز دانش آموز مبااااااااارک!!!!

دلتون جييييييز!مدرسمون بهمون نفري يه كيف پول هديه داده!!!!

چه خبر؟؟؟خوبین؟خوش می گذره؟

راستی یه سایت باحال انگلیسی که می گه typeشما چيه....

www.personalitytype.com

 

+ نوشته شده در  87/08/13ساعت 20:15  توسط نازنین  | 

خبر

روند تحليل مغز از39 سالگي به بعد آغاز مي‌شود
 
 به گفته متخصصان؛ پس از ميانسالي، به تدريج مغز انسان توان خود را براي ترميم غلاف ميلين از دست مي‌دهد و عملكردهاي حركتي و ادراكي فرد به تدريج رو به تحليل رفتن مي‌گذارد.

در اين تحقيق پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا در انستيتو علوم اعصاب و رفتاري انساني «سمل»، مردان بين 23 تا 80 ساله را بررسي كردند كه اين اشخاص با چه سرعتي يك فعاليت حركتي را انجام مي‌دهند و سپس كارآيي آنها را با وضعيت غلاف ميلين در مغزهايشان ارتباط دادند.

در اين تحقيق كه در مجموع 72 شركت كننده داشت، ميزان پيوستگي و انسجام غلاف ميلين در مغز داوطلبان با دستگاه اسكن عكسبرداري شد.

نتايج تحقيقات تاكيد كرد كه از سن 39 سالگي به بعد روند تحليل غلاف ميلين در مغز افراد شروع مي‌شود و اين امر به توان ذهني و حركتي انسان آسيب مي‌رساند.

شرح اين مطالعات در مجله «نوروبيولوژي پيري» به چاپ رسيده است.

منبع: ایسنا

روز كتاب، دانشگاه و دانشجو
 

انتشارات جهاد دانشگاهي از برگزاري برنامه‌هاي مختلف حوزه كتاب و كتابخواني در شانزدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران خبر داد.

در روز 27 آبان ماه به مناسبت روز كتاب، دانشگاه و دانشجو مراسم پانزدهمين دوره كتاب سال دانشجويي و دومين دوره كتاب سال قرآني از سوي سازمان انتشارات جهاددانشگاهي و با همكاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، سازمان ملي جوانان، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم و سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان كشور برگزار مي شود.

از ديگر برنامه‌هاي جهاد دانشگاهي در هفته كتاب، برگزاري جشن كتاب در واحدهاي جهاد، برپايي جلسات نقد، كارگاه‌هاي آموزشي، ميزگرد و بررسي مسايل نشر، برگزاري مسابقات كتابخواني، عكاسي، كاريكاتور، خلاصه نويسي، مقاله نويسي، تجليل از مؤلفان و مترجمان و خادمان نشر و تجهيز از كتابخانه هاي فرهنگي دانشگاه ها مي باشد.

همچنين برگزاري شب شعر با موضوع كتابخواني، برگزاري سلسله نشست‌هاي تخصصي كتاب، مراسم رونمايي تازه‌هاي نشر جهاد دانشگاهي، انجام دو طرح پژوهشي با موضوع كتاب و كتابخواني جلسات نقد و بررسي كتابهاي مربوط به امام(ره) و انقلاب و جلسات رونمايي و ترجمه 30 اثر برجسته در مورد امام(ره) و انقلاب نيز از ديگر برنامه‌هاي در نظر گرفته شده جهاد دانشگاهي در شانزدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران است.

گفتني است تمامي اين برنامه ها در روزهاي مختلف هفته كتاب توسط واحدهاي جهاددانشگاهي انجام خواهد شد.

منبع: ایسنا

استفان هاوکینگ بازنشسته می شود
 

بر اساس سیاستهای دانشگاهی، شاغلین دانشگاهها با اتمام سال تحصیلی که افراد در آن 67 ساله خواهند شد، بازنشسته شده که این تاریخ برای هاوکینگ 8 ژانویه 2009 خواهد بود. وی اعلام کرد که با وجود بازنشستگی فعالیت ها و پژوهشهای خود را در زمینه زمان و فضا ادامه خواهد داد.

هاوکینگ 66 ساله در حال حاضر کرسی ریاضیات "لوکاس" یا "Lucasian " را که در قرن 18 میلادی به نیوتون متعلق بود، در اختیار داشته و پس از بازنشستگی در پایان سال تحصیلی در ماه سپتامبر، فعالیتهای خود را به عنوان استاد افتخاری ریاضیات لوکاس ادامه خواهد داد.

کرسی ریاضیات لوکاس در سال 1663 توسط هنری لوکاس که در طول حیاتش بالغ بر 4 هزار کتاب منتشر کرده و سالانه بیش از 100 ها پوند را به دانشگاه اعطا کرده بود پایه گذاری شد. دومین کرسی دار این پست نیوتون بوده و پاول دیراک، متخصص مکانیک کوانتم نیز از سال 1932 تا سال 1969 اختیار دار این کرسی بوده است و از سال 1979 این کرسی معتبر در اختیار استفان هاوکینگ قرار گرفت.

دانشگاه کمبریج اعلام کرد انتظار دارد هاوکینگ فعالیتهای خود را در کرسی ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری به عنوان هدایت کننده گروه های تحقیقاتی کیهان شناسی و گرانشی ادامه دهد.

هاوکینگ با وجود ناتوانی های فیزیکی اش ناشی از بیماری های اختلالات نرونی به دلیل ارائه نظریاتی در باره سیاهچاله های فضایی و طبیعت زمان به شهرت علمی جهانی دست یافت.

بر اساس گزارش AP، هاوکینگ با ارائه نظریه "Hawking radiation" اولین شهرت جهانی خود را کسب کرد. وی با ارائه این نظریه شدت تراکم سیاهچاله ها را به شکلی که هیچ جسمی توانایی گریز از کشش گرانشی آن را نخواهد داشت، رد کرده و نشان داد که نور و دیگر امواج قادر به عبور از میان این سیاهچاله ها خواهند بود.

منبع: مهر

RSS چیست و چگونه می توان از آن استفاده کرد؟
 

RSS چیست ؟
تا بحال احتمالا زياد پيش اومده براتون که وارد يه سايت یا وبلاگی بشين و توی يکی از منوهای اون که معمولا به اسم Syndicate نام گذاری شده با آيکن های یا روبرو شده باشيد و احیانا روش کلیک کردین و با يه صفحه‌ی ظاهرا نا آشنا مثل اين مواجه شدين!

قبل از توضیح دادن RSS درباره نسخه های مختلف آن صحبت مختصری می کنم. RSS درنسخه های 0.90 و 0.91 (ساخت شرکت نت اسکیپ) , 1.0 ,0.9X و سرانجام نسخه 2.0موجود است . نحوه خواندن آنها تقریبا شبیه به هم می باشد.

اما RSS چیست ؟

RSS يك فرمت از XML مي باشد ، كه براحتي مي توان از طريق آن به محتويات وب سايت هاي ديگر به صورت روزانه دسترسي داشته باشيد و در وب سايت خود از آن استفاده كنيد.

RSS در واقع نوعی از اسناد XML و مخفف کلمات Rich Site Summary (خلاصه غنی شده سایت)یا به قول دیگه‌ای Really Simple Syndication هستش که برای به اشتراک گذاشتن یا استفاده از عناوين خبرهای جديد یا Headlines يک سايت در سایتهای ديگه طراحی شده. اولين بار شرکت Netscape در سال ۱۹۹۷ از RSS برای کم کردن ترافيک سايت خودش و نشان دادن خلاصه خبرهای جديد سايت در خبرگزاری‌هايی مثل BBC ،CNET و … استفاده کرد.
به عبارتی دیگر RSS یک فرمت متنی از نوع XML است.فایلهای RSS لیستی از آیتم های مختلف را در خود دارند. هر آیتم شامل یک عنوان , توضیحات مختصری در رابطه با آن و لینکی که شما را به منبع آن موضوع که یک صفحه وب است می برد می باشد. البته اطلاعات دیگر ی مانند نام سازنده فایل , تاریخ ساخت و چند مورد دیگر نیز در هر آیتم مشاهده می شود. موضوعات هر آیتم می تواند در باره یک خبر , یا یک پست در وبلاگی خاص و موارد بسیار دیگری باشد.البته توضیحات مربوط به موضوع خاص معمولا به صورت مختصر و کوتاه در فایل می آیند.
به وبسایتهایی که نسخه RSS دارند در اصطلاح SYNDICATED گفته می شود. پسوند فایلهای RSS یکسان نبوده و به صورتهای XML, .RDF, .RSS. وبسیاری پسوند های دیگر دیده می شوند. علاوه برRSS سیستم های دیگر مانند Atom هم وجود دارند که البته هنوز مانند RSS فراگیر نشده اند.

گرامر RSS چيزی شبيه يک سند XML هست که از دو قسمت تشکيل شده. اولين قسمت، اطلاعات يا تگهای ايستایی (Static) هستن که بسته به نوع داده هایی که قراره به اشتراک گذاشته بشن فرق می کنه و قسمت بعدی داده های پويا (Dynamic) و يا همون مطالب جديد ما هستن که بين اين تگهای ايستا قرار می گيرن.
روی مثال پايين اين دوقسمت رو توضيح می دم:

-



-

چیست و چه کاربردی دارد RSS><BR><BR><description> تا بحال احتمالا زياد پيش اومده براتون که وارد يه سايت یا وبلاگی بشين و توی يکی از منوهای اون که معمولا به اسم Syndicate نام گذاری شده با اين آيکن روبرو شده باشيد و احیانا روش کلیک کردین و با يه صفحه‌ی ظاهرا نا آشنا مثل اين مواجه description><BR><BR><link>http://weblog.mohsentaleb.com/index.php?p=161><BR><BR>item><BR><BR>…<BR><BR>channel><BR><BR>عنوان خبر بين تو تگ <BR><BR>خلاصه‌ای از خبر رو بين دو تگ و <BR><BR>در آخر لينک مطلب بين دو تگ و <BR><BR><BR><BR>فواید RSS<BR><BR>بازدید تمام وب سایت ها قطعا کار دشواری است و اگر بخواهیم 20 سایت مختلف را مرور کنیم ، هر لحظه ممکن است یک خبر مهم منتشر شود و ما بی خبر باشیم. در حالیکه با نصب نرم افزاری ساده می توانید لیست کاملی از وب سایت ها و وبلاگ های مورد نظر خود ایجاد کنید که چند لحظه پس از ارسال مطلب جدید پیام هشداری روی صفحه مانیتور خود ببینید و عنوان و خلاصه مطلب را ببیند .خواندن متن کامل بسیاری از مطالب لازم نیست و اگر مطلب مهمی در تازه ترین اخبار بود با یک کلیک همه مطلب برای شما نمایش داده می شود.<BR><BR>وقتی که به یک سند RSS نگاهی می اندازیم چیز زیادی از آن دستگیر ما نمی شود . در حقیقت خواندن این سندها برای انسان کار سختی است در حالیکه کامپیوتر براحتی می تواند این گونه فایلها را بخواند و از آنها استفاده کند. پس در شبکه بخشهایی باید وجود داشته با شند که بتوانند این فرمت ها را بخوانند و در ک کنند. ما به معرفی این چند بخش می پر دازیم.(ما با شناخت این سیستمها پی به نقش RSS در شبکه اینترنت و فواید آن برای یک وبلاگ و یا وبسایت می بریم)<BR><BR>1- سیستم هایی که وب سایتها را برای پیدا کردن سر خط خبر های مهم جستجو می کنند. <BR><BR>2-موتور های جستجوSEARCH ENGINES <BR><BR>3-مراکزی که RSS ها را برای ساخت وب سایتهای چند کاره (Multiple) جمع آوری می کنند.<BR><BR>و بسیاری سیستمهای دیگر.<BR>در مورد هر یک از این موارد توضیحاتی می دهم:<BR>1-تعداد بسیار کمی از سایتها RSS ها را برای پیدا کردن اخبار جدید جستجو می کنند . این وبسایتها سر خط اخبار موجود در سایتهای مختلف را از RSS ها گرفته و در صفحات خود به کار بران ارائه می دهند.به فرض سایتی مانند بی بی سی , 69 سند RSS دارد. که ما می توانیم با استفاده از برنامه های خاصی این سند ها را جستجو کرده و سر خط اخبار و اطلاعات مربوط به این سایت را در بلاگ یا وبسایت خود قرار دهیم.لیست جامعی از این برنامه ها را در اینجا می توان یافت.<BR><BR>شاید بپرسید فایده این کار چیست؟ این عمل سبب صرفه جویی در وقت می شود. به این صورت که به جای سر زدن مداوم به این مراکز که کار بسیار خسته کننده ای است می توان از طریق برنامه های ذکر شده و سیستم RSS به هدف خود رسید.<BR><BR>2- موتورهای جستجوی وب که براساس RSS کار می کنند بسیار مفید هستند.زمانی که شما به دنبال خبر یا مطلب خاصی در این جستجو گر ها هستید صفحات وبی به شما معرفی می شوند که فقط شامل موضوع مورد نظر شما میباشند و در آن صفحه هیچ مطلب دیگری وجود ندارد. نمونه ای از این موتور های جستجو را در این لینک می توانید ببینید.<BR><BR>3-واما سیستمهای جمع آوری کننده RSS که مهمترین دسته می باشند..به این سیستم ها Newsreader و یا خبر خوان هم می گویند.اینها در حقیقت برنامه هایی اختصاصی هستند که به شما امکان خواندن فایلهای RSS را می دهند. این خبرخوانها RSS های مربوط به یک موضوع خاص را جستجو کرده و بعد از جمع آوری, آنهارا در اختیار شما قرار می دهند. مثلا LISFeeds که اخبار مربوط به کتابخانه ها را جمع آوری می کند.<BR><BR>همچنین شما می توانید برای خود یک خبر خوان اختصاصی بسازید . برای این کار دو روش وجود دارد.یکی با استفاده از نرم افزاری خاص است که باید آن را از اینترنت دانلود کنید.این نرم افزار ها یا به صورت مستقل نصب می شوند و یا به ابزار های واسطه مانند Browser ها مثل موزیلا , یا بر روی Outlook Express و ... اضافه می گردند. از جمله این برنامه ها می توان به NewsGator (که بر روی اوت لوک اکسپرس نصب می شود) اشاره کرد.و اماروش دوم که شما بوسیله یک خبرخوان اینترنتی مانند Bloglines برای خود یک Newsreader اختصاصی می سازید.بیشتر خبر خوان ها در صفحات خود دارای 3 بخش اصلی می باشند.در سمت چپ که لیست RSS ها نوشته شده است و شما باید از بین آنها گزینه مورد نظر را انتخاب کنید.قسمت بالایی که در آن لیست آیتم های مربوط به آن سند لیست شده است و سرانجام قسمت پایین که لینک ها و اطلاعات مربوط به موضوع مورد نظر نوشته شده است. پس این سیستم سند RSS سایت شما را برای پیدا کردن اطلاعات می خواند و آن را در خبرخوانها در اختیار کار بران قرار می دهد. و به این صورت آنان در جریان آخرین تغیرات و مطالب موجود در سایت یا وبلاگ شما قرار می گیرند<BR><BR>نرم افزار های خواندن RSS<BR>1- با نصب نرم افزار SharpReader (دانلود برنامه: اینجـــا ، برنامه لازم dotnetfx) فهرست خروجی RSS سایت های مورد علاقه خود را جمع آوری کنید<BR><BR>2- یکی از بهترین برنامه ها برای این منظور برنامه FeedDemon می باشد که برای ما ایرانی ها رایگان می باشد.<BR><BR>نصب feeddemon1.5حجم : 2.45 mb<BR><BR>کرک<BR><BR>3- برای دریافت عنواین خبری سایت هایی که خدمات RSS را ارائه می کنند روی کامیوتر خودتون می تونید نرم افزارRss Reader رو از سايت http://www.rssreader.com دريافت كنيد و پس از وارد كردن آدرسي كه در پيوند RSS سايتها وجود داره از آخرين اخبار سايت در قسمت هاي مورد علاقه خودتون مطلع بشين <BR><BR>بعد از دانلود ، نصب و کرک برنامه میبینید که تعدادی از مشهورترین سایت های خبری از قبل در این برنامه لیست بندی شده اند.بر روی یکی از آنها کلیک کنید تا لیست آخرین مطالب آن سایت را ببینید. با توجه به سرعت بسیار بالای RSS مطمئن هستم بعد از مدتی کوتاه از طرفداران آن خواهید شد.<BR><BR>برای اضافه کردن یک سایت به لیست خود در برنامه FeedDemon ابتدا به سراغ سایت یا وبلاگ مورد نظر رفته و به دنبال قسمت بولتن خبری آن سایت بگردید.رایج ترین راه برای نمایش این بولتن ها دکمه نارنجی رنگی می باشد که عبارت XML یا RSS روی آن نوشته شده.بر روی آن کلیک کنید و آدرس آنرا که در Address bar ظاهر می شود کپی کرده .سپس در برنامه FeedDemon از منوی File گزینه New و سپس New channel را انتخاب کنید. با انتخاب گزینه I will add the URL of this newsfeed آدرس مربوطه را در کادر مقابل بچسبانید. بعد از انتخاب نام مناسب روی دکمه OK کلیک کنید. اما<BR><BR>اگراین دکمه خوشکل کوچک نارنجی رنگ را پیدا نکردید دلیل بر این نیست که آن سایت بولتن خبری ندارد .<BR><BR>Atom چیست؟ <BR><BR>Atom فرمتی مشابه با RSS دارد. این نوع فرمت را افرادی که احتیاج به قابلیتهای بیشتری نسبت به آنچه RSS دارد و همچنین افرادی که از محدودیتهای RSS ناراضی بودند ابداع کردند.فرمت Atom به سرعت در حال گسترش می با شد. البته این نوع فرمت بسیار پیچیده می باشد به همین دلیل وارد جزویات آن نمی شویم. تنها در همین حد بدانید که این نوع فرمت پیچیده تر از RSS است و طبعا بوسیله آن می توان اطلاعات پیچیده تر را انتقال داد.</P></DIV></DIV></DIV></div> <div class ="info"><a href="/post-485.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/08/07</span>ساعت 15:37  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(485);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="484"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-484.aspx">آگهي فروش گوسفند زنده !!!!!</a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#ff3399>این مطلب رو از وبلاگ زیر که آدرسش رو نوشتم ور داشتم....</FONT></P> <P> <TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0> <TBODY> <TR> <TD vAlign=top> <P dir=rtl align=justify><FONT color=#ff3399 size=2><STRONG>چند وقت قبل، يه بنده خدايي به يه بنده خداي ديگه اي تعريف کرد و اونم به ما گفت که تو همين راهنماي همشهري آگهي فروش گوسفند زنده رو پيدا کرديم، مي گفت يکي از دوستان بهم گفت اين گوسفند زنده که نوشته منظورش يه چيز ديگه ست، ولي من باورم نميشد، </STRONG></FONT></P></TD></TR></TBODY></TABLE></P> <P dir=rtl align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399> طرف گفت کاري نداره، زنگ بزن خودت ببين، مي گفت زنگ زديم، چند دقيقه بعد يه پرايد مشکي اومد به آدرسي که داده بودم، </FONT></STRONG></P> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <P dir=rtl align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399> صندلي عقب سه نفر نشسته بودند، هر سه از جنس مونث در رده هاي سني مختلف، بعد راننده که خودش هم زن بود گفت يکي رو انتخاب کن! … </FONT></STRONG></P> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <P dir=rtl align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399> مي گفت منم بهت زده چشمام چهار تا شده بود.. گفتم ممنون، اشتباه شده، احتمالا شماره رو اشتباهي گرفتم، شرمنده…. </FONT></STRONG></P> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <P dir=rtl align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399>خلاصه بش ثابت شد، گوسفند زنده يعني زن يا دختري که يه شب بت اجاره مي دن (از شبي 10 تومن داره تا 100 هزار تومن… البته در آمريکا بيشتر ساعتيه، مثلا ساعتي 100 دلار… همه از پس هزينه تمام طول شب بر نميان)….. اين قضيه رو يادم رفته بود تا پريروز : </FONT></STRONG></P> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <P dir=rtl align=justify><FONT color=#ff3399><STRONG>بعد از افطار يه سريال پخش ميشه که رضا عطاران توش بازي کرده… يه سکانس </STRONG><SPAN><STRONG>جالب داشت اون قسمت… حميد لولايي با خانوادش که داشتن مي رفتن سر خاک، بنزين تموم کردن، چيزي نداشتن روش بنويسن " بنزين" که با دست نگه داره و به ماشين هايي که رد ميشن نشون بده… بالاخره هر جوري بود يه تيکه کارتن پيدا کردن و روش نوشتن بنزين… نگو پشت کارتنه نوشته بوده گوسفند زنده… حميد لولايي هم حواسش نبود و برعکس گرفتش … يه موتوريه نگه داشت تا قيمت گوسفند زنده رو بپرسه… حميد لولايي هم فهميد چه سوتي داده طرف رو دک کرد رفت.. موتوري يکم جلوتر رفت وايساد جلو ماشين حميد لولايي که مثلا زن و دخترش توش بودن بشون گفت : "خانوما خسته نباشن!" بعدم اونا جيغ کشيدن و فحش دادن و حميد لولايي دويد طرفش و فحش داد و فلان و بهمان… شايد بگي هيچ ربطي نداره ولي با اون هوش و ذکاوت و موذي گري که من در عطاران سراغ دارم بعيد مي دونم اين سکانس رو همينجوري توي سريال گنجونده باشه.. عطاران و مهران مديري استاد مخفي کردن بعضي حرف هاي ممنوعه زير طنز خودشون هستند… مخصوصا اينکه موتوريه مي گه : خسته نباشيد ! اين يعني طرف دختره رو فاحشه فرض کرده که هر شب با يکي مي خوابه و مسلمه سرش شلوغه پس مي طلبه بش بگي "خسته نباشي" … اگه غير ازين بود لزومي نداشت حميد لولايي و خونوادش انقدر برآشفته بشن، حتي پاستوريزه ترين ها هم يه خسته نباشيد رو يه متلک سنگين حساب نمياره. </STRONG></SPAN></FONT></P> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399></FONT></STRONG></DIV> <P dir=rtl align=justify><STRONG><FONT color=#ff3399>ببينيد چقدر اين مسئله گوسفند زنده جدي جدي باب شده که بعضي از بازيگران و کارگردانان با هوش هم زير زيرکي بش اشاره مي کنند …. فعلا که توي آگهي ها گوسفند زنده مد شده، شايد اگه اين لو رفت آگهي جذب بازيگر مد بشه، بعدش يه چيز ديگه، بعد ازون هم يه چيز ديگه… به هر حال نکته جالب اينه که تو مملکتي که کتاب هاي ماركز رو به بهانه اروتيك بودن يا جمع مي کنن يا توقيف، ميشه با يه تلفن شب رو با يه روسپي خوابيد … به همين راحتي و به همين خوشمزگي ! </FONT></STRONG></P> <P><A href="http://otaghe6.blogfa.com/post-94.aspx"><FONT color=#ff3399>http://otaghe6.blogfa.com/post-94.aspx</FONT></A></P></div> <div class ="info"><a href="/post-484.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/26</span>ساعت 22:37  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(484);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="483"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-483.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#339966>مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان که« کسی می خواست»، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود، کس بی کسان. <BR><BR>او بود که مرا ساخت، آن چنان که خودش خواست، نه از من پرسید و نه از آن «من دگر»م.<BR><BR>من یک گل بی صاحب بودم؛مرا از روح خود در آن دمید و، بر روی خاک و در زیر آفتاب، تنها رهایم کرد.<BR><BR>مرا به خودم واگذاشت...</FONT> <P></P> <P><FONT color=#339966>این متنو یکی تو comment هاش گذاشته بود ...</FONT></P> <P><FONT color=#339966> <HR> </FONT> <P></P> <P><FONT color=#339966>يه وبلاگ  به نام ناگفته های مادران و پدارن هست ....كه يه خورده بايد فيلتر شه<IMG height=18 src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" width=18></FONT></P> <P><A href="http://madaran2.blogfa.com">http://madaran2.blogfa.com</A></P> <P><FONT color=#339966> <HR> </FONT> <P></P> <P><FONT color=#339966>من عاشق اين شعرم:</FONT></P> <P><FONT color=#339966>Love is like the ocean, burning in devotion<BR>When you go, go, go, oh no<BR>Feel my heart is burning, when the night is turning<BR>I will go, go, go, oh no<BR><BR>Baby I will love you<BR>Every night and day<BR>Baby I will kiss you<BR>But I have to say <BR><BR>Refrain:<BR>No face, no name, no number<BR>Your love is like a thunder<BR>I'm dancing on a fire, burning in my heart<BR>No face, no name, no number<BR>Oh girl I'm not a hunter<BR>Your love is like desire, burning in my soul<BR>No face, no name, no number<BR>Oh love is like a thunder<BR>Oh love is like the heaven, it's so hard to find<BR>No face, no name, no number<BR>Oh girl I'm not a hunter<BR>Your love is like a river, flowing in my mind <BR><BR>Feel your dreams are flying, dreams are never dying<BR>I don't go, go, go, oh no<BR>You're eyes tells a story, baby oh don't worry<BR>When you go, go, go, oh no<BR>Baby cause I love you<BR>Forever and today<BR>Baby I will kiss you but I have to say</FONT></P> <P> <IMG alt="" hspace=0 src="http://www.bokuden.or.jp/~isopan/Gallery/Guest/G_kj.jpg" align=baseline border=0></P></div> <div class ="info"><a href="/post-483.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/26</span>ساعت 22:12  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(483);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="482"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-482.aspx">خدايا خيلي تنهام كمكم كن</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>خدايا..........خداياي خودت منو فرستادي اينجا خودت خواسي اين طوري بزرگ شم....اين طوري درس بخونم .....هر چي داشتم تو خاصي.....الان من تو رو مي خوام ....دارم صدات مي كنم.......نمي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟يعني منو ....منو.....نازنينو نمي بيني؟.....چرا ؟؟؟خودت خاصي پاك باشم ....پاك!</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>خدايا.....كمكم كن....كمكم كن.....مي خوام مثه قديما حست كنم.......خدايا اشكامو نمي بيني؟خدايا...تو خودت بهم زندگي دادي......چرا احساس تنهايي مي كنم....يعني اون قدر پست شدم كه ديگه بهم نيم نگاه هم نمي ندازي؟؟؟؟؟خدايا امروز تولدمه ولي تو گريه غرقم......همه چي دارم ....ولي هيچ چي ندارم....خدايا هيچي ازت نمي خوام فقط خودتو مي خوام....مي دونم مثه بچگيام پاك پاك نيسم اما تو پاكم كن....</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>خدايا امسال فقط تو رو از تو مي خوام................خدايا دوست دارم.....دووووووست دارم.......خدايا ....با تموم وجودم آرزوت مي كنم..... كمكم كن بي تو هيچم.....هيچ!</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>(از كسايي كه اين متنو به هر طريقي مي خونن....ملتمسانه خواهش مي كنم كه برام دعا كنن كه خدا تنهام نزاره........)</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>خدايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!دلم برات تنگ شده ....با اين كه هر روز نماز مي خونم اما بازم كم دارمت.....كمكم كن تو نمازهام احساست كنم........خدايا قطره ي كوچيكيم كه مي خوام به درياي وجود تو بريزم......</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#cc9933>واقعا" امشب حس خاصي دارم......17سال قبل ساعت 2 شب به اين دنياي عجيب پا گذاشتم بدون اينكه چيزي از جاي جاي اون و آدماش بدونم.....الان 17سالمه.....خيلي چيزا از اين دنيا و آدماش مي دونم ......اما چه فايده؟!وقتي نه از خودم چيزي مي دونم نه از خدا....</FONT></B></P> <P dir=rtl><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"></FONT> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-482.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/23</span>ساعت 21:17  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(482);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="481"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-481.aspx">برف دانه كخ </a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B><FONT color=#ccff00>سلام....امروز اومه اومده بودم راجع به برف دانه كخ (تو كتاب هندسه2)يه چيزايي بخونم....گفتم به شما هم بگم....شايد خوشتون بياد....</FONT></B></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>فرکتال به موجودی گفته می شود که اگر هر قسمت آنرا بزرگ بکنیم شبیه خودش بشود.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مثلا یک پاره خط را در نظر بگیرید</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال این پاره خط را به سه قسمت مساوی تقسیم کرده و قسمت وسط را پاک می کنیم</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>و حال دو پاره خط داریم، و عملیات فوق را برای هر کدام تکرار می کنیم،</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>و این کار را تا آخر ادامه می دهیم.</FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00><IMG alt="" hspace=0 src="http://blogtak.com/uploads/m/Mahdi/1133.bmp" align=baseline border=0></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>(چون من الان دارم از ذهن می نویسم، بعضی از اسمها را به خاطر ندارم، در ضمن این شکلها چون با دست کشیده شده شاید تمیز نباشد، خلاصه ببخشید.)</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>یا مثلا یک مثلث (تو پر) را در نظر بگیرید، حال با وصل کردن وسط ضلعها به هم این مثلث را به 4 مثلث مشابه تقسیم می کنیم، و سپس مثلث وسطی را پاک کرده و با سه مثلث باقیمانده همین کار را تا انتها ادامه می دهیم.</FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00><IMG alt="" hspace=0 src="http://blogtak.com/uploads/m/Mahdi/1134.bmp" align=baseline border=0></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>به این فرکتال "مثلث سرپینسکی" می گویند،</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مثال دیگر این است که یک مثلث (بهتر است (زیباتر) در این مورد و مثلث سرپینسکی این مثلثها متساوی الاضلاع باشند.) را در نظر بگیرید، حال یک ضلع این مثلث (مثلا AB ) را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید، </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>یک مثلث متشابه با مثلث اولیه، و سه برابر کوچکتر ایجاد کرده و با نیم دور دوران آنرا روی این ضلع قرار می دهیم به طوری که 'A'B بر قسمت وسط ضلع AB منطبق شود و در ضمن مثلث کوچک در خارج قرار گیرد، حال 'A'B و یک سوم وسط AB که بر هم منطبق هستند را پاک می کنیم، و این کار را با هر کدام از پاره خطها تکرار می کنیم، تا انتها </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>( اگر توضیح من گیج کننده است، شاید دیدن شکل، به فهمیدن آن کمک کند.)</FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00><IMG alt="" hspace=0 src="http://blogtak.com/uploads/m/Mahdi/1136.bmp" align=baseline border=0> به این فرکتال "دانه برف کخ" می گویند.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>اینها فرکتالهای منظم هستند، ولی می توان مثلا در دانه برف کخ به جای اینکه همیشه عمل اضافه کردن مثلث (یا همان اضافه کردن دو پاره خط پس از حذف پاره خط میانی) را در جهت خارج انجام دهیم، به صورت تصادفی آنرا در جهت داخل یا خارج انجام دهیم.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>به این نوع فرکتالها "فرکتالهای تصادفی" گفته می شود، که در فیزیک وقتی از فرکتال صحبت می کنیم، منظور ما همان فرکتالهای تصادفی می باشد.</FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>شما احتمالا یک تعریف از بُعد در ذهن دارید، مثلا می دانید یک خط یک بُعدی است(مثلا محیط دایره) و یک سطح(مثل مساحت یک دایره یا سطح یک کره)، دو بُعدی و یک فضا(مثلا کره یا مکعب) سه بُعدی است. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>می توان این بُعد را به چند طریق تعریف کرد، که معمولا این تعاریف بعد یک جسم را به صورت یک عدد طبیعی مشخص می کند. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال ما یک تعریف ابتدایی (و غیر دقیق) برای بعد این اجسام ارائه می کنیم</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>به عنوان مقدمه، ما برای کمّی کردن اجسام یک بعدی از طول ، برای دو بعدی از مساحت و برای سه بعدی از حجم استفاده می کنیم، من این کمیت را برای همه اجسام "جرم" می نامم. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال ما داریم که در d بُعد، جرم متناسب است با اندازه جسم به توان بُعد جسم(d) ، یعنی اگر جسم را دو برابر بزرگ کنیم، جرم آن به اندازه دو به توان بُعد آن جسم زیاد می شود. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال اگر جسم ما فرکتال باشد باز این تعریف کار می کند، (چون هر قسمت آن شبیه کل آن می باشد.) ولی دیگر لزوما این بُعد عددی صحیح نیست. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مثلا در مثلث سرپینسکی اگر اندازه آن را دو برابر بزرگ کنیم، جرم آن سه برابر می شود،(چون از سه تا از مثلثهای سرپینسکی با ابعاد نصف خودش تشکیل شده است.) </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>که بُعد آن برابر با ln(3)/ln(2) می شود (d=1.584963) به این بُعد ، بُعد فرکتالی می گویند. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>این تعریف را می توان به این شکل دقیق کرد:</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>کره هایی با قطر(L) را نظر می گیریم (بُعد این کره ها باید مساوی یا بزرگتر از بعد غوطه وری جسم (فرکتال) باشد.) و کمترین تعداد از این کره ها که بتواند کل شکل را پوشش دهد، N(L) می نامیم. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>این تعداد با L به توان منفی بُعد فرکتالی متناسب است. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال می بینیم که با هر دو تعریف بُعد فرکتالی یکسان خواهد بود، و مثلا این مقدار برای دانه برف کُخ برابر (d=ln(4)/ln(3)= 1.26186) خواهد بود. (چه این فرکتال (دانه برف کخ) عادی باشد چه تصادفی) </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>(یک نکته: برای فرکتالها بُعد فرکتالی بزرگتر(مساوی) از بُعد هندسی (بُعدی که شکل از آن تشکیل یافته (در دانه برف کُخ چون از خط تشکیل شده این بُعد یک است) و کوچکتر(مساوی) از بُعد غوطه وری (بُعدی که فرکتال در آن قرار می گیرد (مثلا برای بلور کخ این بُعد دو است)) </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>برای اینکه به فرکتال بودن جسمی در فیزیک پی ببریم معمولا به محاسبه بعد فرکتالی آن می پردازیم و به این نکته توجه می کنیم که آیا این رابطه توانی (N(L) بر حسب L و یا همان جرم بر حسب اندازه) با یک توان ثابت برقرار است.(که در این صورت می گوییم آن موجود فرکتال است)</FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>من برای این دفعه یک آزمایش ساده را بیان می کنم، که در آن می توان بعد فرکتالی یک موجود فیزیکی(واقعی) را با آزمایش تعیین کرد.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مواد و وسایل مورد نیاز: </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>8 برگ کاغذ A4 (بهتر است این کاغذها بهتر است که "شق" باشند. (مثلا، مثل کاغذ صفحه روزنامه مخصوصا صفحه آگهی یا دستمال کاغذی احتمالا مناسب نیست.(شاید هم باشد!!)))</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>یک عدد خط کش</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>تذکّر:دلیل اینکه استفاده از کاغذهای سری A مناسب است این است که نصف آنها نیز از همین سری خواهد بود(نسبت طول به عرضش با کاغذ اصلی برابر است و برابر جذر دو می باشد.)که این خواصیت در کاغذهای سری B (یا کاغذهای دیگری که نسبت طول به عرضشان برابر جذر دو نیست.) وجود ندارد.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>روش انجام آزمایش:</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مرحله اول: 4 کاغذ از این 8 کاغذ را مچاله می کنیم، (کاملا تصادفی، یعنی از روشهای لوله کردن، پیچاندن و... می پرهیزیم.)و سعی می کنیم متقارن آنرا مچاله کنیم تا محصول نهایی نسبتا نزدیک به کره باشد.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال قطر این گلوله های کاغذی را در سه جهت عمود بر هم برای هر کدام اندازه می گیریم.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>از دوازده عدد بدست آمده میانگین گرفته و آنرا به عنوان قطر کاغذ مچاله اولیه ، منظور می کنیم.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>خطای این قطر نیز با داشتن انحراف معیار میانگین و خطای خطکش بدست می آید.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>مرحله دوّم: حال هر کدام از 4 کاغذ باقیمانده را ، با قرار دادن دو ضلع کوچک مستطیل بر روی هم و تا کردن آنها از وسط نصف می کنیم، تا کاغذهایی مشابه کاغذهای اولیّه با مساحت نصف آنها بدست آید، (A5 نصف A4 و(A(n+1 نصف An است.(از نظر مساحت)) </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال 8 کاغذ داریم و دوباره به قسمت مرحله اوّل برگشته و این کارها را مجدّدا تکرار می کنیم. </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>این عملیات را 7_8 بار تکرار می کنیم </FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال باید داده های بدست آمده را تحلیل کنیم.</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>در اینجا چیزی که در پست قبلی با نام جرم از آن یاد کردیم همان مساحت اولیه یا همان جرم است (ضریب تبدیل مساحت به جرم چون ثابت است مهم نیست.) حال می توانیم جرم کاغذ A4 را 1 فرض کنیم، به این ترتیب جرم کاغذ A5 ، 0.5 و جرم کاغذ A6 ، 0.25 و .... می شود.(البته می توان مثلا جرم کوچکترین کاغذ را 1 گذاشت و آنوقت کاغذهای بزرگتر به ترتیب جرم 2 ، 4 ، 8 ، 16 ، 32 و .... را خواهند داشت.)</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>حال با کشیدن نمودار تمام لگاریتمی جرم بر حسب قطر برای کاغذهای مچاله می توان بعد فرکتالی این موجود را حساب کرد. (اگر این نمودار خط نباشد یعنی این موجود فرکتال نیست.)</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>در چند دفعه ای که من آزمایش کرده ام همیشه r>0.999 بوده است، که این مقدار خط بودن را من در آزمایش دیگری به یاد ندارم!!!</FONT></P> <P><FONT color=#ccff00></FONT></P> <P dir=rtl><FONT color=#ccff00>البته می توانید دوباره این آزمایش را با این تفاوت که در این بار کاغذ را قبل از مچاله کردن خیس کنید، انجام داده و تغییر بعد فرکتالی بدست آمده را مشاهده کنید.</FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-481.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/19</span>ساعت 15:17  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(481);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="480"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-480.aspx">Do u know what to do?</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://h1.ripway.com/mahmah/poool.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://h1.ripway.com/MAHMAH/HD.JPG" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://h1.ripway.com/mahmah/pub.jpg" align=baseline border=0></P> <P><FONT face=Arial>زني كه 4 باز ازدواج كرده بود هنوز دختر بود<BR>پرسيدند چطور ممنكنه؟ گفت: اولي جانباز بود .... نداشت. دومي رشتي بود بخار نداشت. سومي قزويني بود از پشت ميگذاشت. چهارمي ترك بود ميگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نميكنه</FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-480.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/18</span>ساعت 23:7  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(480);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="479"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-479.aspx">درد دل</a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#0099ff><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.imagesthatrock.com/portfoliogallery/images/MoniquePowell.jpg" border=0></FONT></P> <P dir=rtl><B><FONT color=#0099ff>سلـــــــــــــــــــام .....چه طورين؟يه خورده خستم...اعصابم خورده....خداي من...كمكم كن....حيف كه خيلي چيزا رو نه ميشه تو وبلاگ نوشت نه به كسي گفت.....اگه دفتر خاطرات نبود ......خيلي بد ميشد...مخصوصا" براي يكي يه دونه ها!...............بگذريم...بعضيا هميشه تنها ميمونن...تو جمع ولي تنها...شايد تا آخر عمرشون كسي دركشون نكنه ...شايد هم اوني كه دركش مي كنه و مي فهمدش...بقيه نمي زارن اونا به هم برسن.....كار دنياس ديگه....!اما خوب كار دنيا به من هيچ ربطي ندااااااره!مي فهمي!!!من مي خوام فقط واسه خودم وعشقم و زندگي و دنياي خودم و خدام زندگي كنم...مطمئنم كسي اينو نمي فهمه اوناييم كه مي فهمن خودشونو به خريت مي زنن......چه مزخرف....</FONT></B></P> <P dir=rtl><FONT color=#0099ff><B>راستي من ديگه نمي چتم.......مسنجر رو هم</B>delete<B>كردم....ديگه هم اگه چيزي واسه </B>search<B>نداشته باشم واسه الافي نميام نت!</B></FONT></P> <P dir=rtl><B><FONT color=#0099ff>چن روز ديگه كلاس المپياداي مدرسه شروع مي شه ديگه امسال حوصله المپياد رو ندارم...استاد نجوم جمشيد رضاييه...</FONT></B></P> <P dir=rtl><FONT color=#0099ff><B>مدير قديميمون (خانوم جهان آرا)استعفا داده....خانوم سرابي جاش اومده كلي هم از كاركناي مدرسمون عوض شده....خانوم قرباني هم از سمت مسئول المپياد به معاونت رسيد.....!ما آخرين كلاس تو مدرسه ايم...(سوم رياضي!)====</B><<B>كلاس18!2تا معاون هم گذاشتن اونجا نه ميشه شيطوني كرد نه رقصيد..!</B></FONT></P> <P dir=rtl><B><FONT color=#0099ff>راستي چن وقته رفتم تو فاز عرفان.....مي خوام عارف شم اگه خدا بخواد و منو لايق بدونه......نميدونم تاحالا دختر خوبي بودم يا نه...ولي خوب به نظر خودم دخمل بدي نبودم...برام دعا كنين....مي خوام با فيه ما فيه(مولانا)+قرآن+مناجاتاي خواجه عبدالله انصاري شروع كنم...خانم بلبليان(معلم ادبياتمون)هم بهم يه كتاب قرض داده كه هنوز نخوندم بايد جالب باشه..اسمش نيايشه...از برادر دكتر علي شريعتي...</FONT></B></P> <P dir=rtl><B><FONT color=#0099ff>راستي اسم دختر خالم هم نيايشه يه ماهشه.....خيلي هم نازه.....!!!!</FONT></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-479.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/18</span>ساعت 0:53  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(479);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="478"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-478.aspx">چگونه خدا را بشناسیم</a></h2> <div class="cnt"><DIV dir=ltr> <TABLE border=0> <TBODY> <TR> <TD> <P dir=rtl><FONT color=#ff0000><B>چگونه خدا را</B> <B>بشناسیم</B></FONT></P></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <P dir=rtl><FONT color=#ff0000> </FONT></P> <DIV dir=ltr> <TABLE border=0> <TBODY> <TR> <TD> <DIV dir=ltr> <TABLE border=0> <TBODY> <TR> <TD> <P dir=rtl><FONT color=#ff0000>  <B>خداي</B> <B>خوب و واقعي</B><BR><BR><B>از معجرات الهي اين است كه ناپيداست و با وجود اين قابل پرستش</B> <B>و ستايش است و برخي او را پيرمرد ريش سفيدي پنداشته اند كه در</B> <B>آسمان ها بر تختي تكيه زده ، اما هيچ كس ادعا نكرده كه او را</B> <B>به ديدة چشم ديده است . هر چند اثبات وجود خداوند در دادگاه</B> <B>حقوقي حقيقت محال است ، اما بيشتر مردم او را مي پرستند و باور</B> <B>دارند . طبق آمار موجود 96 درصد مردم جهان به خدا ايمان دارند</B> .<BR><BR><B>اين موضوع ثابت مي كند ، كه خلاً عظيمي ميان اين باور و چيزي</B> <B>كه اساس زندگي روزمرة ما را تشكيل مي دهد ، وجود دارد . مابايد</B> <B>چاره اي براي از بين بردن اين خلاً بينديشيم . دلايل و</B> <B>مستنداتي كه در دست داريم چيست ؟</B><BR><BR><B>آنچه به عنوان واقعيت مادي تجربه مي كنيم ، در قلمرويي ناپيدا</B> <B>، وراي زمان و مكان پديد آمده ، قلمرويي كه با سكوت ادراك شده</B> <B>و با انرژي و آگاهي ، وجود يافته است . اين منشأ ناپيدا در</B> <B>پديده هاي موجود ، خود تهي و خالي نيست ، بلكه مشأ خلقت و</B> <B>آفرينش است . پديده اي است كه اين انرژي را خلق مي كند و سامان</B> <B>مي بخشد و بوده هاي بي شكل و پراكندة ابرهاي كوانتومي را به</B> <B>ستارگان ، كهكشان ها ، جنگل هاي باراني ، آدميان ، افكار ،</B> <B>احساسات ، عواطف ، خاطرات و خواسته هاي انساني تبديل مي كند</B> . <B>ما در اين كتاب خواهيم ديد كه امكان شناخت اين وجود لايتناهي</B> <B>به صورت مجرد ممكن نيست ، بلكه بايد با او همدل و يگانه شد</B> . <B>در اين صورت است كه افق ذهن ما به سوي واقعيت هاي تازه اي</B> <B>گشوده خواهد شد و ما خداوند را تجربه خواهيم كرد</B> .<BR><BR><B>چون خداوند نامتناهي است ، خدايي او را به زنانگي يا مردانگي</B> <B>منسوب كردن نوعي عادت و درك انساني است</B> .<BR><BR><B>مهم ترين چيزي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه اگر خدا</B> <B>وجود دارد ، يعني مي توان او را تجربه كرد ، مي توان او را</B> <B>شناخت . اين نكتة بسيار مهمي است ، چون در هر صورت خدا ناپيدا</B> <B>و نامحسوس است واگر بارقه هاي وجودي او در اين جهان مادي به</B> <B>چشم نمي خورد شايد براي هميشه ناشناخته باقي مي ماند</B> .<BR><BR><B>ما خدا را به صورت انسان مجسم مي كنيم تا به اين ترتيب با</B> <B>تشابه به خودمان او را بيشتر بشناسيم . پس در اين صورت او</B> <B>همچون انسان خويشتندار و بي مهري بوده باشد ، كه با وجود</B> <B>ملاحضة عشق پرشور ما اين طور خود را از ما پنهان مي كند . چه</B> <B>عاملي ما را به نيك خواهي و مهرورزي موجودي معنوي مؤمن كرده ،</B> <B>در حالي كه تاريخ هزاران سالة اديان ، سراسر كينه و خونريزي</B> <B>بوده است ؟</B><BR><BR><B>ما نياز به الگويي جديد داريم ، طرح ساده و سه قسمتي كه آورده</B> <B>ايم ، جوابگوي عقل سليم ما در برابر ديدگاه ما از خداست . اين</B> <B>طرح كه بر مبناي واقعيت تنظيم يافته به اين شرح است</B> :<BR><BR><B>اين طرح رد لاية فوقاني و زيرين خود چيز نازه اي ندارد . در</B> <B>اين الگو هم ، خدا وراي جهان مادي و جدا از آن است . خدا وراي</B> <B>ما است ، وگرنه ما مثل كتاب آفرينش او را مي ديديم كه دراطراف</B> <B>ما قدم مي زند . فقط مرحلة مياني الگوي ما ، كه مرحلة گذار نام</B> <B>دارد جديد يا نامتعارف است . مرحلة گذار به طور ضمني به ملاقات</B> <B>خدا و انسان در زمينة مشتركي اشاره دارد . معجزه هاي به وقوع</B> <B>پيوسته در بينش معنوي ، فرشتگان ، روشن بيني و شنيدن نداي الهي</B> <B>، همه پديده هايي خارق العاده و دراواقع پلي بين اين دو جهان</B> <B>اند . اگر چه همة اينها واقعيت دارند ، ولي در عين حال جزئي از</B> <B>نظام علت و معلول به شمار نمي روند . براي وجود معجزات و</B> <B>فرشتگان هيچ دليل آشكاري نيست ، حتي بينش هاي معنوي هم ممكن</B> <B>است در هر مقطعي و بنا به دلايلي تأييد نشوند . ذهن منطقي ،</B> <B>سرسختانه و بر درك خود از بعد مادي جهان پاي مي فشارد</B> .<BR><BR><B>تصور نمي كنم ، قديسان و عارفان تفاوت چنداني با مردمان عادي</B> <B>داشته باشند . وقتي به فضاي ملموس و واقعي كه درآن قرار داريم</B> <B>دقت كنيم ، مرحلة گذار ذهني به نظر مي رسد ، اين مرحله اي است</B> <B>كه حضور الهي حس يا مشاهده مي شود . هر رويداد ذهني بايد در</B> <B>مغز رخ دهد ، چون براي هر تجربة ذهني ميليون ها سلول عصبي مغز</B> <B>فعاليت مي كنند</B> .<BR><BR><B>اينك جستجوي ما وارد مرحله اي شده است كه وعده كرده بوديم</B> :<BR><BR><B>واكنش الهي : نور و حضور الهي هنگامي واقعيت مي يابد كه آن را</B> <B>به پاسخي ذهني تبديل كنيم . من اين مرحله را « واكنش الهي » مي</B> <B>نامم . بينش معنوي ، الهام و مكاشفه اي اتفاقي نيست . اينها به</B> <B>هفت رويدادي كه در مغز رخ مي دهد مربوط مي شوند . اين واكنش ها</B> <B>بسيار بيشتر از باورهاي شما وجود دارند ، اما همة آنها باعث</B> <B>ارتقاي باورهاي شما مي شوند و مانند پلي ميان جهان مادي و</B> <B>ماوراي طبيعي ، كه ماده هستي خود را از دست ميدهد و روح پديدار</B> <B>مي شود ، قرار مي گيرد</B> :<BR><BR><B>واكنش جنگ يا گريز : واكنشي است كه باعث مي شود ما درمواجهه با</B> <B>خطر جان سالم به در ببريم . اين واكنش به خداوند مربوط مي شود</B> <B>، زيرا مي خواهد از ما محافظت كند . ما نيز به خداوند ايمان مي</B> <B>آوريم چون مي خواهيم باقي بمانيم</B> .<BR><BR><B>واكنش فعال : اين واكنش ابتكار مغز براي كسب هوبت فردي است</B> . <B>علاوه بر ميل به بقا ، هر فردي در پي نيازهاي « من ، مال من</B> » <B>است . اين واكنش ، غريزي است و از اين جا است كه خداي جديدي به</B> <B>وجود مي آيد ، خدايي كه توانا و قادر است و قوانين و اصول در</B> <B>دست اوست . ما به اين خدا روي مي آوريم چون به كسب كردن ،</B> <B>رسيدن و رقابت نياز داريم</B> .<BR><BR><B>واكنش آگاهي غير فعال : ذهن در حال فعاليت و استراحت ، وقتي به</B> <B>آرامش نياز داشته باشد ، واكنش آگاهي غير فعال را بروز مي دهد</B> . <B>تمام بخش هاي مغز به طور متناوب در حال كار و آرامش است</B> . <B>جانشين آسماني آن خدايي است كه به ما آرامش مي بخشد . او در</B> <B>لابه لاي همة كارها و امور دنيايي به ما آرامش مي بخشد ، ما را</B> <B>متوجة خدا ميكند ، چون مي خواهيم امور دنياي مادي « در اين</B> <B>گيرو دار و كشاكش بي پايان » ما را غافل نكنند</B> .<BR><BR><B>واكنش شهودي : ذهن در پي كسب آگاهي است ، « هم از درون و هم از</B> <B>بيرون . » دانش بيروني ، عيني است ، اما علم دروني ، شهودي است</B> . <B>خدايي كه به اين واكنش پاسخ مي گويد خدايي فهيم و بخشنده است</B> . <B>ما به او نياز داريم تا بر حق بودن دنياي دروني ما گواهي</B> <B>بخشد</B> .<BR><BR><B>واكنش خلاقه ك مغز انسان توانايي ابداع چيزهاي جديد و كشف</B> <B>واقعيت هاي نوين را دارد . اين نيروي خلاقه در ظاهر منشأ خاصي</B> <B>ندارد ، تنها پديده اي ناشناخته است كه ناگهان منجر به ظهور</B> <B>فكري جديد ، مي شود . ما به آن الهام مي گوييم و نقطة مقابل آن</B> <B>، پروردگاري است كه جهانو جهانيان را از نيستي خلق مي كند . ما</B> <B>در گريز از سر گشتگي هاي مان از زيبايي و پيچيدگي هاي متداول</B> <B>هستي ، به او پناه مي بريم</B> .<BR><BR><B>واكنش اسرارآميز : مغز به طور مستقيم با « بور » ارتباط برقرار</B> <B>مي كند . همان شكل ناب آگاهي كه در ما احساس شادماني و موهبت</B> <B>پديد مي آورد . اين پديده به شكلي مرموز متجلي مي شود و خالق</B> <B>آن بسيار والا و متعالي است . او شفا مي دهد و معجزه مي كند</B> . <B>ما به اين بعد خداوندي نياز داريم تا اثبات كنيم ، كه نيروهاي</B> <B>ماوراء الطلبيعه در كنار واقعيت هاي ملموس و روزمرة مادي ،</B> <B>حضور دارند</B> .<BR><BR><B>واكنش مقدس : مغز از سلولي بارور شده ، كه هيچ پديده اي چون</B> <B>نغز در آن نبوده و فقط ذره اي از حيات درآن بوده است به وجود</B> <B>آمده . اگر چه ميليادرها سلول عصبي از همان ذرةحيات منشأ يافته</B> <B>، اما از نظر سادگي و بي آلايشي به همان شكل بكر و اوليه بوده</B> <B>اند . در برابر اين واكنش خدايي ناب و خالص حضور دارد كه جز</B> <B>خير نمي خواهد . ما به اونياز داريم ، چون بدون اين سرچشمة</B> <B>پاكي و نيكي ، وجود ما بي پايه و اساس مي شود</B> .<BR><BR><B>اين هفت واكنش در سفربي پايان انسانيت براي مان ضروري و مفيد</B> <B>هستند و بناهاي استوار دين را تشكيل مي دهند . در مقايسة دو</B> <B>ذهعن با يكديگر ، براي مثال موسي و بودا ، مسيح و فرويد ، سن</B> <B>فرانسيس و مائو ، هر كدام از آنها ديدگاهي را نسبت به واقعيت</B> <B>مطرح مي كنند وخدايي را متناسب</B> <B>با آن مي ستايند ومي پرستند</B> . <B>هيچ كس نمي تواند خدا را فقط مختص به خود بداند . ما به تعداد</B> <B>تجربه هاي انساني گوناگون ، انديشه وباوي داريم . بي دينان</B> <B>نياز به خداي خود دارند ، خدايي كه حضور و وجود ندارد ، در</B> <B>حالي كه در سوي ديگر پروردگار عرفان قرار دارد ، خدايي كه عشق</B> <B>ناب و نور مطلق است . فقط مغز مي تواند اين دامنة گستردة</B> <B>خدايان را به خود جاي دهد . ممكن است بي درنگ بگوييد كه اين</B> <B>ذهن آدمي است كه خدايان مختلفي درست مي كند ، نه فقط مغز . من</B> <B>كاملاً با شما موافق ام ، اما در گذر زمان ذهن در خلق تمام اين</B> <B>مفاهيم مقدم بر مغز عمل مي كند . در حال حاضر مغز براي ما تنها</B> <B>راه مشخص ورود به ذهن است . در فيلم هاي كارتوني وقتي شخصيت</B> <B>فيلم فكر ، بكري مي كند ، لامپ بالاي سر او روشن مي شود ، اما</B> <B>در زندگي واقعي اين طورنيست . ذهن ، بدون مغز به همان اندازة</B> <B>خدا ناپيدا و ناديدني است</B> .<BR><BR><B>رسيدن به آنچه مي خواهيد</B><BR><BR><B>هفت مرحلة كاميابي</B><BR><BR><B>خدا نام ديگري براي آگاهي نامتناهي است . براي به دست آوردن هر</B> <B>خواسته اي در زندگي بخشي از اين آگاهي لازم است و بايد به كار</B> <B>گرفته شود . به عبارت ديگر خدا هميشه حاضر است . هفت واكنش ذهن</B> <B>انسان راه هايي براي جذب جنبه هاي الهي هستند . هر مرحله از</B> <B>كاميابي ، حقيقت الهي را درهمان مرحله به اثبات مي رساند</B> .<BR><BR><B>مرحلة ا : واكنش جنگ يا گريز</B><BR><BR><B>از طريق خانواده ، اجتماع ، حس تعلق و آسايش هاي مادي احساس</B> <B>كاميابي مي كنيد</B> .<BR><BR><B>مرحله 2 : واكنش فعال</B><BR><BR><B>كسب موفقيت ، قدرت و مقام ، تأثير بر ديگران و رضايتمندي هاي</B> <B>نفساني ديگر به شما احساس كاميابي مي بخشد</B> .<BR><BR><B>مرحلة 3 :  واكنش آگاهي غير فعال</B> <BR><BR><B>با آرامش ، تمركز ، پذيرش فردي و آرامش دروني به كاميابي مي</B> <B>رسيد</B> .<BR><BR><B>مرحلة 4 :  واكنش شهودي</B> <BR><BR><B>بينش ، همدلي ، رفع نياز ديگران و بخشش سبب كاميابي شما مي</B> <B>شوند</B> .<BR><BR><B>مرحلة 5 : واكنش خلاقه</B> <BR><BR><B>با الهام ، خلاقيت در هنر يا دانش ، اكتشاف و نوآوري به</B> <B>كاميابي حاصل مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 6 : واكنش اسرار آميز</B><BR><BR><B>كاميابي شما با فروتني ، عاطفه ، ايثار و فداكاري و عشق همگاني</B> <B>حاصل مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 7 : واكنش مقدس</B> <BR><BR><B>شما با رسيدن به كمال و يگانگي با خداوند با كاميابي مي رسيد</B> .<BR><BR><B>درك اين نكته ، بسيار مهم ، است ، كه روح همواره درجرياني</B> <B>پيوسته درگير است . در هزارتوي ناپيداي روح بسياري از رازها</B> <B>معنا مي يابد . مثلاً اين جملة معروف از وادها را درنظر بگيريد</B> : « <B>آنها كه آن را دريافتند لب از سخن فرو بستند و آنها كه لب</B> <B>به سخنن گشودند هيچ از آن نيافته اند » . در اين جا راز در</B> <B>واژة « آن » پنهان است . اگر « آن » به معناي نوعي مكاشفه و</B> <B>شهود باشد ، ما در تمام زندگي تلاش مي كنيم تا به فردي كه به</B> « <B>آن » يقين دارد ، ايمان بياوريم . اما اگر « آن » به معنا</B> <B>مكاني معود باشد ، آدمي توانايي رسيدن به آن را دارد ، يأس و</B> <B>نااميدي بي معناست . بدون ترديد آن مكان را خواهيد يافت</B> . « <B>دربارة آن حرف نزنيد ، پيش برويد ! » بايد توصية معقولي باشد</B> .<BR><BR>4<B>هفت مرحلة معجزه</B><BR><BR><B>معجزة آشكار شدن نيرويي وراء حواس پنج گانه است . هر چند تمام</B> <B>معجزات در مرحلة گذار روي مي دهد ، اما در هر سطحي متفاوت است</B> . <B>به طور كلي معجزات بعد از واكنش چهارم و پنجم ذهن بسيار</B> « <B>فراطبيعي » مي شوند . هر معجزه اي با روح رابطه اي مستقيم دارد</B> .<BR><BR><B>مرحلة 1 :  واكنش جنگ يا گريز</B> <BR><BR><B>معجزه ها شامل ، سالم ماندن از خطرهاي بزرگ ، نجات يافتن از</B> <B>مرگ حتمي و محافظت هاي الهي مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 2 : واكنش فعال</B> <BR><BR><B>معجزه ها شامل نوآوري هاي خارق العاده ، موفقيت ، مهار جسم و</B> <B>ذهن مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 3 :  واكنش آگاهي غير فعال</B> <BR><BR><B>معغجزه ها شامل : همزماني ها . توانمندي هاي زاهدانه ، پيش</B> <B>آگاهي غيبگويي ، احساس حضور خداوند و فرشتگان مي شود</B><BR><BR><B>مرحلة 4 : واكنش شهودي</B><BR><BR><B>معجزه ها شامل : ارتباط ذهني ، ادراك فراحسي ، آگاهي از گذشته</B> <B>يا آينده و قدرت پيشگويي مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 5 : واكنش خلاقه</B><BR><BR><B>معجزه ها شامل : الهام الهي ، نبوغ هنري ، احساس كاميابي و</B> <B>سهولت دستيابي به خواسته ها ( برآورده شدن آرزوهاي فرد ) مي</B> <B>شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 6 : واكنش اسرار آميز</B><BR><BR><B>معجزه ها شامل : شفا بخشي ، تغيير و تحول هاي مادي ، تجسم و</B> <B>ادراك ماوراء الطليعه و كارهاي خطير فراطبيعي مي شود</B> .<BR><BR><B>مرحلة 7 :  واكنش مقدس</B> <BR><BR><B>معجزه ها شامل : شواهد دروني ، كرامات و اشراق مي شود</B> .</FONT></P></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <P dir=rtl><FONT color=#ff0000></FONT></P></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <P dir=rtl><FONT color=#ff0000> </FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-478.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/18</span>ساعت 0:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(478);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="477"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-477.aspx">WALKING AWAY </a></h2> <div class="cnt">WALKING AWAY By: Craig David I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away Sometimes, some people get me wrong When it's something I've said or done Sometimes, you feel there is no fun That's why you turn and run But now I truly realize Some people don't wanna compromise Well I saw them with my own eyes Spreading those lies, yeah Well I don't wanna live a lie Too many sleepless nights Not mentioning the fights I'm sorry to say lady I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away Well I'm so tired baby Of things you say You're driving me away Whispers in the powder room baby Don't listen to the games they play Girl I thought you'd realized I'm not like them other guys Cuz I saw them with my own eyes You should've been more wise babe Well I don't wanna live a lie Too many sleepless nights Not mentioning the fights I'm sorry to say lady I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away from the troubles in my life I'm walking away oh to find a better day I'm walking away </div> <div class ="info"><a href="/post-477.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/18</span>ساعت 0:6  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(477);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="476"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-476.aspx">باز بوي ماه مدرسه</a></h2> <div class="cnt">سلــــــــــــــــــــــــــــــــــام <P></P> <P>۲۳مهر تولدمه................</P> <P>راستی یه خبر خـــــــــــــــــــــــــوب...</P> <P>گوشیم گمید!!!!از شرش راحت شدم هی می خواستم بزارمش کنار دلم نمیومد!حالا که گمیده...سیم کارتمو سوزوندم....اما هنوز سیمکارت جدید نگرفتم....اصلا" دیگه از گوشی بدم اومد.....دیگه حوصله sms.miss callروندارم......</P> <P>راستي يه سايت واسه بچه محصل ها..........باحاله!</P> <P><A href="http://www.shimanaa.com">http://www.shimanaa.com</A></P> <P>بايد عضو شي....هم جزوه داره هم امتحان مي گيره....</P></div> <div class ="info"><a href="/post-476.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/11</span>ساعت 16:25  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(476);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="475"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-475.aspx"></a></h2> <div class="cnt">سلام</P> <P>من دیگه کمتر میام نت</P> <P>دلم واسه همه بچه های نت میتنگه......</P> <P>بای</P></div> <div class ="info"><a href="/post-475.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/07/03</span>ساعت 16:39  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(475);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="474"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-474.aspx">چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><FONT color=#669999>در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویرمنـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.<BR><BR>محقق این تحقیق می گوید، "ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود." <BR><BR>"طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود." <BR><BR>بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، "فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند." <BR><BR>"اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد." <BR><BR>این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد. <BR><BR>خاطرنشان می کنند که، "مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد.."<BR><BR>"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه." <BR><BR>"تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند."</FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-474.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/30</span>ساعت 19:52  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(474);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="473"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-473.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://i2.photoblog.com/photos/65607-1218910283-0.jpg" align=baseline border=0></div> <div class ="info"><a href="/post-473.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/30</span>ساعت 12:23  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(473);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="472"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-472.aspx">ده نوع رابطه زناشویی كه سرانجامی نخواهد داشت.....</a></h2> <div class="cnt"><SPAN> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>1) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه به شما عشق می ورزند، عشق می ورزید. </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>در یك رابطه، هنگامی كه فقط یكی از طرفین در اكثر اوقات از لحاظ روحی تعقیب كننده و دیگری تعقیب شونده می‌باشند، سالم نبوده و از تعادل خارج شده و محكوم به شكست خواهد بود. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><STRONG>2) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه كه شما عشق می ورزید، به شما عشق می ورزند.</STRONG> </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>در چنین رابطه ای كه قلبتان را بطور كامل در طبق اخلاص نگذاشته اید، هیچگاه احساس رضایت نخواهید داشت. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><STRONG>3) رابطه ای كه در آن شیفته توانایی های بالقوه نامزد/همسر خود می باشید.</STRONG> </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>داشتن یك رابطه سالم با همسرتان به معنی عشق ورزیدن به او به خاطر كسی كه هست، می باشد. نه عشق ورزیدن به او علی رغم كسی كه هست و یا به امید كسی که خواهد بود. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><STRONG>4) رابطه ای كه درآن ماموریت نجات همسرتان را به عهده دارید.</STRONG> </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>معتادین به نجات دیگران نه از آن رو كه با همسرشان تفاهم دارند، بلكه به این دلیل كه احساس می كنند مجبورند به او كمك كنند، به روابط وارد می شوند. كسانی كه ماموریت نجات دیگران را به عهده دارند، غالبا حس ترحم را با عشق اشتباه می گیرند. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>5) رابطه ای كه در آن به نامزد /همسرتان به عنوان یك الگو و آموزگار چشم دوخته اید. </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>وقتی عاشق كسی می شوید كه الگوی شماست، مشكل است رابطه ای طبیعی داشته باشید. ممكن است رفتار یا گفته هایتان به گونه ای باشد كه گویی برابرید، اما در ذهنتان برای او مرتبه و مقام افزوده ای قائل باشید كه این نیز به نوبه خود هر گونه احساس اختیار و قدرت را از شما سلب خواهد كرد. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><STRONG>6) رابطه ای كه در آن به دلائل بیرونی شیفته نامزد/همسر خود شده اید.</STRONG> </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>هرگاه شیفته یك ویژگی شخصیتی در ابعاد و صورتهای مختلف كسی شدید، از خود بپرسید: اگر این فرد این ویژگی را نداشت آیا همچنان برایم جذاب بود و می خواستم با او ازدواج كنم؟ </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><STRONG>7) رابطه ای كه در آن شما و نامزد / همسرتان از تفاهم جزئی برخوردارید.</STRONG> </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>این نوع رابطه می تواند بسیار فریبنده باشد، مخصوصا هنگامی كه همان یك زمینه ای كه در آن تفاهم برخوردار هستید، برای شما اهمیت زیادی داشته باشد و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه و قوی اشتباه بگیرید. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>8) رابطه ای كه در آن نامزد/همسر را از روی سركشی و عصیان انتخاب می كنید. </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>گاهی افراد كسانی را برای ازدواج انتخاب می كنند كه خصوصیات شخصیتی آنها در تضاد كامل با آنچه كه مورد نظر والدینشان می باشد است، در این صورت این امكان وجود دارد كه از رابطه خود به عنوان روشی به منظور سرپیچی و عصیان در مقابل والدین خود استفاده می كنید، نه از آنرو كه فرد مناسب را یافته اید. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>9) رابطه ای كه در آن نامزد/همسر را به عنوان عكس العملی در قبال نامزد/همسر قبلی خود انتخاب كرده اید. </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>در این رابطه، شما فردی را انتخاب می كنید كه در او فقط به دنبال آن دسته از ویژگیهایی هستید كه رابطه قبلیتان فاقد آنها بوده است. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>10) رابطه ای كه در آن نامزد/همسرتان از نظر روحی و عاطفی در دسترس شما نیست. </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>این نوع از رابطه روابطی را در بر می گیرد كه نامزد /همسر از نظر عاطفی و روانی با كسی دیگر درگیر است و بطور كامل نتوانسته است درگیری عاطفی خود را با شخص سوم حل كند. <BR></FONT></DIV><BR><BR><STRONG><BR><BR><FONT color=#996666><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,204)">شش ویژگی شخصیتی مهم كه باید در همسر آینده خود به دنبال آن باشید. </SPAN><BR style="COLOR: rgb(255,0,204)"></FONT></STRONG><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>1) تعهد به رشد شخصی </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>نامزد/ همسرتان متعهد می شود كه تا سر حد ممكن برای اینكه همسر بهتری باشد، بیاموزد. و مایل است كه به صورتها و اشكال مختلف كمك و راهنمایی دریافت كند. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>نامزد /همسرتان از نقاط كور و برنامه ریزی احساسی دوران كودكی خود، آگاه و مطلع بوده و به این موضوع كه چگونه كوله باری از احساسات را با خود به رابطه آورده است، واقف است، زیرا درگیر شدن با كسی كه به نقاط ضعف و مشكلات خود بی اعتنا ست، خطرناك است. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>نامزد/همسرتان در جهت رشد شخصی خود، اهدافی دارد و شما نیز با گذشت زمان شاهد تغییرات بخصوص و مثبتی در او هستید. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>2) باز بودن روحی و احساسی </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>چنانچه نامزد/ همسرتان نتواند احساسات خود را بصورت كلامی بیان كند و آنها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یك رابطه صمیمی را ندارد. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>3) صداقت </FONT></STRONG></DIV><BR> <UL> <LI><FONT color=#996666>نامزد/ همسرتان باید با خود صادق باشد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/ همسرتان باید با دیگران صادق باشد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/ همسرتان باید با شما صادق باشد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>هنگامی كه همسرتان به طور دائم و همیشگی با شما صادق است، طبیعتا به او اعتماد خواهید كرد. </FONT></LI></UL> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>4) پختگی و مسئولیت پذیری </FONT></STRONG></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>وقتی نامزد/ همسری غیر مسئول پیدا می كنید، در واقع بچه ای را برای خود یافته اید كه فقط بدن و اندامی بزرگسالانه دارد. چنین نامزد/همسری ممكن است دوست داشتنی باشد، حتی ممكن است شنونده و غمخوار خوبی نیز باشد، اما یقیناً آمادگی رابطه ای بزرگسالانه و تمام عیار ندارد. </FONT></DIV><BR> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>5) ‌اعتماد به نفس بالا </FONT></STRONG></DIV><BR> <UL> <LI><FONT color=#996666>كسی كه اعتماد به نفسش پائین است به منظور رسیدن به احساس خوب عشق می ورزد، در حالی كه یك شخص با اعتماد به نفس بالا چون احساس خوبی دارد عشق می ورزد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>هر چه خودتان را بیشتر دوست بدارید، كمتر می توانید از لحاظ جسمانی و عاطفی به خودتان آسیب برسانید. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>هرچه خود را بیشتر دوست داشته باشید، كمتر اجازه خواهید داد باشما بدرفتاری شود. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/همسرتان باید اعتماد به نفس خود را با عمل كردن اثبات كند. </FONT></LI></UL> <DIV><STRONG><FONT color=#996666>6) نگرش مثبت نسبت به زندگی </FONT></STRONG></DIV><BR> <UL> <LI><FONT color=#996666>نامزد /همسرتان همیشه برای پیدا كردن راه حل، تمركز می كند. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/همسرتان موانع را به فرصتها و سختی ها را به درسهایی سازنده بدل می كند. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد /همسرتان به توانائیهای خود در بهبود اوضاع و شرایط اعتماد دارد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/همسرتان خوش بین است و باور دارد كه اوضاع را همیشه می توان بهتر كرد. </FONT></LI> <LI><FONT color=#996666>نامزد/همسرتان بواسطه آگاهی و بینش، می تواند درشخصیت خود تغییرات مثبت بوجود آورد. </FONT></LI></UL><STRONG><BR><BR><SPAN class=title2f><FONT color=#996666> <FONT style="COLOR: rgb(255,0,0)" size=3> </FONT></FONT></SPAN></STRONG><FONT color=#996666><SPAN class=title2f><STRONG><FONT style="COLOR: rgb(255,0,0)" size=3>نقش ابراز هیجانات مثبت در شخصیت و پیامدهای زندگی</FONT><BR></STRONG></SPAN><BR><BR></FONT> <DIV><FONT color=#996666>ابراز هیجانات مثبت موجب می شود تا افراد بیشتر احساس رضایت و خرسند بودن، سرزندگی، هم حسی و صمیمیت و گرمی بین فردی را تجربه كنند و كمتر در برابر عواطف منفی آسیب پذیر باشند. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>پژوهشی در مورد مسائل زناشویی نشان می دهد، دخترانی كه هیجانات مثبت بیشتری را ابراز می كنند احتمال بیشتری دارد كه در سن پائین ازدواج كنند و احتمال كمتری دارد كه در زندگی میانسالی خود تنها بمانند. افرادی كه هیجانات مثبت بیشتری را ابزار می كنند از رضایتمندی زناشویی بیشتری برخوردار هستند، تنش های كمتری را تجربه كرده و كمتر به سمت طلاق پیش می روند زیرا این گونه افراد با تعارضات موجود در روابطشان بطور موثری مواجه می شوند. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><EM>فردریكسون </EM>خاطر نشان می كند كه هیجانات مثبت از طریق پرورش تفكر خلاق، ایجاد آمادگی برای سود بردن از فرصتهای موجود، تقویت پیوندهای اجتماعی و خنثی كردن هیجانات منفی، بنیانهای شخصیت فرد را پایه ریزی می‌کند. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>ابراز هیجانات مثبت موجب بروز ویژگیهای شخصیتی مانند قدرت پذیرش بالا و احساس كارایی می شود كه می تواند نشانگر وجود مهارتهای شناختی و بین فردی مطلوب باشد. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>افرادی كه بیشتر به ابراز هیجانات مثبت خود می پردازند، از نظر شخصیتی سازمان یافته و از نظر ذهنی متمركزتر هستند. این افراد محور زندگی خود را بر پیشرفت قرار داده اند و در مقابل تكرار و تداوم تجارب منفی عاطفی كمتر آسیب پذیر هستند. از جرات ورزی بیشتری برخوردارند و برونگراترند. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666>ابراز هیجانات مثبت از طریق چهره، ساختار تعاملات اجتماعی را از طریق انتقال اطلاعات به دیگران در مورد احساسات، اهداف اجتماعی و همچنین برانگیختن پاسخهای هیجانی در دیگران، شكل می دهد. معمولا دیگران از تعامل با افرادی كه به ابراز هیجانات مثبت می پردازند، لذت می برند و به طور فعالی در جستجوی چنین تعاملاتی هستند. </FONT></DIV><BR><STRONG><BR><BR><FONT color=#996666><SPAN class=title2f style="COLOR: rgb(153,0,255)">تعاملات منفی در زندگی زناشویی بخصوص برای زوجهای قدیمی تر موجب بروز مشكلات جسمانی بیشتری برای آنها می شود.</SPAN><SPAN style="COLOR: rgb(153,0,255)"> </SPAN><BR></FONT></STRONG><BR> <DIV><FONT color=#996666>براساس یك مطالعه جدید داشتن یك ارتباط خوب، یك همسر قابل اعتماد و تفاهم در یك ازدواج می‌تواند موجب ارتقاء سلامت جسمانی فرد شود. این مطالعه كه به بررسی نقش كیفیت زندگی زناشویی در سلامت جسمانی می پردازد نشان داده است كه در صورت افزایش تبادلات منفی نسبت به تبادلات مثبت به سلامت جسمانی همسران صدمه وارد می شود، و این صدمه برای اشخاصی كه به مدت طولانی ازدواج كرده اند و بیش از 50 سال سن دارند، جدی تر است. دكتر <EM>جامیلابوكوالا از كالج لافایت </EM>در پژوهش خود پنج بعد مربوط به كیفیت زندگی زناشویی را در مورد افرادی كه برای بار اول ازدواج كرده بودند مورد بررسی قرار داد. این 5 بعد عبارت بودند از: عدم توافق، رفتارهای مثبت همسر، رفتارهای منفی همسر، كیفیت كلی روابط و ارتباطات زناشویی. او در كنار این 5 بعد به بررسی چهار عامل مربوط به سلامت جسمانی پرداخت كه این چهار عامل عبارت بودند از: نشانه های جسمانی، مشكلات مزمن جسمی، ناتوانی جسمانی و سلامتی ادراك شده. </FONT></DIV><BR> <DIV><FONT color=#996666><EM>بوك والا </EM>در پژوهش خود عواملی مانند موقعیت اجتماعی، اقتصادی، تعلیم و تربیت، زمینه خانوادگی و نشانه هایی را كه ناشی از افسردگی می باشد، به عنوان عواملی كه مشكلات مربوط به سلامتی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد كنترل و مستثنی كرد و به نتایج ذیل دست یافت: <BR>بروز مستمر رفتارهای منفی با تحت تاثیر قراردادن سلامت جسمانی افراد موجب تحت الشعاع قرار گرفتن رفتارهایی می شوند كه حتی مثبت هستند. برخی از این رفتارهای منفی كه مهم ترین آنها عبارتند از: تقاضاها و انتظارات افراطی، بحث و جدل و انتقاد دائمی و مستمر، غیرقابل اعتماد شدن و تحریك مداوم همسر خود، رابطه بسیار نزدیكی با ضعف روز افزون در سلامت جسمانی همسران دارند. بروز همیشگی و مستمر رفتارهای منفی همسران تاثیرات طولانی مدت و فزاینده ای را بر روی سلامت جسمانی افراد همانند سایر عوامل استرس زای روانشناختی می گذارد.<BR><BR>الگوهای رفتاری منفی بین همسران از طریق مداخلات مناسب قابل تغییر و اصلاح است. این مداخلات مناسب از طریق <STRONG>زناشویی درمانی </STRONG>امكان پذیر است كه برای كاهش یا حذف تبادلات انتقادگونه و یا تقاضا ها و انتظارات افراطی طراحی شده است و از افزایش و گسترش هیجانات منفی بین همسران جلوگیری می كند. اگر زناشویی درمانی استرسها و آشفتگی های زناشویی را كاهش دهد، آن گاه امكان حمایت زوج ها در مقابل مشكلات ناشی از رفتارهای منفی بر روی سلامت جسمانی وجود دارد</FONT></DIV></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-472.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/22</span>ساعت 0:12  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(472);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="471"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-471.aspx">ویژگی های شخصیتی همسر</a></h2> <div class="cnt"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد. </SPAN> <P style="FONT-WEIGHT: bold">این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود.</P> <P style="FONT-WEIGHT: bold">حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند.<BR>تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.<BR><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,102)">در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است!</SPAN></P> <P style="FONT-WEIGHT: bold"><BR>▪ اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند:</P> <P style="FONT-WEIGHT: bold">«مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه).<BR>▪ اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر)<BR><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,255)">▪ اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید.</SPAN><BR style="COLOR: rgb(255,0,255)"><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,255)">▪ اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است.</SPAN><BR>▪ اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند.<BR>▪ اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.<BR>▪ اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.»<BR>▪ اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب).<BR>▪ اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)<BR>▪ اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است.<BR>▪ اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.<BR>▪ اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد.<BR>▪ در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند:</P> <P style="FONT-WEIGHT: bold"><BR>۱<SPAN style="COLOR: rgb(204,102,0)">) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند.</SPAN><BR style="COLOR: rgb(204,102,0)"><SPAN style="COLOR: rgb(204,102,0)">۲) در سن پایین ازدواج نكنید.</SPAN><BR style="COLOR: rgb(204,102,0)"><SPAN style="COLOR: rgb(204,102,0)">۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.</SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-471.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/22</span>ساعت 0:7  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(471);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="470"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-470.aspx">معرفی سایت</a></h2> <div class="cnt">یه سایت پر عکس!!!!</P> <P><A href="http://www.allpic.ir/page/link.aspx">http://www.allpic.ir/page/link.aspx</A></P> <P><IMG alt=hjtfgj hspace=0 src="http://i32.tinypic.com/28aomsn.jpg" align=baseline border=0></P></div> <div class ="info"><a href="/post-470.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/21</span>ساعت 23:59  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(470);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="469"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-469.aspx">پارادوکس</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl>پارادوکس خداوند قادر مطلق<BR><B>آيا خداوند مي تواند سنگي بسازد که نتواند بلند کند؟</B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl>پارادوكس تخته سياه<BR><B>تخته</B> <B>سياهي را در نظر بگيريد كه روي آن علاوه بر اعداد ۱، ۲، ۳، جملة</B> ” <B>كوچكترين عدد طبيعي كه روي اين تخته سياه ارائه نشده است. “ نوشته شده است</B>.<BR><B>در اين صورت گرچه عدد ۴ روي تخته سياه نمايش داده نشده است، ولي عبارت مذكور روي تخته سياه، مبين ۴ است</B>.<B></B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl><STRONG>پارادوكس دروغگو</STRONG><STRONG>( Liar’s Paradox) </STRONG><STRONG>يا پارادوكس ائوبوليدس</STRONG><STRONG> (Eubulides’ Paradox )</STRONG><B><BR></B><B>مي</B> <B>گويند روزي ائوبوليدس، متفكر يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد، گفت: ” چيزي</B> <B>كه آلان مي گويم دروغ است“. اگر گفتة او درست باشد، آنگاه بنا به آنچه</B> <B>گفته است، بايد گفته اش دروغ باشد، واگر گفتة او دروغ باشد، دوباره بنابر</B> <B>آنچه گفته است نتيجه مي شود كه گفته اش درست است</B>.<B></B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl><STRONG>پارادوكس دور</STRONG><B><BR></B><B>اين پارادوكس توسط آلبرت ساكسوني در قرون وسطي طرح گرديده است</B>:<BR><B>جملة</B> P <B>اين است</B>: ”q <B>دروغ است</B>.“<BR><B>جملة</B> q <B>اين است</B>: “ P <B>راست است</B>. “<BR><B>نکته</B> <B>جالب اين است كه اگر ما داراي يك نوع منطق سه ارزشي باشيم كه در آن گزاره</B> <B>ها بتوانند فقط يكي از ارزشهاي ”راست“، ” دروغ “ و ” نه راست ـ نه دروغ</B> “ <B>را داشته باشند آنگاه گزارة</B>P <B>به صورت</B> “ P <B>دروغ يا نه راست ـ نه دروغ است</B>“ <B>نمي تواند هيچيك از ارزشهاي ” راست “ ، ” دروغ “ و ” نه راست – نه دروغ</B>“ <B>را به خود بگيرد</B>.<B></B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl><STRONG>پارادوكس تابلو</STRONG><B><BR></B><B>اين پارادوكس در </B><B>۱۹۱۳</B><B> توسط رياضيدان انگليسي جردن</B> (P. E. B. Jourdain) <B>ارائه شد</B>:<BR><B>تابلوئي داريم كه در يك طرف آن</B><BR>”<B>جمله پشت اين تابلو راست است.“ و در طرف ديگر آن ”جمله پشت اين تابلو دروغ است.“ نوشته شده است</B>!<B></B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl><STRONG>پارادوكس سقراط</STRONG><STRONG> ( Socrates Paradox )</STRONG><B><BR></B><B>نقل شده است كه ســـــقراط روزي گفته است:” چيزي كه مي دانم اين اسـت كه من هيـچ چيز نمي دانم</B> “.<B></B></P> <P dir=rtl><B> </B></P> <P dir=rtl><STRONG>پارادوكس جزيرة وحشي ها</STRONG><B><BR></B><B>در</B> <B>جزيره اي قبيله اي وحشي زندگي مي كردند كه دو خدا، خداي راستي و خداي دروغ</B> <B>داشتند. آنها هر كس را كه به جزيره مي آمد قرباني مي كردند، به اين ترتيب</B> <B>كه از وي سوالي مي پرسيدند، اگر راست مي گفت او را قرباني خداي راستي و</B> <B>اگر دروغ مي گفت، او را قرباني خداي دروغ مي كردند. روزي شخصي وارد جزيره</B> <B>شد. او را گرفتند و از او پرسيدند” سرنوشت تو چه خواهد بود؟“ آن شخص جواب</B> <B>داد ” شما من را قرباني خداي دروغ خواهيد كرد.“ با اين جواب وحشي ها</B> <B>مستاصل شدند زيرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ بايد هم قرباني خداي</B> <B>راستي شود و هم قرباني خداي دروغ</B>!</P></div> <div class ="info"><a href="/post-469.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/21</span>ساعت 23:50  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(469);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="468"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-468.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><IMG alt=1 hspace=0 src="http://gigaimage.com/images/bl9kpvu39j4l8nxmb7sb.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt=2 hspace=0 src="http://gigaimage.com/images/jmgjw4xqxbr49iygvlb2.jpg" align=baseline border=0></P></div> <div class ="info"><a href="/post-468.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/21</span>ساعت 1:34  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(468);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="467"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-467.aspx">استدلال</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><FONT color=#66cc00><B>به</B> <B>يك زنداني گفته مي شود كه او در يكي از روزهاي بين شنبه و پنجشنبه به دار</B> <B>آويخته خواهد شد، اما تا روز به دار آويخته شدن، وي نخواهد دانست كه كدام</B> <B>روز اعدام مي شود.او روز پنجشنبه به دار آويخته نمي شود، زيرا اگر او تا</B> <B>چهارشنبه زنده باشد مي فهمد كه اعدام در روز پنحشنبه صورت خواهد گرفت، اما</B> <B>به او گفته شده است كه وي از روزي كه به دار كشيده مي شود پيشاپيش آگاه</B> <B>نيست. او روز چهارشنبه نيز اعدام نمي شود زيرا اگر تا سه شنبه زنده بماند،</B> <B>با توجه به اين كه بنا به استدلال بالا روز پنجشنبه اعدام نمي شود، مي</B> <B>فهمد كه روز چهارشنبه اعدام انجام خواهد شد. استدلال مشابه نشان مي دهد كه</B> <B>او در هيچيك از روزهاي ديگر نيز نمي تواند اعدام شود.اما در روزي غير از</B> <B>پنجشنبه جلاد وارد مي شود و وي را اعدام مي كند</B>.<B></B></FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-467.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/21</span>ساعت 1:9  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(467);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="466"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-466.aspx">نماز روزه هاتون قبول</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl>چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید</P> <P dir=rtl> <HR> </P> <P dir=rtl>سلام بچه ها!خیلی وقت بود نیومده بودم تو نت!دلم براتون بد تنگولیده بود!</P> <P dir=rtl> </P> <P dir=rtl>مهشید جون گفته بود چه طور می شه وبلاگ ساخت:</P> <P dir=rtl>باید بری تو <A href="http://www.blogfa.com">http://www.blogfa.com</A> سربرگ ثبت وبلاگ جدید رو بزنید...یه سری اطلاعات ازتون می خواد!بعدش شما می شین صاحب یه وبلاگ!</P> <P dir=rtl>به همین راحتی!</P> <P dir=rtl>خوش باشین</P> <P dir=rtl>وای بچه ها امروز چه گرم بود...........دارم میمیرم از تشنگی....روزه هم سخته ها!!!!</P></div> <div class ="info"><a href="/post-466.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/18</span>ساعت 14:54  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(466);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="465"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-465.aspx">مانكن</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B>به نام خدا</B></P> <P dir=rtl><B>..................امشب فيلم مانكن رو ديدم........ْآنجلينا جولي واقعا" زيباست....با اندام فوق العاده.....البته اين تو فيلم گناه اصلي(</B>original sin<B>)هم معلوم بود ......ولي اين فيلم هم فوق العاده بود..........مانكن....شبيه فيلم علي سنتوري خودمونه!!!......امشب اين فيلم بد اشك منو در آورد! اون جاهايي كه واسه آخرين بار رفته بود پيش ليندا .....همين طور اشكام ميومد......و ديگه آخراش اشكام با هق هق همراه شده بود...</B></P> <P dir=rtl><B>اعتياد چه مي كنه با آدما؟؟؟!و اينكه معتادا ديگه كارايي مي كنن كه نمي شه جزء آدم حسابشون كرد.....خيلي دلم مي خواد در آينده(وقتي بزرگ شدم!) يه جوري بهشون كمك كنم.....دلم نمي خواد انسان ها اين حقيقت رو كه اون ها قبل از هر چيزي آدم هستن رو فراموش كنن و كاراي حيواني انجام ندن....</B></P> <P dir=rtl><B>خدايا...................خدايـــــــــــــــــــــــــــا ....مي دونم صدامو مي شنوي ..........ازت مي خوام به آدما كمك كني خودشونو ، حقيقت وجودشونو فراموش نكنن و اونايي هم كه فراموش كردن خودشونو پيدا كنن!خدايا به آدما اين اراده رو بده كه آدم بمونن.....خدايا ......كـــــــــــــــمكون كن......</B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-465.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/04</span>ساعت 23:54  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(465);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="464"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-464.aspx">11دقيقه</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B></B> </P> <P dir=rtl><B>به نام خدا</B></P> <P dir=rtl><B>يازده دقيقه اسم كتابيه كه امشب  خوندم از پائلو كوئلو!كتاب جالبي بود اما مطمئنم تو ايران چاپ نخواهد شد.......چون راجع به يه زن فاحشه است ....اسمش مارياست......اون گفته:من چي رو از دست مي دم اگه تصميم بگيرم يه مدت فاحشه باشم؟؟؟؟؟شرف؟شان؟عزت نفس؟اون فكر مي كنه هيچ كدوم رو نداشته!اون گفته من به خواست خودم به دنيا نيومدم...هيچ كس رو نداشتم كه دوسم داشته باشه.من هميشه تصميم اشتباه گرفتم....حالا به زندگي اجازه مي دم براي من تصميم بگيره!</B></P> <P dir=rtl><B>راستش منم گيج شدم اگه ماريا الان جلوم بود نمي دونم چي بايد بهش مي گفتم يا چه جوري متقاعدش مي كردم كه آدم نبايد هر كاريو واسه شادي بكنه؟!</B></P> <P dir=rtl><B>توصيه مي كنم كتابشو گير بيارين بخونين!من كه خوشم اومد...كلا" كتاباي پائلو كوئلو آدمو به فكر وادار مي كنه ....</B></P> <P dir=rtl> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-464.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/06/02</span>ساعت 23:26  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(464);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="463"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-463.aspx">سوتي هاي نگار و ساغر</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B>امروز رفته بوديم با دوستان پاك (نسيم+دخترخالش/سمانه/ساغر/مريم)رفته بوديم استخر جاتون خالي كلي خوش گذشت....بعد من رفتم خونه خالم.....</B></P> <P dir=rtl><B>دخترخاله هام بعد از ظهر داشتن درس مي خوندن(من كه مي رم سوم دبيرستان داشتم ماهواره نيگا مي كردم ....اونا خرخووووني!!!!).....(نگار كلاس 4رم ابتداييه.ساغر هم اول ابتدايي)نگار داشت تست مي زد(واسه تيزهوشان)خالم هم داشت از ساغر درس مي پرسيد.....ساغر موقع درس جواب دادن من من مي كرد!!خالم مي گفت :اه ! خنگه!مامانم گفت اصلا" معنيه چيزيو كه مي گه مي دونه؟؟؟خالم جمله رو خوند...يه جمله يه خطي بود!كه تو جمله كلمه "سيل"بود مامانم گفت مي دونه سيل چيه؟خالم گفت آره!ازش پرسيد ساغر سيل چيه؟؟؟؟ساغر گفت مـــــــــــــــــــــــــــي دونم!!!!!همه ما گوش شده بوديم ببينيم چي مي گه؟!</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>گفت:</B></P> <P dir=rtl><B>وقـــــــــــــــــــــــــتي رعد و برق مي بـــــــــــــــــاره يه باد خنك .........</B></P> <P dir=rtl><B>داشت جملشو مي گفت كه خونه رف رو هوا !!!!مرديم از خنده!من و نگار تا  شب كه بيايم خونه همينو سوژه كرده بوديم و مي خنديديم.....</B></P> <P dir=rtl><B>حالا بزار از سوتيه نگار بگم....داشت تست مي زد ....اومد از من پرسيد:(با خنده!)نازنين.....اين چيـــــــــــــــــه؟؟؟!</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>حدس بزنين چه كلمه اي بود؟!</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>"گوه"!!!!</B></P> <P dir=rtl><B>گزينه هاش:ماشين ساده ايست.....</B></P> <P dir=rtl><B>خودتون مي دونين ديگه چي خونده بود؟!!!!</B></P> <P dir=rtl><B>خلاصه امروز مردم از خنده!!!!</B></P> <P dir=rtl> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-463.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/29</span>ساعت 21:54  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(463);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="462"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-462.aspx">رصد:</a></h2> <div class="cnt"><P dir=rtl><B>3شنبه</B><B> </B><B>(78.5.22) ساعت 12­_1ظهر با بچه هاي نجوم پژوهشسرا + محسن روحي(استاد نجوم پژوهشسرا)+خانم داداشي(استاد نجوم پژوهشسرا)+</B><B>ميلاد ناظري</B><B>+سعيد نامدار+خانم خوش نشين و آقاي بابايي(مسؤلين پژوهشسرا) رفتيم سمنان_دامغان وسط كوير براي رصد . تو راه چند جا وايساديم . تو توقف دوممون قبل از رسيدن خيـــــــــــــــــــــــــــلي خوش گذشت. من و چند تا از بچه ها كفش و جورابمونو در آورديم و رفتيم تو آب(يه چي تو مايه هاي چشمه رودخونه بود!)بعضي ها هم خيلي پاستوريزه بازي در آوردن و نيومدن تو آب! محسن و ميلاد و سعيد هم تو آب بودن و مي رفتن جاهايي با عمق بيشتر!و ما نمي تونستيم بريم </B><B>چون</B><B> نميتونستيم پاچه هامونو زياد بديم بالا !!!بچه ها و آقاي بابايي كرم مي ريختن سنگ پرت مي كردن تو آب و ما رو خيس مي كردن! بچه ها كلي سنگ خوشگل جمع كردن!!......خوب شد اتوبوسش كولر داشت وگرنه ميمرديم تو اون هوا!!!حالا از بازياي توي راه مي گم !2رديف اتوبوس مسابقه مي دادن! هر گروه يه كلمه انتخاب مي كرد به يكي از گروه مقابل ميگفت اون بايد با حركات پانتوميم به دوستاش ميفهموند چيه!!! بازيه باحالي بود!اين بازي پيشنهاد ميلاد ناظري بود. راستي يكي از كلمه هايي كه من انتخاب كرده بودم </B><B>"تخم ارزن كپك زده" </B><B>بود كه بچه ها موافقت نكردن چون نمي تونستن توصيفش كنن!!!اگه كسي تونس با پانتوميم توصيفش كنه به منم بگه ! من تو راه از خانم داداشي و آقاي روحي كلي سوال پرسيدم....وقتي رسيديم يه خورده استراحت كرديم...بعد رفتيم تلسكوپ رو سر هم كرديم! شب شروع كرديم به رصد! ماه_مشتري_كهكشان خودمون_كهكشان آندرومدا_جبار_ستاره قطبي ......... شبش باد زياد مي وزيد و هوا رو به سرد بود . رفتيم لباسامونو پوشيديم ......حدود ساعت 3 بود كه اومديم با محسن و بچه ها و ميلاد و سعيد يه خورده استراحت كنيم دور هم نشستيم و كلي خاطره تعريف كرديم (يكي از قشــــــــــنگترين لحظه هاش همون قسمت بود!) از آقاي روحي پرسيدن بهترين سفرت كجا بود گفت خرم شهر!و مي گفت كه شهر مقدسيه و...ميلاد هم از چند تا از خاطره هاش با بچه هاي نجومي و سفرش به آنتـــــــــــــــــــــــــــاليا و اين كه شهر مقدسيه مي گفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خلاصه خيلي خوش گذشت ...... من 4ونيم خوابيدم 6ونيم بيدار شدم!...چند نفر هم اصلا" نخوابيدن! ....</B></P> <P dir=rtl><B>بعد رفتيم چشمه علي .... صبحونه خورديم و به راه ادامه داديم و4شنبه 12_1 رسيديم خونه</B></P> <P dir=rtl><B>حالا نكته مهم اينجاس!كي مي تونه بگه بد ترين قسمت اين سفر علمي كجــــــــــــــــــــاس؟</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>بعـــــــــــــــــــــــــــــله ...</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>درسته!</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>سرويس بهداشتي نداشــــــــــــــــت!</B></P> <P dir=rtl><B>.</B></P> <P dir=rtl><B>در هر صورت من خدا رو شكر مي كنم كه در اون مدت نتركيدم(منفجر نشدم!)</B></P> <P dir=rtl><B>فكر كنيــــــــــــــــــن با اون همه غذا!!!!! صبح رفتيم چشمه علي ...اونجا سرويس بهداشتي داشت.....</B></P> <P dir=rtl><B>به اميد سفري دوباره ...(البته به جايي كه سرويس بهداشتي داشته باشه!اگه بگم سرويس بهداشتي هم به اندازه تلسكوپ مهمه واسه سفر دروغ نگفتم!)</B></P> <P dir=rtl><B>......................................................................................</B></P> <P dir=rtl><B>ديشب ماه رو ديدين؟(ماه گرفتگي رو مي گم!)آره خوب منم ديـــــــــــــــــــــدم</B><B>!</B></P> <P dir=rtl><B>گوشي ساغر خاموش بود!(نتونستم بهش بگم قراره بريم تو پارك ..!)من و زهره ساعت11رفتيم پارك آفتاب(ساري:وا3 اونايي كه نمي دونن كدوم شهره!!!)البته من 10دقيقه قبل 11 رسيدم رفتم تو پيست اسكيت و ديگه ديگه!تا محسن (آقاي روحي) و بقيه دخترا و پسراي نجومي پژوهشسرا برسن!زهره هم اومد!هي بهم مي گفت بيــــــــــــــا ديگه!!!منم مي گفتم تو بيا تو پيست!راستي 1دوست هم ديشب پيدا كردم!مسافر بودن (تو پارك)حدس بزنين اسمش چي بود!؟</B></P> <P dir=rtl><B>نه عمرا" نمي تونين بگين!اسمش نازنــــــــــــــــــــــين بود!كلي هم باهم تفاهم داشتيم ازم خاستگاريم كرد!!!!</B></P> <P dir=rtl><B>خوب بزارين توصيفش كنم!يه دختر ناز كه مانتو مشكي پوشيده بود يه شال سبز هم گذاشته بود !مدل موهاش هم مثه مدل موهاي من بود ولي چون من تو پيست كلي اين ور اون ور ميرفتم مدلش بد بهم ريخته بود!خلاصه با اصرار زهره از پيست اومدم بيرون_ساعت يه ربع 12 بود!)رفتيم پيش محسن و بچه ها. 4_5تا تلسكوپ با يكي 2 تا دوربين 2چشمي آورده بودن!   ماه رو ديديم!رفتيم با 3_4 تا از بچه ها جاتون خالي كلي تاب خورديم......و خلاصه تو اين مدت مامان هي ميومد مي گفت نازنين بيا بريم ديــــــــــــگه!!! منم هي مي پيچوندم تا بالاخره ساعت 2رفتيم خونه ولي خوب خيــــــــــــــــــــلي خوش گذشت چن همه بچه هاي نجوم بچه هاي صميمي مهربون و خاكي اي هستن و مخصوصا" آقاي روحي كه به نظرم آدم فوق العــــــــــــــاده ايه.....</B></P> <P dir=rtl><B>راســـــــــــــــــــــــــــــــتي داشت يادم مي رفت تولد مهدي جون(امام زمان)رو بهتون تبريك بگم ........عيد همتون مبــــــــــــــــــــارك!</B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-462.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/27</span>ساعت 11:2  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(462);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="461"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-461.aspx">نحوه تشخيص امکان ديده شدن در اتاق هاي پرو </a></h2> <div class="cnt">نحوه تشخيص امکان ديده شدن در اتاق هاي پرو اين روزها مساله امنيت و پخش عکس و فيلم هاي خصوصي داغ است پس زمان خوبي هست که اين مطلب را بخوانيد: بحث آينه هاي دو طرفه . بله افرادي به اين روش از شما در حاليکه در هتل يا اتاق پرو يا در حمام يا دستشويي هستيد فيلم يا عکس تهيه کرده و به معرض عموم مي گذارند. پس حتما قبل از اينکه از محل هاي داراي آينه استفاده کنيد از يکطرفه بودن آن مطمئن شويد ! اما چطور؟ قبل از هرکاري از تست انگشت استفاده کنيد: انگشت خود را روي آينه قرار داده. اگر بين انگشت شما و تصوير آن يک فاصله اي باشد اين آينه واقعي است. اگر انگشت شما به تصويرش چسبيده باشد، اين آينه دو طرفه است و فردي دارد شما را مشاهده مي کند. دليل : چون در آينه واقعي لايه جيوه در پشت شيشه است ولي در آينه هاي دو طرفه لايه جيوه در روي سطح شيشه است. لطفاً اين موضوع را براي دوستان خود مطرح کنيد و از ریختن آبروي فرد و خانواده اي جلوگيري کنيد</div> <div class ="info"><a href="/post-461.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/21</span>ساعت 22:10  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(461);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="460"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-460.aspx">كي مي تونه جواب بده؟؟؟</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3>2<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>چرا شب تاريكه و روز روشن؟</FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3></FONT></SPAN></B> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>جدی اگه کسی می دونه بگه چون واقعا" مشغول کرده!!!!!کمکم کنین!</FONT></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-460.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/21</span>ساعت 21:32  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(460);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="459"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-459.aspx">كي مي تونه جواب بده؟؟؟</a></h2> <div class="cnt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3></FONT></SPAN></B> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3> ۱</FONT></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal"><FONT size=3></FONT></SPAN> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal"><FONT size=3></FONT></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma">لامپي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma">به مدت يک دوم دقيقه روشن مي شود، سپس براي يک چهارم دقيقه خاموش مي شود،</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma">به مدت يک هشتم دقيقه روشن مي‌شود و قس عليهذا. درست بعد از يك دقيقه لامپ</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Tahoma">روشن خواهد بود يا خاموش؟</SPAN></B><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'"><o:p></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99ccff; FONT-FAMILY: Koodak"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-459.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/21</span>ساعت 21:7  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(459);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="458"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-458.aspx">آسمـــــــــــــــــــــــــــــــــــون</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://upload.parsimages.com/original/1205832434/12807.jpeg" align=baseline border=0></div> <div class ="info"><a href="/post-458.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/17</span>ساعت 23:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(458);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="457"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-457.aspx">يک عدد عجيب </a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.sanjeshmostamar.com/upic/no.gif" align=baseline border=0> <P></P><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">يک نفر از اساتيد دانشکده شهر آتن پايتخت يونان چندي پيش عددي را کشف کرد که خصايص عجيبي دارد.<BR>آن عدد:</SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۱۴۲۸۵۷</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميباشد.<BR>اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۲۸۵۷۱۴</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميشود! (به ارزش مکاني </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۱۴</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> توجه کنيد).<BR>اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۴۲۸۵۷۱</SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">ميشود!(به ارزش مکاني </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۱</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> توجه کنيد).<BR>اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۵۷۱۴۲۸</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميشود!( به ارزش مکاني </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۵۷</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> توجه کنيد).<BR>اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۷۱۴۲۸۵</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميشود!(به ارزش مکاني </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۷</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> توجه کنيد).<BR>اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۸۵۷۱۴۲</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميشود! (سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده)<BR>اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل: </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">۹۹۹۹۹۹</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"> ميشود!</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-457.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/16</span>ساعت 23:6  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(457);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="456"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-456.aspx">مسابقات و جوايز مهم در دنياي رياضيات </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Abel</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : از جمله جوايز جديد در دنياي رياضيات است که از طرف آکادمي علوم نروژ به مناسبت بزرگداشت تولد نيلز هنريک آبي (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Niels Nenrik Abel 1802-1829</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) از سال 2003 به مناسبت دويست امين سالگرد تولد اين رياضي دان به محققين رياضي اعطا مي شود.</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Cole</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> <SPAN lang=AR-SA>: براي پاسداشت خدمات پروفسور فرانک نلسون کول (</SPAN></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Frank Nelson Cole</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) از موسسين انجمن رياضيات آمريکا، اين انجمن دو جايزه در زمينه هاي جبر و تئوري اعداد به رياضي دانان و محقيقن علم رياضي اعطا مي شود.</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Eternity</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : نوعي پازل است که توسط کريستوفر مانکتون (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Christopher Monckton</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) اختراع شد و شامل 209 تکه م يباشد که هر کدام يک چند ضلعي هستند که زواياي داخلي آنها 30 يا 60 يا 90 درجه مي باشد. اين پازل در سال 1999 در انگلستان معرفي شد و هدف آن ساختن پازل به گونه اي است که تشکيل يک دوازده وجهي - از نوع </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">dodecagon</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> - را بدهد. اين جايزه مبلغ يک ميليون پوند بود که در سال 2000 به دو رياضي دان که مسئله را حل کردند اعطا شد. چند سال بعد يک رياضي دان ديگر چيدمان ديگري از اين پازل را حل کرد و جايزه ديگري را نصيب خود کرد.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Fields Medal</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : اين جايزه بسيار شبيه به جايزه نوبل در رياضيات است. همانطور که ممکن است بدانيد جايزه صلح نوبل به رياضياي دانان اعطا نمي شود. اما </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Field</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Medal</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> هر چهار سال يکبار از طرف اتحاديه بين المللي رياضيات به محققان رياضي اعطا مي شود. اين جايزه براي اولين بار در سال 1924 از طرف يک کنگره بين المللي در تورنتو (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Toronto</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) تعيين شد. اين جايزه بالاترين جايزه و پاداش در زمينه رياضيات است که ممکن است به شخصي تعلق بگيرد. اين جايزه يک مدال طلا است که ارزشي معادل پانزده هزار دلار دارد.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">IMO</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : در عالم رياضي جوايز بسياري در مسابقات بين الملي به برترين ها اعطا مي شود که شايد بزرگترين و معتبرترين آنها مسابقات بين المللي المپياد رياضي (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">The International Mathematical Olympiad</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) است. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">IMO</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> مجموعه مسابقات همه ساله براي دانش آموزان دبيرستاني در کشورهاي مختلف انجام مي شود. اولين </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">IMO</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> در سال 1959 در رماني برگزار شد و به تدريج گسترش پيدا کرد بگونه اي که امروزه بيش از 80 کشور در آن شرکت مي کنند.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Putnam</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : از ديگر مسابقات مهم مي توان به مسابقات </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Putnam</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> که در آمريکاي شمالي برگزار مي شود اشاره کرد. اين مسابقات براي داشنجويان راضي برقرار مي شود و همه ساله در اول دسامبر بيش از 2000 دانشجو در دو جلسه و در مجموع شش ساعت به حل 12 مسئله رياضي مي پردازند. اغلب مسائل سخت هستند و راه حل هاي عادي ندارند.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">MCM</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : يا </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">International Mathematical Contest in Modeling</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> نوعي از مسابقات تيمي دانشجويي است. مسائل اين مسابقات اغلب توسط مسئولين دولتي يا دست اندرکاران صنعتي طراحي مي شود. بهترين راه حل ها در ژورنالها و مجله هاي معتبر منتشر مي شوند.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">Nevanlinna</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : جايزه اي است که از طرف اتحاديه بين الملي رياضيات به محققين در زمينه علوم اطلاعات (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Information Science</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) اعطا مي شود. افراد برنده همانند </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">Field Medal</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> جايزه دريافت مي کنند، اين جايزه براي اولين بار در سال 1983 در ورشو ارائه شد. اين جايزه به محققان در زمينه هايي مانند علوم کامپيوتر، زبانهاي برنامه نويسي، مدل سازي رياضيات، محاسبات عددي، بهينه سازي، تئوري اطلاعات، پردازش سيگنال، سيستم هاي کنترل، هوش مصنوعي و … ارائه مي شود.<o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-size: 10.0pt">RSA Number</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> : اعداد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">RSA</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> اعداد مرکبي هستند که تنها دو فاکتو اول دارند براي همين گاهي اوقات به آنها اعداد نيمه اول (</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">semiprime</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>) گفته مي شود. با وجود آنکه اعداد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">RSA</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> به مراتب کوچکتر از بزرگترين اعداد اولي است که تاکنون شناخته شده است اما بايد اذعان کرد که تجزيه اين اعداد در حالي که فاکتورهاي آنها اعداد اول بزرگ باشند بسيار بسيار دشوار است. از اين اعداد براي سيستم هاي رمز با کليد خصوصي و عمومي در انتقال اطلاعات استفاده مي شود. شرکتي بنام </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">RSA Security</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> جايزه بزرگي به شخصي خواهد داد که الگوريتمي براي تجزيه اين اعداد که فقط دو عامل اول بزرگ دارند اعطا خواهد کرد. لازم به ذکر است که تاکنون براي اعداد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">RSA</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> از 100 الي 174 بيت جوايزي به ارائه دهندگان الگوريتم اعطا شده است اما براي اعداد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal">RSA</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ffcc99; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> شامل 193 بيت راه حلي ارائه نشده است. <o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ffcc99; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-456.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/14</span>ساعت 19:39  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(456);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="455"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-455.aspx">نازنین مریم</a></h2> <div class="cnt">جان مريم چشماتو واكن، منو نگاه كن<BR>شد هوا سفيد، در اومد خـــــــــــورشيد<BR><BR>وقت اون رسيد كه بريم به صحرا ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم<BR><BR>جان مريم سری بالا کن، منو صدا كن<BR>بشيم رونه، بريم از خــــــــــــــــــونه<BR><BR>شونه به شونه، به ياد اون روزها ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم<BR><BR>باز دوباره صبح شد، من هنوز بــــيدارم<BR>كاش می خوابيدم، تو رو خواب می ديدم<BR><BR>خوشه ی غم تـــوی دلم ...... زده جوونه، دونه بدونه<BR>دل نمی دونه، چه كــنه با اين غم ...... آی نازنين مريم، آی نازنین مریم<BR>بيا رســــيد وقت درو ...... مال منی از پيشم نرو<BR>بيا سر كارمون بريم ...... درو كــــنيم گندمارو<BR>بيا رسيد وقــــت درو ...... مال منی از پيشم نرو<BR><BR>بيا ســــــــر كارمـــــــــون بــــــريم<BR>بیا بیا نازنین مریم، آی نازنین مریم</div> <div class ="info"><a href="/post-455.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/13</span>ساعت 10:20  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(455);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="454"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-454.aspx">just for KHANOOMA</a></h2> <div class="cnt">ye matlab dar bare 30nehha ke doonesanesh va3 khanoooma khooobe</P><br><a href="/post-454.aspx">ادامه مطلب</a></div> <div class ="info"><a href="/post-454.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/09</span>ساعت 2:44  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(454);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="453"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-453.aspx">عروسی تو فضــــــــــــــــــــــــــــــا</a></h2> <div class="cnt"><DIV class=PostBody dir=rtl> <P align=right><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#cccccc size=2><STRONG>يك شركت ژاپني امكان عروسي زوج هاي جوان را در فضا فراهم كرده است.</STRONG></FONT></P> <P><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#cccccc size=2>به گزارش باشگاه خبرنگاران به  نقل از آسوشتيدپرس، كساني كه آرزوي گفتن بله عروسي خود را در فضا دارند مي توانند با پرداخت حدود يك ميليون و چهارصد هزار يورو جشن عروسي خود را در فضا بگيرند. عروس و داماد فضايي مي توانند سه مهمان را به همراه خود در يك فضاپيماي كوچك خصوصي به همراه ببرند.</FONT></P> <P><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#cccccc size=2>مدت زمان اين عروسي فضايي حدود يك ساعت است و عروس خانم بايد به سرعت بله را به آقاي داماد اعلام كند و بخش اعظم و اصلي جشن عروسي پيش از پرتاب فضاپيما بر روي زمين برگزار مي شود. سكوي پرتاب اين سفينه فضايي عروسي در پايگاه كوچكي در اوكلاهماي امريكا واقع شده است.</FONT></P> <P><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#cccccc size=2>اولين عروسي فضايي براي سال 2011 برنامه ريزي شده است و مسئولان اين شركت ژاپني ارائه كننده خدمات عروسي در فضا اميدوار ثبت نام كردن زوج هاي زيادي به خصوص از كشورهاي عربي و چين هستند. دنيس تيتو ميليونر امريكايي نخستين توريست و مسافر فضا در سال 2001 بود و از آن پس سفرهاي فضايي باب شد.</FONT></P> <P><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#cccccc size=2>.</FONT></P></DIV></div> <div class ="info"><a href="/post-453.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/08</span>ساعت 17:44  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(453);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="452"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-452.aspx">حسنک کجایی؟</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">گاو ما ما مي كرد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><?xml:namespace prefix = o /><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">گوسفند بع بع مي كرد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">سگ واق واق مي كرد </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي ؟ </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"> <SCRIPT> <!-- D(["mb","\u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\n\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cb\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003eموهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند\n نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. \u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cb\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003eديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد. \u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\n\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cb\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003eبراي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش\n كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند. \u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cb\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003eاما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. \u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\n\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003e\u003cb\u003eاو در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد \u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cb\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003eاو\n كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. \u003c/font\u003e\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003cbr\u003e\u003cfont size\u003d\"3\"\u003e\u003cfont color\u003d\"teal\"\u003e\u003cb\u003eاو آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد\u003c/b\u003e\u003c/font\u003e\u003c/font\u003e\u003c/div\u003e\n\u003c/td\u003e\u003c/tr\u003e\u003c/tbody\u003e\u003c/table\u003e\u003cbr\u003e\u003c/div\u003e\u003c/blockquote\u003e\u003c/td\u003e\u003c/tr\u003e\u003c/tbody\u003e\u003c/table\u003e\u003cbr\u003e\u003c/div\u003e\u003c/blockquote\u003e\u003c/td\u003e\u003c/tr\u003e\u003c/tbody\u003e\u003c/table\u003e\u003cbr\u003e\n\n \u003c/div\u003e\u003cbr\u003e\u003c/div\u003e\n",0] ); //--> </SCRIPT> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><BR>موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد </SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN> </SPAN></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. </SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 12pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma">او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: rgb(0,0,168); FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-452.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/05</span>ساعت 23:9  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(452);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="451"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-451.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#ff6633>lore ba zanesh davash mishe.cheragho khamoosh mikone.zanesh mige chi shode? mige javabe ablahan khamoshist!</FONT> <P></P> <P><FONT color=#00ffcc>ye rooz agha gorge goshad goshad rah mirafte ,azash miporsan agha gorge chera intori rah miri,mige raftam dare khoone shangoolo mangool goftan kie?goftam manam manam madaretoon ,babashoonam bavar kard...)) Martike Nekbaaaat</FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-451.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/05</span>ساعت 10:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(451);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="450"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-450.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><SPAN style="FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Verdana; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: Koodak; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA"><STRONG>daste kodoom ghazal bedam nabze dele asheghamo poshte kodoom bahoone baz penhoon konam hegh heghamo</STRONG></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-450.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/05/01</span>ساعت 22:47  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(450);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="449"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-449.aspx">زيبايي رياضيات ... زيبايي زبان </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><FONT face=Verdana><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">بسياري افراد از رياضيات خاطره خوشي به ياد ندارند و ايضاً از زبان انگليسي. شايد مجموعه زير زيبايي اين دو علم را بيشتر آشكار كند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">به تساويهاي زير دقت كنيد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>: <o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><FONT size=3><FONT face=Verdana>1 x 8 + 1 = 9<BR>12 x 8 + 2 = 98<BR>123 x 8 + 3 = 987<BR>1234 x 8 + 4 = 9876<BR>12345 x 8 + 5 = 98765<BR>123456 x 8 + 6 = 987654<BR>1234567 x 8 + 7 = 9876543<BR>12345678 x 8 + 8 = 98765432 <BR>123456789 x 8 + 9 = 987654321 <BR><BR>1 x 9 + 2 = 11<BR>12 x 9 + 3 = 111<BR>123 x 9 + 4 = 1111<BR>1234 x 9 + 5 = 11111<BR>12345 x 9 + 6 = 111111<BR>123456 x 9 + 7 = 1111111<BR>1234567 x 9 + 8 = 11111111<BR>12345678 x 9 + 9 = 111111111 <BR>123456789 x 9 +10= 1111111111<BR><BR>9 x 9 + 7 = 88<BR>98 x 9 + 6 = 888<BR>987 x 9 + 5 = 8888<BR>9876 x 9 + 4 = 88888<BR>98765 x 9 + 3 = 888888<BR>987654 x 9 + 2 = 8888888<BR>9876543 x 9 + 1 = 88888888<BR>98765432 x 9 + 0 = 888888888 <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">واقعاً زيبا نيست !؟</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">و حال به تساويهاي زير دقت كنيد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>: <o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><FONT size=3><FONT face=Verdana>1 x 1 = 1<BR>11 x 11 = 121<BR>111 x 111 = 12321<BR>1111 x 1111 = 1234321<BR>11111 x 11111 = 123454321<BR>111111 x 111111 = 12345654321 <BR>1111111 x 1111111 = 1234567654321 <BR>11111111 x 11111111 = 123456787654321<BR>111111111 x 111111111= 12345678987654321<o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">حال به عدد زير دقت كنيد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>:<BR>101% <BR><BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">شايد بتوان گفت كه از لحاظ رياضي 101% با 100% برابر است. اما هميشه افرادي هستند كه بيشتر از 100% مي خواهند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>. <BR><BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">حال ببينيم چگونه مي توان در زندگي به 101%رسيد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">اگر فرض كنيم كه حروف انگليسي به ترتيبي كه ذكر مي شوند نشان دهنده درصد سهم خود از زندگي باشند، خواهيم داشت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>: <BR><BR>                 Z Y X W V U T S R Q P O N M L K J I H G F E D C B A <BR><BR><BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">به ترتيب برابر خواهند بود با</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>:<BR>   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">بنا بر اين</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3> <BR><BR>H-A-R-D-W-O-R- K<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">يا سخت كوشي برابر است با</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>:<BR><BR>8+1+18+4+23+15+18+11=98%<BR><BR></FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak"><FONT size=3>و</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><BR><BR><FONT face=Verdana size=3>K-N-O-W-L-E-D-G-E<BR></FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak"><FONT size=3>يا آگاهي برابر است با</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><BR><BR><FONT face=Verdana size=3>96% = 5+7+4+5+12+23+15+14+11<BR><BR></FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak"><FONT size=3>اما</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><BR><BR><FONT face=Verdana size=3>A-T-T-I-T-U-D-E<BR></FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak"><FONT size=3>به معني گرايشهاي ذهني</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><BR><BR><FONT face=Verdana size=3>100%=5+4+21+20+9+20+20+1<BR><BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak">و مي بينيم كه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3> <BR><BR>L-O-V-E-O-F-G-O-D<BR></FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak"><FONT size=3>عشق به خدا خواهد شد</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><BR><BR><BR><FONT size=3><FONT face=Verdana>101%=4+15+7+6+15+5+22+15+12<o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00"><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-449.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/30</span>ساعت 14:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(449);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="448"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-448.aspx"></a></h2> <div class="cnt">A Boy Liked A Girl Working In A CD Shop Very Much. But He Did Not Told Her About His Love. Everyday He Was Going To The CD Shop, And Buying A CD Just For Talking To Her. After A Month He Died. When The Girl Went To His House And Asked About Him, Boy's Mom Said That He Died, And Then Mother Took The Girl To Boy's Room. She Saw All The CDs Unopened. The Girl Cried And Cried And Finally Died.You Know Why She Cried? Because She Had Kept Her Own Love Letters Inside The CD Packs. She Also Loved Him. Moral Of The Story : If You Love Someone, Say To Him/Her Directly. Don't Wait For The Destiny To Play The Role </div> <div class ="info"><a href="/post-448.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/21</span>ساعت 20:55  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(448);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="447"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-447.aspx">شیطان</a></h2> <div class="cnt">یه مطلب تو یه وبلاگ خوندم واسم جالب بود ....این طوری نوشته بود: <P></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دیروز</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌دادند و بیشتر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> ... </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و بعضی آزادگیشان را. شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">انگار</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با اینها فرق می‌کنی.تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند. از شیطان بدم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">گذاشتم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دویدم. تمام راه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">پیدا شده بود</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-ansi-font-weight: bold; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-weight: normal">خدایا</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">شکرت</SPAN></B></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P> <P> منبع:http://www.jodae-e.blogfa.com</P></div> <div class ="info"><a href="/post-447.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/20</span>ساعت 23:24  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(447);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="446"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-446.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://i26.tinypic.com/659xte.jpg" align=baseline border=0></P></div> <div class ="info"><a href="/post-446.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/20</span>ساعت 0:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(446);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="445"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-445.aspx">ترفند مخفی ایرانسل: انتقال اعتبار از یک سیم کارت به یک سیم کارت دیگر</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با توجه به طرحهای مختلف و مخفی ایرانسل و کدهای متنوع آن، حتماً تا به حال به</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">این موضوع فکر می کردید که آیا راهی برای انتقال اعتبار از یک سیم کارت ایرانسل به</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">سیم کارت دیگر ایرانسل وجود دارد ؟</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با ترفندی که امروز قصد معرفی آن را داریم قادرید تا تنها با ارسال یک پیام</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کوتاه ، مقدار اعتبار دلخواه خود را به سیم کارت ایرانسل دیگری انتقال دهید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> !<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">تصور کنید اعتبار سیم کارت اعتباریتان رو به پایان است و نیاز به شارژ سیم کارت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دارید ، در حالی که دسترسی به کارت شارژ نیز ندارید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در چنین مواقعی بهترین گزینه انتقال اعتبار دلخواه از سیم کارت دوستتان به سیم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کارت شما است . کافی است با وی تماس بگیرید تا اعتبار دلخواه خود را برایتان ارسال</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> …<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برای این مظور کافی است ابتدا با سیم کارتی که قصد دارید تا از آن اعتبار بگیرید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">یک پیام کوتاه به صورت زیر و به شماره 1112 ارسال کنید</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مبلغ مورد نظر به ریال: شماره سیم کارت مقصد</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana>» </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">به طور مثال فرض کنید قصد داریم تا از سیم کارتی به شماره فرضی 09351111111 به</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">شماره 09352222222 ، مبلغ 1000 تومان اعتبار انتقال دهیم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بدین منظور کافی است از سیم کارت اول یک پیام کوتاه به شماره 1112 ارسال کنید که</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در متن آن ابتدا شماره سیم کارت مقصد را نوشته و سپس علامت دو نقظه گذاشته و سپس</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مبلغ مورد نظر را به ریال وارد کنید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">پس از انجام عمل فوق و ارسال متن پیام به شماره 1112 ، به صورت اتوماتیک برای هر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دو سیم کارت یک پیام کوتاه با مضمون انتقال موفقیت آمیز اعتبار ارسال خواهد شد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">لازم به ذکر است حداقل مبلغ برای انتقال اعتبار 100 تومان می باشد و بابت انتقال</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مبلغ 50 تومان کارمزد از سیم کارت مبداء کسر خواهد شد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana>»» </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با توجه به ترفند فوق زین پس بیشتر مراقبت سیم کارت های اعتباری ایرانسل خود</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">باشید و از در اختیار گذاشتن تلفن همراه خود به افراد ناشناس خودداری کنید  چرا که</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">تنها چند ثانیه کافی است تا وی اعتبار سیم کارت شما را به سیم کارت خود منتقل نماید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ظور کافی است از سیم کارت اول یک پیام کوتاه به شماره 1112 ارسال کنید که در متن</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">آن ابتدا شماره سیم کارت مقصد را نوشته و سپس علامت دو نقظه گذاشته و سپس مبلغ مورد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">نظر را به ریال وارد کنید</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-445.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/16</span>ساعت 19:37  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(445);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="444"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-444.aspx">پسری که...</a></h2> <div class="cnt"><FONT face="Times New Roman" color=#666699 size=3><STRONG>مرد دیر وقت،خسته ازکار به خانه برگشت<BR>دم در پسر 5ساله اش را دید که در انتظار او بود:<BR>سلام بابا!یک سوال از شما بپرسم؟<BR>بله حتما چه سوالی؟<BR>بابا !شما برای هرساعت کارچقدر پول میگیرید؟<BR>مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی می کنی؟<BR>فقط می خواهم بدانم.<BR>اگر باید بدانی بسیارخوب می گویم:20 دلار!<BR>پسرکوچک درحالی که سرش پائین بود آه کشید<BR>بعد به مرد نگاه کرد و گفت:میشود به من 10دلار قرض بدهید؟<BR>مرد عصبانی شدو گفت :من هر روز سخت کار می کنم و پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم<BR>پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.<BR>بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شدو فکر کردکه با پسرکوچکش خیلی تند وخشن رفتارکرده شاید<BR>واقعا چیزی بوده که اوبرای خریدنش به 10دلار نیازداشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش<BR>می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.<BR>مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.<BR>خوابی پسرم؟<BR>نه پدر، بیدارم<BR>من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم<BR>را سر تو خالی کردم. بیا این 10د لاری که خواسته بودی<BR>پسر کوچولو خندید، و فریاد زد: متشکرم بابا<BR>بعد دستش را زیر بالش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله شده در آورد<BR>مرد وقتی دیدپسرکوچولو خودش هم پول داشته،دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت:با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟<BR>پسر کوچولو پاسخ داد:برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا 20 دلار دارم<BR>آیا می توانم یک ساعت از کارشمابخرم تافردا زودتر به خانه بیایید؟<BR>من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم</STRONG></FONT></P> <P><STRONG><FONT face="Times New Roman" color=#666699 size=3>نتیجه اخلاقی:ممکنه ما بچه ها رو دست کم بگیریم ولی دریغ از این که ممکنه بچه ها از ما بیشتر بفهمند</FONT></STRONG></P></div> <div class ="info"><a href="/post-444.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/12</span>ساعت 14:28  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(444);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="443"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-443.aspx"></a></h2> <div class="cnt">امروز تولد اکبر عالمی مجری کانال ۴ هست .</P> <P>من خیلی دوسش دارم .تولدش مبارک!!!!!</P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-443.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/11</span>ساعت 14:31  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(443);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="442"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-442.aspx">خنک شوید</a></h2> <div class="cnt"><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><B>بلوز مجهز به تهویه:</B> </SPAN>  <SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">اغلب اوقات پوشیدن لباس ها با رنگ روشن و نازک در فصول گرم سال توصیه می شود . اما اگر گرمای تابستان آنقدر امانتان را برید که رنگ و جنس هم افاقه نکرد می توانید از این بلوز که مجهز به یک فن برای خنک کردن است استفاده کنید. تنها مشکل آنجاست که باید از پورتUSB </SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl><SPAN dir=rtl></SPAN>سیستم خود جهت راه اندازی فن کمک بگیرید.</SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.narenji.ir/images/stories/authorz/marzieh/air-conditioned-shirt-naren.jpg" align=baseline border=0></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.narenji.ir/images/stories/authorz/marzieh/air-conditioned-bed_narenji.jpg" align=baseline border=0></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><STRONG>تخت خواب مجهز به سیستم تهویه: </STRONG></SPAN>  <SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">با اوضاع جیره بندی آب و برق ظاهرا دیگر نمی توانیم از هوای خنک کولر های آبی در طول شب استفاده کنیم. چاره اش استفاده از تخت خواب مجهز به تهویه خواهد بود. شما می توانید این تخت خواب را با قیمت 399$ برای داشتن خوابی راحت و به دور از هر گونه تعرق بدن خریداری کنید. فن تعبیه شده در این غشای می تواند هوای خنک را در سراسر پد به حرکت در آورده و دمای بدن شما را به صورت متعادل و خنک نگه دارد. به درد کسانیکه تب هم دارند می خورد!</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.narenji.ir/images/stories/authorz/marzieh/tag-shower_narenji_ir.jpg" align=baseline border=0></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">دوش حمام با 18 عدد سر دوش:</SPAN> </STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">هیچ چیز بهتر ازیک دوش آب سرد نمی تواند عطش و گرمای تابستان را تسکین دهد. اگر در منطقه ای هستید که با مشکل کمبود آب و یا کاهش فشار آب مواجه نیستید می توانید حمام خود را به این دوش 18 سره که قیمت تجهیز آن چیزی حدود 100 هزار دلار برایتان تمام می شود مجهز کنید</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"><SPAN lang=FA dir=rtl><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'"></SPAN></SPAN></SPAN> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-442.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/10</span>ساعت 16:26  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(442);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="441"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-441.aspx">مــــــــــــــــــــــــداد</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-11.jpg" align=baseline border=0> <P></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-10.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-8.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-7.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-6.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-5.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-4.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-3.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-2.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786-1.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://ali786.files.wordpress.com/2008/02/pencil-ali786.jpg" align=baseline border=0></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-441.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/10</span>ساعت 16:16  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(441);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="440"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-440.aspx">راز عجیب یک صومعه ! </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>. </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: «ماشین من خراب شده. آیا می توانم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">شب را اینجا بمانم؟»</SPAN></B></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>. </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">چون تو یک راهب نیستی»</SPAN></B></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">کرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><A href="http://www.ashkan12345678.blogfa.com/"><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">راهبان</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود،</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">شنید</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمی توانیم</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»</SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><BR></SPAN><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">این بار مرد گفت «بسیار خوب، بسیار</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">توانم راهب بشوم؟»</SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><BR></SPAN><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">راهبان پاسخ دادند «تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">خواهی شد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> »</SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><BR></SPAN><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">زد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">مرد گفت:‌«من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>    </SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="COLOR: #cc99ff; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>23.451.523.654.781.925  سنگ روی زمین وجود دارد»</SPAN></FONT></A></SPAN></B><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">راهبان پاسخ دادند: «تبریک می</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">گوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی. ما اکنون می توانیم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> »</SPAN></B></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»</SPAN></B></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">مرد دستگیره در را</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کلید این در را به من بدهید؟</SPAN></B></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><BR></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">راهب</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">راهب ها کلید را به او دادند و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">درخواست کلید کرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">داشت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است». مرد که از در های بی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">بود</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT size=3>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR>.<BR></FONT></SPAN></B><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اما</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><B><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></B><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید</SPAN></B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-weight: normal">.</SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-440.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/07</span>ساعت 23:34  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(440);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="439"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-439.aspx">یه کم جک(یکی از دوستان خواسته بود)</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.milliyet.com.tr/content/galeri/resim/931-20050621-05.jpg" align=baseline border=0></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: olive; mso-bidi-language: FA">bebin</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: olive; mso-bidi-language: FA">mituni in jomlaro tarjome koni? "with carpet rice, with fish what" .... zabanet</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: olive; mso-bidi-language: FA">kheli bade yani"ba ghali polo, ba mahi che</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>"</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: olive; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">از یه ترکه می‌پرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌كنند! </SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA">Torke</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA">to metro ye khanum khoshgel behesh salam mikone , torke mige beja nemiaram</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> ? </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA">khanume mige shoma pedare yeki az bachehay man hastid, torke sorkh mishe mige</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA">shoma hamon (...) i nisti ke ba dustam 2nafari (...) ? khanume khejalat mikeshe</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA">mige NA AGHA man dabir riazie dokhtareton hastam</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>!!!! </SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: silver; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">متهم شده است، گفت « گرانی هست، اما در عوض امنیت ‏وجود دارد.» یکی دیگر از کارشناسان گفت: « درست است که امنیت نداریم، اما در عوض مردم ما متدین ‏هستند.» اما یک کارشناس مسائل دینی اظهار داشت: « اگر چه بسیاری از مردم مسائل دینی را رعایت نمی ‏کنند، اما خدا را شکر که استقلال داریم.» همزمان با همین اظهار نظر رئیس جمهور گفت: « مهم نیست ‏استقلال نداریم، عوضش من خوشگلم :))</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: silver; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">midooni mani e MTN e irancell chie? Mellate Telephon</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Verdana; mso-hansi-font-family: Verdana"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA">Nadide</SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Verdana; mso-hansi-font-family: Verdana"> </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN lang=FA style="COLOR: #ff9900; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>هموطن گرامي آيا مي دانستيد لذت بوسه در تاريکي ده ها برابر بوسه در روشنايي است؟؟؟؟ (وزارت نيرو)</SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: #ff9900; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: lime; mso-bidi-language: FA">pesar:baba</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: lime; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: lime; mso-bidi-language: FA">bebin naghashim ghashange?~~pedar:are azizam~~hala chi keshidi?~~pesar:1gav ke</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: lime; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: lime; mso-bidi-language: FA">dare alaf mikhore~~pedar:ku alaf? ~~pesar:gave khord~~pedar:ku gav?~~pesar: alaf</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="COLOR: lime; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="COLOR: lime; mso-bidi-language: FA">khord raft</SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: lime; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="COLOR: #3366ff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">ye ruz ye tehranie mire <?xml:namespace prefix = st1 ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags" /><st1:City w:st="on"><st1:place w:st="on">ardebil</st1:place></st1:City>, az ye troke miporse.. Agha man in ja gharibam, tu <st1:City w:st="on"><st1:place w:st="on">ardebil</st1:place></st1:City> koja ampul mizanan? Torke poshtesho neshun mide mige inja mizanan dije;S~T~A</SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #3366ff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #333399; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ترکه زنش رو طلاق ميده همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟ تركه با عصبانيت ميگه غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائين</SPAN></B><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #333399; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff99cc; mso-bidi-language: FA">torke</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #ff99cc; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff99cc; mso-bidi-language: FA">dastesh mishkane mire dotor dastesho gach migire az dr. miporse soali dashtam</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #ff99cc; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff99cc; mso-bidi-language: FA">man baad az baz karden gach mitoonam violon bezanam doctor mige albatte torke</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #ff99cc; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #ff99cc; mso-bidi-language: FA">mige che khoob chon ghablan nemitoonestam</SPAN></B><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #ff99cc; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">ghazvinie tu zendon</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">be ham seLOlish mige: ba bache bodi?mige na.mige ba javon bodi?mige na.mige ba</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">pir boOOodi?mige: baba man jormam siasie.mige: OoOoOoFF BA rahbaaar</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>??!! <o:p></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">doost</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">dokhtare lore behesh mige bia man</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><st1:City w:st="on"><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">labe</SPAN></B></st1:City><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">toro</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">bokhoram to</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><st1:City w:st="on"><st1:place w:st="on"><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">labe</SPAN></B></st1:place></st1:City><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">mano . lore mige che karie khob harki</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><st1:City w:st="on"><st1:place w:st="on"><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">labe</SPAN></B></st1:place></st1:City><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA">khodesho bokhore</SPAN></B><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'">): </SPAN><B style="mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">torke mamano babasho koshte bood, behesh migan akhe vase chi zadi mamano babato koshti!? mige taze badaz 30 sal be rabeteye kasifeshoon <st1:State w:st="on"><st1:place w:st="on">pei</st1:place></st1:State> bordam</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'"><SPAN dir=rtl></SPAN>!!</SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B style="mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr style="COLOR: olive; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">Be zane rashteye migan MBA chie ?mige:Married But Available</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B style="mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr style="COLOR: red; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">doaye torki: arezoO daram khodakone enshaaalah be haghe 5tan elahi amin</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN style="COLOR: red; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN><SPAN lang=FA style="COLOR: red; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00; mso-bidi-language: FA">vakoneshe</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00; mso-bidi-language: FA">afrad ba didane BENZ 500 SLK : Amricayi oh my God , Arab :ahsant , Englisi oh</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #99cc00; mso-bidi-language: FA">very nice , Italiayi : molto bella , Irani : pedar sag</SPAN></B><SPAN lang=FA style="COLOR: #99cc00; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #00ccff; mso-bidi-language: FA">pesare</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #00ccff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #00ccff; mso-bidi-language: FA">be namzadesh mige 3ta belit cinema gereftam emshab berim hal konim!.2khtare mige</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #00ccff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #00ccff; mso-bidi-language: FA">chera 3ta?pesare mige baraye mamaneto babato</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #00ccff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #00ccff; mso-bidi-language: FA">dadashet</SPAN></B><SPAN lang=FA style="COLOR: #00ccff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">Heyfe nun a poshte furuq rad mishe.furuq hamele mishe</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: olive; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'"><SPAN dir=rtl></SPAN>!<o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; mso-bidi-language: FA">Torke</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; mso-bidi-language: FA">mire noonvayi,ye 5zari mide be noonva,noonvae mige 5zari ke noon nemishe,torke</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; mso-bidi-language: FA">mige:sedasho dar nayar,man MAXI MILIYANOOSam ! shoma ke</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="COLOR: #cc99ff; mso-bidi-language: FA">hastid</SPAN></B><SPAN lang=FA style="COLOR: #cc99ff; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA">Az</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B><SPAN style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN> </SPAN></B><FONT face=Verdana><B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA">rashtie miporsan chanvakhte zanet bardare? Mige hamiiiid</SPAN></B><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>!</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-weight: normal; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-439.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/04</span>ساعت 14:40  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(439);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="438"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-438.aspx">چرا حقله ازدواج را دست چپ و انگشت دوم از آخر میگذارند؟</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-ansi-font-weight: bold; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-weight: normal"><FONT size=3>چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت دوم قرار گيرد؟</FONT></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><BR><FONT face=Verdana size=3>1-</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR>2-</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><BR><FONT face=Verdana size=3>3- </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><BR><FONT face=Verdana size=3>4-</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR>5-</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">است که انها ما را ترک کنند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR>6 -</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR>7-</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> (</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">می</SPAN></B></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مانند. شصت نشانه والدین است انگشت دوم خواهر و برادر انگشت وسط خود شما انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR>(</FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برگرفته از اساطیر چینی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>)<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دلیل دیگر آن در زیر آمده است</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-ansi-font-weight: bold; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-weight: normal"><FONT size=3>تاریخچه حلقه نامزدی</FONT></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در مورد انگشتری و حلقه ، هر خانم یک مدل از آن را می پسندد . خانمهای مسن</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اغلب اشکال کلاسیک ، شیک پوشها انگشتری پرزرق و برق و متظاهرها نوع غیر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">عادی و عجیب و غریب آنرا می پسندند . دختران ساده طرفدار سادگی و دختران</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">امروز همه نوع آنرا می پسندند .سابقه تاریخی حلقه نامزدی با وجود مستندات</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بسیار ، بطور دقیق مشخص نیست ، ولی تحقیقات باستان شناسان تا حدی سیر تحول</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و تغییراتی که در طول اعصار بر ساختار و هویت حلقه اعمال شده را مشخص</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">میکند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .</FONT></SPAN><?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /><v:shapetype id=_x0000_t75 stroked="f" filled="f" path="m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe" o:preferrelative="t" o:spt="75" coordsize="21600,21600"><FONT face=Verdana> <v:stroke joinstyle="miter"></v:stroke><v:formulas><v:f eqn="if lineDrawn pixelLineWidth 0"></v:f><v:f eqn="sum @0 1 0"></v:f><v:f eqn="sum 0 0 @1"></v:f><v:f eqn="prod @2 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @0 0 1"></v:f><v:f eqn="prod @6 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="sum @8 21600 0"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @10 21600 0"></v:f></v:formulas><v:path o:connecttype="rect" gradientshapeok="t" o:extrusionok="f"></v:path><o:lock aspectratio="t" v:ext="edit"></o:lock></FONT></v:shapetype></FONT><v:shape id=image15 style="MARGIN-TOP: 0px; Z-INDEX: 1; LEFT: 0px; MARGIN-LEFT: 0px; WIDTH: 24pt; POSITION: absolute; HEIGHT: 24pt; TEXT-ALIGN: left; mso-wrap-distance-left: 0; mso-wrap-distance-right: 0; mso-position-horizontal: left; mso-position-horizontal-relative: text; mso-position-vertical-relative: line" type="#_x0000_t75" o:allowoverlap="f" alt="rings-copy.jpg" o:spid="_x0000_s1026"><?xml:namespace prefix = w ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:word" /><w:wrap type="square"><FONT face=Verdana></FONT></w:wrap></v:shape><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">یک نکته قابل توجه در مورد جایگاه حلقه نامزدی در دست</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">است که در طول زمانهای مختلف تغییری نکرده است .این نوع حلقه را به انگشت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">چهارم دست چپ میکنند و این بدان جهت است که رگ این انگشت مستقیما با قلب</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ارتباط دارد و به این علت این رگ را از قدیم رگ عشق میگفتند . منتها در</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">این سوداگری عشق انتخاب بر عهده خانمها و خرید با آقایان است</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> !<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">حلقه های قدیمی که در حفاریها بدست آمده اشکال مختلفی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دارد . بروی برخی از این حلقه ها یک حجمی شبیه چشم نصب شده و بعضی دیگر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بصرت ماری است که انتهای سر و دمش بهم متصل است</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">حلقه های دیگری از خرابه های رم بدست آمده که روی آن</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">کلیدی دیده میشود و معلوم است که آنرا بخاطر حفظ خزائن جواهرات ساخته اند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و مهمترین و معمولترین نوع حلقه ای که بدست آمده ، حلقه هایی است که روی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">آن مهرهایی وجود دارد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">باستان شناسان عقیده دارند که برای اولین بار ، حلقه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">هایی که رویش مهر کنده بودند در جهان معمول شد ه است . با این حلقه ها</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اسناد مهم را مهر و امضا میکردند که دارای اصالت و قاطعیت باشد . پس حلقه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">قبل از آنکه بصورت یک شی زینتی مورد استفاده قرار گیرد وسیله ای برای</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">رسمیت دادن به اسناد بود</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در زمان قدیم اگر پادشاهی حلقه ی انگشتری خود را به</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بکسی می داد ، معنیش این بود که وی را بعنوان نماینده ی تمام الاختیار خود</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برگزیده است ، همچنانکه اسکندر مقدونی بهنگام مرگ حلقه خود را از دست</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بیرون آورد و به پردیکاس داد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در روم اولیه حلقه هایی که مورد استفاده مردم عادی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">قرار میگرفت از آهن ساخته میشد و بعد اشراف زادهها برای اینکه در این مورد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">نیز خود را اشرافی نشان دهند جنس طلا را برای حلقه های خویش انتخاب کردند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> . </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در دوران امپراتوری روم هر کس میتوانست انواع مختلفی از آن را داشته</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">باشد . از این زمان تجمل در ساختمان حلقه اعمال شد و این مورد در طراحی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">حلقه از اهمیت خاصی برخوردار گردید و صنعتگران حلقه هایی از فلزات گرانبها</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و حتی عاج ساختند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در مواردی حلقه های بسیار سنگینی ساخته میشد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و حتی گاهی برای فصل تابستان و زمستان حلقه های جداگانه ای ساخته میشد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در افسانه های قدیمی اساطیر یونان از این وسیله برای ابراز عشق و وفاداری استفاده میکردند</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> . </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در یونان باستان برای اولین بار</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana>(( </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">ویدون )) یک حلقه را بعنوان مظهر وفاداری نسبت به شوهرش (( پسیسه )) همیشه با خود داشت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: green; FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">به هر حال با این سابقه تاریخی امروزه هدیه دادن انگشتری نشانه ی ابراز عشق است و بدین جهت در مراسم نامزدی نقش بسیار مهمی دارد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: green; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> .<o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT face=Verdana size=3> </FONT></o:p></SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-438.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/04</span>ساعت 13:44  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(438);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="437"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-437.aspx">عشق</a></h2> <div class="cnt"><SPAN id=ctl00_ContentPlaceHolder1_DataList1_ctl00_lblstrTextBody> <P style="LINE-HEIGHT: 200%" align=justify>شور عشق، استارت يا سوخت<BR>شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت است.<BR></P>دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.<BR>نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكننده‌ي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌هاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.<BR>بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيست؟<BR>عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم مي‌شناسند؟<BR>دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.<BR>در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟» <BR>90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقش نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.<BR><BR>عشق نوعي بيماري است؟<BR>برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا كسي عادت دارد هر شب 10 بار دست‌هايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.<BR>عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يك حالت وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند. <BR><BR>هوش عاطفي‌ات را بالا ببر<BR>با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست كه آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم تغيير نمي‌كنند: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد كه «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»<BR>پژوهش‌هاي زيادي نشان داده‌اند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.<BR>هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يك چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.<BR> <BR>چه قدرعاشق هستيد؟<BR>عشق هم بالاخره اتفاقي است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ مي‌دهد. براي خيلي از روان‌شناس‌ها مطالعه اين پديده جالب است. بعضي‌ها مانند استرنبرگ حتي نظريه‌اي علمي ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه يك عشق كامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، ‌احساس صميميت نسبت به او و سومي، ‌داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اينها كه وجود نداشته باشد، يك جاي كار دارد مي‌لنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق كاري ندارد و مي‌خواهد به طور كلي بگويد كه آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است كه بيشتر براي دانشجوها كاربرد دارد.<BR><BR>چگونه از اين تست استفاده كنيم؟<BR>عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور كنيد و نام معشوق‌تان را به جاي كلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر كمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن كمي ‌مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور كامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.<BR>1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?<BR>2) او را خيلي جذاب مي‌دانم. ?<BR>3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي كمتري دارد. ?<BR>4) براي او هر كاري كه لازم باشد، انجام مي‌دهم. ?<BR>5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?<BR>6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?<BR>7) وقتي با هم كاري را انجام مي‌دهيم، كار برايم خيلي خوشايند است. ?<BR>8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد. ?<BR>9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم. ?<BR>10) خيلي وقت‌ها به او فكر مي‌كنم. ?<BR>11) خيلي مهم است كه او به من علاقه داشته باشد. ?<BR>12) وقتي با او هستم، كاملا خوشحالم. ?<BR>13) برايم دشوار است كه براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?<BR>14) خيلي به او علاقه دارم. ?<BR><BR>راهنماي نمره‌گذاري:<BR>حالا عددهايي را كه جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.<BR>• شمايي كه بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شكي نمي‌توان كرد.<BR>• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است كه در بالاي قله عشق بايستيد.<BR>• اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.<BR>• كساني كه از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.<BR>• كساني كه از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا كنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق</SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-437.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/04/02</span>ساعت 9:47  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(437);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="436"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-436.aspx">مادر</a></h2> <div class="cnt"><H2><SPAN style="COLOR: rgb(102,255,204)"><SPAN style="FONT-SIZE: medium"><SPAN style="FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><SPAN style="COLOR: rgb(255,102,0)"><FONT color=#33ccff><SPAN style="FONT-SIZE: xx-large; COLOR: rgb(255,0,102)">مادر</SPAN><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"> اي روياي سبز غنچه ها</SPAN> </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; COLOR: rgb(255,102,0); FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><FONT color=#33ccff><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,102)">مادر</SPAN> <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)">اي پرواز نرم قاصدک</SPAN><BR><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,102)">مادر</SPAN><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"> اي معناي عشق شاپرک</SPAN></FONT></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><FONT color=#33ccff>گونه هايت کاش مهتابي نبود</FONT></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><FONT color=#33ccff>تا دلم در بند بي تابي نبود</FONT></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><FONT color=#33ccff>اي تمام ناله هايت بي صدا</FONT></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><SPAN style="COLOR: rgb(102,102,255)"><SPAN style="COLOR: rgb(255,102,0)"><FONT color=#33ccff><SPAN style="FONT-SIZE: x-large"><SPAN style="COLOR: rgb(255,0,102)">مادر</SPAN></SPAN><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"> اي زيباترين شعر خدا</SPAN></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><SPAN style="COLOR: rgb(102,102,255)"><SPAN style="COLOR: rgb(255,102,0)"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><FONT color=#33ccff><IMG alt="" hspace=0 src="http://pouya.persiangig.com/1/mother.gif" align=baseline border=0></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><SPAN style="COLOR: rgb(102,102,255)"><SPAN style="COLOR: rgb(255,102,0)"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN><FONT color=#33ccff> </FONT></H2> <H2><SPAN style="FONT-SIZE: medium; FONT-FAMILY: Georgia,Times New Roman,Times,Serif"><SPAN style="COLOR: rgb(102,102,255)"><SPAN style="COLOR: rgb(255,102,0)"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><FONT color=#33ccff><IMG alt="" hspace=0 src="http://static3.bareka.com/photos/medium/2831998/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></H2></div> <div class ="info"><a href="/post-436.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/31</span>ساعت 0:11  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(436);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="435"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-435.aspx">سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف</a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#33ff99> <SPAN><STRONG>برج حمل (فروردین) <?xml:namespace prefix = o /><o:p></o:p></STRONG></SPAN></FONT> <P></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج ثور<SPAN>  </SPAN>(اردیبهشت)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و... <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج جوزا (خرداد)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج سرطان (تیر)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><FONT color=#33ff99><SPAN>بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید... </SPAN><SPAN> <o:p> </o:p></SPAN></FONT></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج اسد (مرداد)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج سنبله (شهریور)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج میزان (مهر)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج عقرب (آبان)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج قوس (آذر)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج جدی (دی)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99><B>برج دلو (بهمن)</B> <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><FONT color=#33ff99>بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید! <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P><SPAN><o:p><FONT color=#33ff99></FONT></o:p></SPAN></P> <P><SPAN><B><FONT color=#33ff99>برج حوت (اسفند) <o:p></o:p></FONT></B></SPAN></P> <P><FONT color=#33ff99><SPAN>بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.</SPAN> </FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-435.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/31</span>ساعت 0:7  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(435);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="434"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-434.aspx">شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟</a></h2> <div class="cnt"><P style="MARGIN: 4px 7px 3px 3px; TEXT-ALIGN: right"><A href="http://www.niksalehi.com/public/archives/019988.php"><B><FONT color=#3399cc size=2>طالع بینی: تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟</FONT></B></A><FONT color=#3399cc><FONT size=2> </FONT><BR></FONT></P> <P align=right><FONT color=#333333>متولدین فروردین: سرخ</FONT><BR>رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید. هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند. آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.</P> <P>متولدین اردیبهشت: صورتی<BR>متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود. هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود. وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است. <BR>متولدین خرداد: نقره ای<BR>رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !<BR>متولدین تیر : خاکستری<BR>تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است. در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود. متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.<BR>متولدین مرداد: طلایی <BR>رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد. اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .<BR>متولدین شهریور : نارنجی<BR>نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است. این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند. این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید. احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید!<BR>متولدین مهر : آبی<BR>رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد. تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست. هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد.<BR>متولدین آبان : سفید<BR>چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه٬ به سادگی می گوید: ((بله )) یا ((نه))! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند. درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید.<BR>متولدین آذر: بنفش<BR>متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند. عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است. او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد. همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند ! <BR>متولدین دی: قهوه ای<BR>رنگ قهوه ای٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد. او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود٬ دست به کار نمی زند. به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .<BR>متولدین بهمن: زرد<BR>متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست. متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .</P> <P>متولدین اسفند: سبز<BR>رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذیر٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد. او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند. او همچنین در مقابل توهین ها٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید. البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد</P></div> <div class ="info"><a href="/post-434.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/30</span>ساعت 19:46  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(434);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="433"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-433.aspx"></a></h2> <div class="cnt"> </P> <P> </P> <P> </P> <P><FONT size=6>قبول شدم</FONT></P> <P><FONT size=6></FONT> </P> <P><FONT size=6></FONT> </P> <P><FONT size=6>همتون شیرینی مهمون من</FONT></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-433.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/30</span>ساعت 12:51  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(433);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="432"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-432.aspx">کدام نیمکره مغزتان برتری دارد؟</a></h2> <div class="cnt"><P align=justify></P><FONT class=content></FONT> <P align=justify></P> <DIV><FONT class=content>درباره نیمکره مغز حتماً زیاد شنیده‌اید در سال‌های اخیر تفکر درباره عملکرد مغز و غلبه نیمکره‌های مخ افزایش یافته است. به طور اجمال تاکنون ثابت شده که فعالیت‌هائی همچون تفکر منطقی، استدلال، کلام و محاسبات پیچیده مربوط به نیمکره چپ و فعالیت‌هائی چون تخیل، توهم، درک فضائی اجسام و موسیقی در نیمکره راست قرار دارد. اما مرکز هیجانات که هوش هیجانی از آن تولید می‌شود در کجای مغز قرار دارد؟<BR>هوش هیجانی، مبنع هیجانات از قسمت بادامک مغز که خود دارای حافظه دائمی است صادر گردیده و توسط قسمت متفکر مغز که در هر دو نیمکره قرار دارد پالایش و کنترل می‌گردد. فرض بر این است که کلید خاموش کننده هیجان‌های ناگوار در قسمت چپ قطعه پیش پیشانی است و مانند یک ترموستات عصبی عمل می‌کند. جایگاه احساسات منفی مانند ترس یا تهاجم در قسمت راست قطعه‌های پیش پیشانی قرار دارند.<BR>سنجش اندازه‌گیری هوش هیجانی مستلزم کاری تخصصی است که علاقه‌مندان به دانستن میزان EQ خود باید به مراکز خاص رجوع کنند. که خوشبختانه اخیراً این امکان در بخش آزمون‌های روانی مجله موفقیت بازگشائی شده است اما رادولف واگنر و کلی ولز (۱۹۸۵) فهرستی برای تعیین برتری نیمکره‌های مغز تهیه کرده‌اند.<BR>این آزمون به طور کلی برتری یکی از نیمکره‌ها را نسبت به دیگری نشان می‌دهد به عنوان اولین قدم در بررسی توانائی‌های مغزمان ابتدا لازم است بدانیم برتری نسبی کدام طرف مغزمان نسبت به دیگری بارز می‌باشد سپس به آزمون‌های جزئی خواهیم پرداخت.<BR>▪ برتری نیمکره‌های مخ<BR>دستورالعمل: موضوعات زیر را با دقت بخوانید. ۱۲ موضوع نوشته شده که هر یک دارای ۴ گزینه است. در مقابل گزینه‌ای که انتخاب می‌کنید یک علامت ضربدر بزنید. فقط یکی از گزینه‌ها را علامت بزنید. گزینه‌ای را انتخاب کنید که ترجیح می‌دهید. لازم نیست. که حتماً بتوانید آن را انجام دهید.<BR>اگر انتخاب یک گزینه برایتان مشکل است. گزینه‌ای را که بیشتر ترجیح می‌دهید انتخاب کنید.<BR>۱. الف: تحصیل منطق<BR>ب: نوشتن یک نامه<BR>ج: انجام دادن کارهای منزل<BR>د: تحصیل در هنر<BR>۲. الف: نقد فیلم<BR>ب: یادگیری لغات جدید<BR>ج: افزایش مهارت شما در یک بازی<BR>د: ابداع یک اسباب‌بازی جدید<BR>۳. الف: پیشرفت استراتژی شما در یک بازی<BR>ب: یادآوری نام افراد<BR>ج: ورزش کردن<BR>د: نواختن یک ابزار موسیقی<BR>۴. الف: دوره یک کتاب<BR>ب: نوشتن یک مقاله برای مجله<BR>ج: ساختن قفسه‌های جدید برای منزل<BR>د: نقاشی منظره صحرا یا دریا<BR>۵. الف: تحلیل روند بازار<BR>ب: نوشتن یک فیلمنامه<BR>ج: نجاری کردن<BR>د: طرح یک بازی جدید<BR>۶. الف: تحلیل شیوه‌های مدیریت<BR>ب: قراردادن لغات در فرهنگ لغت<BR>ج: گذاشتن تکه‌های پازل در کنار هم<BR>د: نقاشی رنگ و روغن<BR>۷. الف: به عهده گرفتن برنامه‌ریزی کامپیوتر<BR>ب: مطالعه ریشه لغات و معنای آنها<BR>ج: وقت خود را به بطالت گذراندن<BR>د: ساختن یک ابزار مکانیکی جدید<BR>۸. الف: تحلیل ارزش تولید<BR>ب: توصیف یک محصول جدید با کلمات<BR>ج: فروش یک محصول جدید در فروشگاه<BR>د: کشیدن تصویر یک محصول جدید<BR>۹. الف: توضیح منطق یک نظریه<BR>ب: طرح یک آگهی تجاری<BR>ج: کار با چوب و سفال<BR>د: ساختن یک داستان<BR>۱۰. الف: خرید کردن از بازار<BR>ب: مطالعه درباره مردان و زنان مشهور<BR>ج: اداره یک برج کنترل ترافیک<BR>د: قالب‌گیری با سفال و گچ<BR>۱۱. الف: بررسی و تحلیل درآمد و مخارج (دخل و خرج)<BR>ب: مطالعه و ادبیات<BR>ج: تجسم و دوباره آراستن مبلمان<BR>د: هنرپیشه شدن<BR>۱۲. الف: برنامه‌ریزی یک سفر و محاسبه هزینه آن<BR>ب: نوشتن یک رمان<BR>ج: ساختن یک خانه یا کلبه<BR>د: ساختن صنایع دستی برای سرگرمی<BR>امتیاز دادن: تعداد پاسخ‌هائی را که برای هر گزینه (الف، ب، ج، د) انتخاب شده است حساب کنید.<BR>هر مربع از چهار خانه فوق به صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود. الف: نیمکره چپ، منطقی ب: چپ، کلامی ج: راست مهارت علمی ـ فضائی د: راست، خلاقیت<BR>برای به دست آوردن امتیاز: نمره‌های الف و ب را جمع کرده تا امتیاز نیمکره چپ به دست آید. با جمع نمره‌های ج و د امتیاز نیمکره راست را به دست آورید.<BR>واگنر و ولز خاطر نشان کردند که دست کم ۳ امتیاز باید بین راست و چپ تفاوت وجود داشته باشد تا اختلاف شایان توجهی را میان دو نیمکره راست و چپ نشان دهد. در غیر این صورت هر دو یکسان و برابر هستند.<BR>واگنر و ولز گزارش دادند که در آزمایش‌های انجام شده با گروه‌های معیار، برتری نیمکره‌های مخ پیش‌بینی شده است. این گروه‌ها، شامل دانشجویان رشته منطق (چپ، منطقی، الف) نویسندگان خلاق (چپ، کلامی، ب) و (راست، خلاق، د) معلمان دبیرستان فنی و حرفه‌ای (راست، عملی، ج) پرستاران (راست، عملی، ج) و نقاشان (راست، خلاق، د) بودند. آنها در پیش‌بینی خود نسبت به عملکرد و سنجش مخ موفقیت کمی داشتند و اعلام کردند که این تقسیم‌بندی ممکن است بسیار خام و ناپخته باشد.<BR>جدول تحلیل فوق، اگرچه نیاز به تحقیق بیشتری دارد. ممکن است اطلاعات مفیدی برای راهمائی مشاغل در اختیار ما قرار دهد.<BR>علاقه تحصیلی فعلی (اصلی) شما چیست؟ تونائی‌ها و ضعف‌های تحصیلی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چگونه نتایج این آزمون در تصمیم‌گیری شغلی به شما کمک می‌کند؟ </FONT></DIV></div> <div class ="info"><a href="/post-432.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/29</span>ساعت 21:46  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(432);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="431"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-431.aspx">فاز سرخوشی</a></h2> <div class="cnt">امروز حالم خيــــــــــــــــــــــــلي بد بود!!!!!خیلی٬!!!فاینال زبان هم داشتم!!!هیچ کدومتون نمی تونین درکم کنین...فقط گریه می کردم ...خلاصه قرص خوردم و حالم یه خورده بهتر شد و با کلی درس نخونده رفتم و فاینال دادم بعد با دوستم رفتیم ice-pack خوردیم و سعی کردیم به نتیجه امتحان فکر نکنیم!!!!اگه قبول شم این ترم معجزس!!!!! <P></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://irapic.com/uploads/1213536503.jpg" align=baseline border=0></P></div> <div class ="info"><a href="/post-431.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/29</span>ساعت 21:35  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(431);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="430"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-430.aspx"> بچه دار شدن آرايشگر</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي‌كرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد. او</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد!</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">از طرف قناد دم در بود.</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند،</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">در بود.</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"> </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">نظره‌اي روبرو شد؟</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">.</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal">چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-font-weight: normal"><o:p></o:p></SPAN></P> <P><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US">بودند و غر مي‌زدند كه پس اين مردك چرا مغازه‌اش را باز نميكنه </SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-430.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/21</span>ساعت 19:45  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(430);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="429"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-429.aspx">طرز تهيه يك فيلم پرفروش در سينماي ايران</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">طرز تهيه يك فيلم پرفروش در سينماي ايران</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3>1- </FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>محمدرضا گلزارِ – گريم شده (يك عدد كامل)</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3>- 2مهناز افشار و الناز شاكردوست - به ميزان كافي</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3>3- </FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=3>4- تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت !</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><BR><BR><?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /><v:shapetype id=_x0000_t75 stroked="f" filled="f" path="m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe" o:preferrelative="t" o:spt="75" coordsize="21600,21600"><v:stroke joinstyle="miter"></v:stroke><v:formulas><v:f eqn="if lineDrawn pixelLineWidth 0"></v:f><v:f eqn="sum @0 1 0"></v:f><v:f eqn="sum 0 0 @1"></v:f><v:f eqn="prod @2 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @0 0 1"></v:f><v:f eqn="prod @6 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="sum @8 21600 0"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @10 21600 0"></v:f></v:formulas><v:path o:connecttype="rect" gradientshapeok="t" o:extrusionok="f"></v:path><o:lock aspectratio="t" v:ext="edit"></o:lock></v:shapetype><v:shape id=_x0000_i1025 style="WIDTH: 24pt; HEIGHT: 24pt" alt="" type="#_x0000_t75"><FONT size=3></FONT></v:shape></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">روش تهيه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>: <BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">قبل</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز مي‌دهيم. كمي به ‌او پياز</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مي‌ماليم و مي‌اندازيمش  جلوي دوربين (در اينجا خانم‌ها و آقايان</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">عزيز  دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">سنگين روحي به او خانواده دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">خداشون هم بود! مشخص مي‌شود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مرحله بعد مي‌رويم </SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana>) </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">حدود 10 دقيقه مي‌گذاريم تا گلزار با شعله ملايم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">جلوي دوربين حسابي جا بي‌افتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه مي‌كنيم، شعله زير گاز را زياد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مي‌كنيم كمي نمك و فلفل مي‌زنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">غش و ضعف شود هَم مي‌زنيم. شعله زير گاز را كم مي‌كنيم و الناز شاكردوست</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">را به آرامي اضافه مي‌كنيم و در همين حال به هم زدن ادامه مي‌دهيم تا</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">جهت تزئين مي‌توانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">استفاده كنيد. نوش جان ‌تان</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>!</FONT></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-429.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/21</span>ساعت 19:42  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(429);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="428"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-428.aspx">جريانات رخت خوابي !!</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">جريانات</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">رخت‌خوابي اصولاً از جذاب‌ترين موضوعات در زندگيه بشريه. </SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"></SPAN></B></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>و اما داستان جالب كه تو يه وبلاگ خوندم رو نقل مي كنم:<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #993366; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA">"</SPAN></B><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">يك</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">شب كه من و دوستم !! توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">احتمال وقوع حوادثي بيشتر و بيشتر ميشد يك دفعه اون برگشت و به من گفت : من حوصله اش رو ندارم فقط مي‌خوام كه بغلم كني</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>."</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>چي؟ يعني چه؟<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار مي‌كوبونه بهم داد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>: </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر ... هستي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>!</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و بعد در پاسخ به چشم‌هاي من كه از حدقه داشت در مي‌اومد اضافه كرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>:</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>تو چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق مي‌افته؟<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه‌اي رخ نمي‌ده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">فرداي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بزرگ و مشغول خريد شديم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">چندين</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نمي‌تونست تصميم بگيره من بهش</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">كفش‌ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">قسمت جواهرات يك جفت گوشواره‌اي الماس</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>. </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">حضورتون</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ مي‌شد. حتي فكر كنم سعي كرد من و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچ‌بند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته‌بود. نمي‌تونست باور كنه وقتي در جواب</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>."</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در اوج لذت از تمام اين خريد‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همين‌ها خوبه. بيا بريم حساب كنيم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>." </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>."</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>"</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">عزيزم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">من مي‌خوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">مهمه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>."</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">موقعي كه توي چشماش مي‌خوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">كردم: "چرا نمي‌توني من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشي نه بخاطر چيزايي كه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برات مي‌خرم؟</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>"</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">خوب امشب هم توي اتاق‌خواب هيچ اتفاقي نمي‌افته فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>."</FONT></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="COLOR: #993366; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN>"</SPAN></B></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-428.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/21</span>ساعت 19:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(428);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="427"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-427.aspx">داستان يه حالگيري خيلي شديد </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>:<BR></FONT></SPAN><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=FA dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana> </FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">برايم پس بفرست</SPAN></B></FONT><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>باعشق : روبرت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><BR><FONT size=3>دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:<BR>روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان </FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana size=3>.....</FONT></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-427.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/21</span>ساعت 19:37  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(427);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="426"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-426.aspx">من يه چيزي تو يه وبلاگ خوندم كه چيز تازه اي نيس اما آدم رو به فكر وامي داره!!</a></h2> <div class="cnt"><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><FONT size=4>در </FONT><A href="http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1125061&Lang=P"><FONT color=#0000ff size=4>خبرها</FONT></A><FONT size=4> آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.<BR>آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟<BR>تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...<BR>آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟<BR>آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟<BR>و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه</FONT></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><FONT size=4><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/Media/8609/ImageReports/8609120590/4_8609120590_L600.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/Media/8609/ImageReports/8609120590/24_8609120590_L600.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/Media/8609/ImageReports/8609120590/27_8609120590_L600.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/Media/8609/ImageReports/8609120590/5_8609120590_L600.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%">بقیه عکساشو برین ببینین!</SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%">اینم آدرسش: <A href="http://eshtrak.persianblog.ir/post/960">http://eshtrak.persianblog.ir/post/960</A> <IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/Media/8609/ImageReports/8609120590/12_8609120590_L600.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"> <HR> </SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%">خدایا:</SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-SIZE: 130%">به ما دانش آموزای بدبخت بیچاره کمک کن امتحانامونو خوب بدیم!!!</SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-426.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/03/06</span>ساعت 19:52  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(426);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="425"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-425.aspx">vladimir-kush </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN><STRONG>من عاشق نقاشياي</STRONG><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA">vladimir-kush</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG> </STRONG></SPAN><STRONG>هستم خــــــــــــــــيلي ناناس ميكشه...كلي از از نقاشياشو دانلوديدم !تو گوشيم بود تو مدرسه به ساغر و زهره هم دادم ...(من و ساغر و زهره يه گروه باحاليم به نام </STRONG></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face=Verdana>=zns</FONT></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> <SPAN lang=FA>روي سولفيد ) گروه ....بزرگ ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>يكي از نقاشياشو كه دوس دارم واستون مي زارم:</FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.artcentergallery.com/gallery/vladimir-kush/vk-blove04b-walnuteden.jpg" align=baseline border=0><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-425.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/02/17</span>ساعت 23:0  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(425);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="423"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-423.aspx">همایش نانو</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>سلام چه خبر؟امروز من و مريم و ياسمن از مدرسمون مقاله مون انتخاب شده بود واسه سمينار نانو ....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">جايزه گرفتيم كلي سخنراني و كلي آدماي آشنا .... كلي خوش گذشت </SPAN></B><FONT face=Verdana><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA">bluetooth </SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN></FONT><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>بازي وناهار و ....<o:p></o:p></SPAN></B></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>خلاصه از 8ونيم صبح تا 4بعد از ظهر تو سمينار بوديم خيلي شلوغ بود ...جا همتون خالي...</FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3><o:p></o:p></FONT></SPAN></B> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-423.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/02/05</span>ساعت 19:29  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(423);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="422"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-422.aspx">مصاحبه ای با جاستین رتنر: خداحافظ الکترونیک، سلام اسپینترونیک</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://vnuuk.typepad.com/photos/uncategorized/img_2992.jpg" align=baseline border=0></P> <P>گوردن مور(Gordon Moore)، در مقاله ی مشهور خود در آوریل 1965، در ژورنال Electronics، نوشت: "مدارهای مجتمع منجر به شگفتی هائی بزرگ همچون رایانه های خانگی - یا حداقل ترمینال های متصل به یک رایانه ی مرکزی - کنترل های خودکار برای اتومبیل ها، و تجهیزات ارتباطی قابل حمل شخصی خواهند شد."</P> <P>او با بررسی آینده ی صنعت چنین پیش بینی کرد که، "قیمت های کاهش یافته ی یکی از جذابیت های الکترونیک مجتمع می باشد و این روند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد تا آنجا که تکنولوژی به سوی تولید توابع مداری بزرگ تر و بزرگ تر بر روی تنها یک لایه ی نیمه هادی حرکت خواهد کرد. برای مدارات ساده، قیمت هر قطعه تقریبا نسبت عکس با تعداد قطعات خواهد داشت." این بیان به قانون مور شهرت یافت. با گذشت 42 سال از آن تاریخ، این قانون همچنان معتبر است. اما آیا 10 سال بعد از این نیز همین طور خواهد بود؟ جاستین رتنر (Justin Rattner)، مدیر تکنولوژی اینتل، در این مصاحبه به این سوال پاسخ خواهد داد.</P> <P><STRONG>سوال: قانون مور هم اکنون 42 ساله می باشد و همچنان معتبر است. اما آیا در حال نزدیک شدن به مزهای پایانی خود نمی باشد؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> زمانی که کسی می گوید که قانون مور به مرزهای خود نزدیک می شود، من نگاهی به گذشته ی تاریخ صنعت می اندازم. بنده بیش از 30 سال در حال فعالیت در این صنعت بوده ام. برای مدت زیادی با قانون مور زندگی کرده ام. شما می دانید که ما هیچ گاه نمی توانیم بگوئیم چه اتفاقی تا 10 سال بعد در تکنولوژی خواهد افتاد. و علت اینکه نمی توانیم از بیشتر از 10 سال جلو برویم این است که مطمئن هستیم درست پس از پایان آن مدت زمانی، 10 سال دیگر را در پیش روی خواهیم داشت. اگر شما به فناوری 45 نانومتری ما نظری بیندازید، خواهید دید... تعداد مشکلاتی را که ما در مورد قانون مور به عنوان یک قانون هدایتگر با آنها سروکار داشتیم خواهید دید.</P> <P>چهار یا پنج سال پیش مردم می گفتند که قانون مور را به سبب مشکل نشتی به نقطه ی پایان خواهند رساند. گذر به دی الکتریک با گیت High-K و ترانزیستورهای با گیت فلزی از ترانزیستورهای با گیت سیلیکونی منجر به کاهش چشمگیری در نشتی گشت. این تنها یک مثال برای این است که نشان دهد چگونه ابتکاران فنی، چیزی را که تصور می شد یک محدودیت اساسی است، تحت تاثیر قرار داد. و ابتکارات بسیاری از این دست وجود دارند که من می توانم بیان کنم، هرچند هنوز آنها را به مرحله تولید نرسانده ایم.</P> <P>بنابراین، آنچه می خواهم بگویم این است که در 10 سال بعد، ترانزیستورهائی که ما می خواهیم بسازیم شاید کوچکترین شباهتی به ترانزیستورهای امروزی نداشته باشند. این البته به معنای پایان قانون مور نیست.</P> <P><STRONG>سوال: اعلام چیپ 80 هسته ای نسل آینده، مثالی از آن تغییرات در طراحی ترانزیستورها می باشد؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> دقیقا! شش یا هفت سال قبل، اینتل شروع به صحبت در مورد اینکه ما چگونه و با چه روش هائی با محدودیت های توان مقابله می کردیم، کرد؛ که این روش ها افزایش کارائی را بسیار سخت می کرد چرا که میزان توان و انرژی که توسط این پروسسورها به صورت گرما تلف می شود، بیش از آن چیزی است که ما بتوانیم به روشی قابل قبول از نظر هزینه آنها را خنک کنیم. بنابرای در سال 2001 در مورد این دیوار انرژی صحبت کردیم، و تصمیم گرفتیم تا روش جدیدی را در طراحی پروسور دنبال کنیم، که شامل استفاده از پروسسورهای با بازده انرژی بالاتر و سپس ... یک پروسسور چند هسته ای می شد. در نتیجه ما هم اکنون پروسسورهای دو هسته ای و چهار هسته ای را داریم. و همچنین نوع هشت هسته ای و بیشتر از آن را خواهیم داشت.</P> <P><STRONG>سوال: و 16 و 32 تایی و غیره ؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> در واقع، بنده تصور می کنم آنچه ما در آینده خواهیم دید سیر تکاملی در تعداد مختلف افزایشی در پروسسورها در خطوط مختلف تولید باشد. فکر می کنم رایانه های قابل حمل و رومیزی بطور نسبی تعداد هسته ی پائینی داشته باشند و به سمت 8، 12، و شاید 16 هسته ای حرکت کنند. اما در مورد دسته ی بالاتر فکر کنم افزایش چشمگیری را شاهد باشیم، و این در واقع محرک و انگیزه ی اصلی برای طراحی پروسسور 80 هسته ای می باشد که دارای قابلیت محاسباتی بسیار بالائی است.</P> <P><STRONG>سوال: آیا فکر می کنید آینده ای برای انجام محاسبات بدون سیلیکون وجود دارد؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> خوب، این یک سوال بسیار هیجان انگیز است. می دانید که در حال حاضر تصور اینکه سیلیکون به عنوان یک قطعه ی اساسی از ادامه ی راه خود باز خواهد ماند، بسیار سخت است. سیلیکون همانند یک ماده ی متنوع و پرکاربرد است که ما همچنان به دنیال کشف راه های جدیدی برای مهار کردن قابلیت های آن هستیم. برای مثال ما در حال ساخت دستگاه های نوری متنوعی از سیلیکون هستیم. در واقع، ما همین ماه پیش خیر از یک مادولاتور نوری سیلیکونی با سرعت 40 گیگابیت بر ثانیه دادیم. بنابراین هم اکنون ما یک سیگنال نوری را گرفته و آن را مادوله می کنیم، و داده ها را با سرعت 40 گیگابیت بر ثانیه در آن قرار می دهیم که تقریبا بالاترین سرعتی است که در بین تکنولوژی های مختلف وجود دارد. سیلیکون یک ماده ی بسیار قدرتمند است و فکر می کنم که به عنوان یک عنصر اساسی در نیمه هادی ها باقی خواهند ماند. و همچنان که به سوی طراحی های جدید ترانزیستور یا همان چیزی که ما می گوئیم معماری ترانزیستور، گام برمی داریم ممکن است موادی را معرفی کنیم که غیر سیلیکونی می باشند.</P> <P>بنابراین، بنده در مورد ترانزیستورهای سطحی صحبت می کنم. ممکن است ما مواد دیگری را روی سطح ته نشین بکنیم و ترانزیستورهایی از مواد دیگر بسازیم یا ممکن است ابزارهائی بسازیم که که متکی به ویژگی های کوانتومی متفاوتی نسبت به بار الکترونیکی باشند. هر آنچه ما امروزه انجام می دهیم همچنان مدیون بار الکترونیکی می باشد، اما در واقع ما در حال جستجوی چیزهائی بر اساس برخی تاثیرات کوانتومی می باشیم. عموم مردم آن را اسپینترونیک می نامند (به خاطر "الکترونیک مبتنی بر اسپین"، اسپینترونیک مبتنی بر اسپین یک الکترون برای انتقال اطلاعات دیجیتال - 0 ها و 1 ها- می باشد). ممکن است که اسپینترونیک یک طراحی برای نسل آینده ارائه دهد اگر ما بتوانیم به این موضوع دست یابیم که چگونه می توان اثر اسپین را در مدارات کاربردی و دستگاه ها کنترل کرد.</P> <P><STRONG>سوال: آیا شما اسپینترونیک را به عنوان یک معادل برای محاسبات کوانتومی به کار می برید؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> نه، نه، آنها دو چیز متفاوت می باشند. خوشحالم که این سوال را پرسیدید. محاسبات کوانتومی در واقع نوع متفاوتی از محاسبات می باشد که امروزه ما می دانیم بر اساس رفتار آماری یافت شده در فیزیک کوانتوم است. این نوع محاسبات برای برخی چیزها مفید و کاربردی خواهد بود اما برای خیلی از چیزهائی که ما امروزه انجام می دهیم چندان مفید نخواهد بود.</P> <P><STRONG>سوال: من فکر می کنم برای محاسبات سنگین مفید می باشد نه برای محاسبات لپ تاپ ها و رایانه های رومیزی امروزی، درسته؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> بله، درست است. آن روش پتانسیل بالائی برای برای مطالبت عظیم و سنگین موازی ارائه می دهد که بسیار پر بازده است. اما تنها برخی مسائل می توانند توسط این نوع از محاسبات که رایانه های کوانتومی انجام خواهند داد، حل شوند. آنچه من در مورد آن سخن می گویم، به بیان ساده استفاده از یکی از ویژگی های کوانتومی می باشد، مثل 1 بودن بار و 0 بودن رنگ. اسپین خصوصا جالب خواهد بود اگر ما بتوانیم این اثرات اسپینی را در دستگاه های جدید با انواع متفاوت کنترل کنیم، و اینتل در حال تحقیق بر روی آن می باشد. اگر به قانون مور برگردیم، ممکن است ما به نقطه ی پایانی برای الکترونیک مبتنی بر بار الکتریکی تا 10 یا 15 یا 20 سال آینده برسیم، هر چقدر هم که طول بکشد بالاخره اتفاق خواهد افتاد. اما ما الکترونیک مبتنی بر بار را با یک سیستم مبتنی بر اسپین جایگزین می نمائیم. اگر شما بگوئید که این پایان قانون مور خواهد بود، بنده نمی دانم. اما تا زمانی که ما بتوانیم در مسیر بهبود کارائی و بازده انرژی و چگالی قدم برداریم شاید بتوانیم آن مرحله ی گذر را ایجاد کنیم.</P> <P><STRONG>سوال: حالا تمایل دارم به موضوع انتقال 40 گیگابیتی برگردم، که با نام فوتونیک سیلیکونی شناخته می شود. ممکن است توضیح دهید فوتونیک سیلیکونی چیست؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> حتما، افزایش سرعت انتقال داده از طریق سیم مسی دیجیتالی همینطور سخت و سخت تر می گردد. همانطور که می دانید، روی یک بورد مداری سیم وجود دارد؛ آنها ممکن است در فاصله های زیادی از هم درون یک مرکز داده یا حتی فراتر از آن قرار داشته باشند. همانطور که هر کسی به خوبی آگاه است، مس ضرورتا از سیستم ارتباطات خارج شده است. هم اکنون فیبرهای نوری هستند که کره زمین را به یکدیگر مرتبط کرده اند. در واقع، جایی که من زندگی می کنیم شرکت تلفن فیبرهای نوری را به درب منزل من آورده است. بنابراین ارتباطات راه دور از طریق آن میسر می شود. و همینطور نزدیک و نزدیک تر می شود، اما هزینه آن نیز نسبتا بالا است.</P> <P>بنابراین دوباره، 4 تا 5 سال پیش ما شروع به بررسی امکان ساخت این ابزارهای اپتیکی پر بازده بر روی سیلیکون کردیم. و فوتودیتکتور (آشکارساز نور) های سیلیکون-ژرمانیم با کارائی بالا را ساختیم. ما مادولاتورها را با سرعت اولیه ی 10 گیگابیت بر ثانیه ساختیم و هم اکنون به سرعت 40 دست یافته ایم؛ ما همچنین مالتی پلکسرها دمالتی پلکسرها را ساختیم و سال پیش تکنولوژی به نام لیزر سیلیکونی هیبریدی را ایجاد کردیم - ما به واقع یک لیزر نوری الکتریکی را ساختیم. ما اکنون در نقطه ای قرار داریم که دارای منابع نور، مادولاتورها، مالتی پلکسرها، دمالتی پلکسرها و آشکارسازها می باشیم. ما هم اکنون توانائی کامل دریافت و ارسال نوری به هم پیوسته را داریم، اما باید همه این ابزارها را با هم داخل یک چیپ قرار دهیم و آن چیزی است که هم اکنون روی آن کار می کنیم. چیزی که ما برای یک سال بعد یا بعد از آن برنامه ریزی کرده ایم ارائه ی یک ترانسیور (سیستم ارسال و دریافت) نوری کامل روی سیلیکون می باشد.</P> <P><STRONG>سوال: این تکنولوژی جدید چه زمانی در بازار در دسترس خواهد بود؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> خوب، ممکن است که تا اواخر این دهه ما محصولات فوتونیک سیلیکونی را در بازار داشته باشیم. اگر 2010 نشد، شاید 2011، اما فکر می کنم که نزدیک هستیم.</P> <P><STRONG>سوال: مردم می خواهند بدانند ابزارهای محاسباتی آینده چه کاهائی انجام خواهند داد و چه زمانی طول می کشد تا انها را داشته باشند. برای هر چه رویائی تر کردن کاربردهای دهه ی بعدی بر روی چه الگوهائی کار می کنید؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر: </STRONG>ما به تمامی کابردها نظر داشته ایم، که نیازمند حجم بالادی از قدرت محاسباتی برای کاربردی شدن و توسعه یافتگی می باشند. این با چیزی که پیش از این در مورد آن صحبت می کردیم سازگار است، ساخت ماشین های چند هسته ای بسیار بالا مانند پروسسور 80 هسته ای... ما به دامنه ی گسترده ای از موارد نظر داریم مثل ردیابی کاربردی حرکت، توانائی دوربین های ویدئوئی برای مشاهده ی آن چیزی که شما انجام می دهید و تبدیل حرکات شما به حرکت یک انسان در یک رایانه. بنابراین همینطور که شما دستان خود را حرکت می دهید، فیگور موجود در رایانه نیز دستان خود را حرکت می دهد، و اگر شما چشمک بزنید، فیگور رایانه ای نیز با چشمان خود چشمک خواهد زد. ما در نظر داریم تا تمام حالات چهره و تمام حرکات بدن را بدست آوریم. احتمالا این کار می تواند پایه و اساس برای نسل آینده ی بازی ها بوده یا راهی برای آموزش رقص به دیگران می باشد. شریک مجازی شما یک رایانه خواهد بود.</P> <P>کاربرد جالب توجه دیگر این است که جایی که ما یک ویدئوی زنده از یک مسابقه ی ورزشی مثل فوتبال را تنظیم می کنیم ، رایانه همه ی بازیکن ها را ردیابی و بازی را مشاهده می کند و بصورت خودکار تصویری مشخص نمایش می دهد. بنابراین شما می توانید بگوئید که من فقط می خواهم شوت به دروازه ها را یا فقط ضربات پنالتی را تماشا کنم یا فقط می خواهم این بازیکن خاص را تماشا کنم و به من همه ی تصاویری را که این بازیکن توپ را در اختیار دارد نشان ده. رایانه می تواند تمام این چیزها را بصورت خودکا انجام دهد. این کار البته نیازمند حجم انبوهی از محاسبات است: ردیابی تمامی بازیکنان، آنالیز حرکات، و همه ی چیزهائی که اتفاق می افتد. بنابراین، تا 5 سال آینده شاید یافتن این ویژگی در تلویزیون ها چندان غیرعادی نباشد. اینها چندین مورد از کاربردهای آن در آینده می باشد که ما بر روی آنها کار می کنیم.</P> <P>هم اکنون، ما همچنین در حال کار بر روی ابزارهای کمکی هستیم. ما آزمایشاتی بر روی تعدادی از تکنولوژی ها انجام داده ایم که شما می توانید با خود حمل کرده و یا آنها زیر لباستان نگاه دارید. آنها ضربان قلب، تنفس، فعالیت فیزیکی شما و تمام موارد شما را کنترل می کنند. آنها اطلاعاتی در اختیار شما قار می دهند که شیوه ی زندگی شما ا بهبود بخشیده و منجر به سلامتی بهتر خواهد شد یا در مورد یک وضعیت پزشکی به شما هشدار می دهد تا به یک پزشک مراجعه نمائید.</P> <P><STRONG>سوال: امروزه، ما برخی روبات های هیجان انگیز واقعی می بینیم که مجهز به تشخیص تصویر و صحبت می باشند. برخی از آنها، به خصوص آنهائی که برای سازمان دفاع طراحی شده اند، می توانند مانند یک موجود زنده راه بوند. آیا فکر می کنید عصر ترمیناتور نزدیک است یا عصر ماشین های هوشمند در حال آمدن است؟</STRONG></P> <P><STRONG>رتنر:</STRONG> عصر ماشین های هوشمند، چیزی است که شما گفتید؟ خوب، من فکر می کنم که از چند جنبه جواب باید مثبت باشد. پلتفورم کمکی که من داشتم در موردش صحبت می کردم ابعاد متنوعی دارد. همین حالا شما می توانید آن را در جیب خود قرار دهید یا روی کمربندتان ببندید یا چیزی شبیه به آن. آن تمام این داده ها را جمع آوری می نماید و نتیجه گیری می نماید. آن می تواند بگوید که شما نشسته اید یا سر پا هستید، یا داخل خانه اید یا خارج از خانه، اینکه در حال بالا رفتن از پله ها یا پائین رفتن هستید، و سپس بر اساس آن می تواند تصمیمات بسیار دیگری در مورد اینکه شما در حال انجام چه کاری هستید بگیرد. منظور من این است که، وقتی الگوهای فتاری شما را یاد بگیرد، می تواند بگوید شما در خانه هستید یا در سر کار، یا در حال رانندگی ماشین هستید یا ب روی کاناپه نشسته اید.</P> <P>فکر می کنم این مجموعه ی کامل از محاسبات ادراکی می تواند منشا پیشرفت های سریعی باشد. تصور می کنم که در طول دهه ی آینده یا بعد از آن دستگاه هائی وجود خواهد داشت، حال روبات باشند یا نه، که دارای ادراکات محاسباتی بوده و یک فتار مشابه به انسان از خود به نمایش خواهند گذاشت. فکر می کنم این امر بطور قطع اتفاق خواهد افتاد.</P></div> <div class ="info"><a href="/post-422.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/02/04</span>ساعت 21:27  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(422);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="421"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-421.aspx">مايكرو كاپوچينو! J2ME؛ جاوا در قلمرو موبايل‌</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.shabakeh-mag.com/Data/1003472_b.jpg" align=baseline border=0></P> <P class=text2 dir=rtl align=right><SPAN class=text><SPAN id=Description>دنيا به سمت كوچك شدن پيش مي‌رود. دستگاه‌هاي موبايل روز به روز فراگيرتر مي‌شوند و هر روز فناوري‌هاي جديد جاي خود را به جديدترها مي‌دهند. سان نيز با جاوا به ميدان آمده است. آن‌ها قصد دارند حضور خود را در بازار موبايل پررنگ كنند و سهم بيشتري را در اختيار بگيرند. يك فريم‌ورك مستقل از پلتفرم، تنها يكي از زيرمجموعه‌هاي جاوا است. سان علا‌وه بر سيستم‌عامل دستگاه‌هاي موبايل، كارت‌هاي هوشمند را نيز نشانه گرفته است. سان در آينده خورشيدي در جيب شما خواهد بود ... .</SPAN> </SPAN></P> <P><SPAN id=Text1><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=3><STRONG>Java 2 Micro Edition چيست؟ </STRONG></FONT><BR><BR>زبان برنامه‌نويسي جاوا بيشتر با محيط برنامه‌نويسي تحت سرورش يا Java 2 Enterprise Edition شناخته مي‌شود؛ محيطي كه شامل فناوري‌هايي از قبيل Enterprise Java Beans) EJBS)، سِرولت‌ها (servlets)، و ‌‌JSPs<BR>(Java Server Pages)ها است. <BR><BR>با اين حال جاوا در اصل به عنوان يك زبان برنامه‌نويسي سمت كلا‌ينت و براي مصرف‌كنندگان طراحي شد؛ زباني كه با هدف استقلا‌ل نرم‌افزارها از پلتفرمي كه آن را اجرا مي‌كردند، توسعه يافت و به سرعت همه‌گير شد. اما اكنون جاوا به خصلت اجداد خويش بازگشته است.<BR> <BR>Java 2 Micro Edition) J2ME) نيز پلتفرمي است كه براي دستگاه‌هاي موبايل طراحي شده و هدف آن ارائه نرم‌افزارهايي است كه مستقل از سكوي كاري مقصد و سيستم‌عاملِ اجرا كننده آن (كه در دنياي دستگاه‌هاي موبايل، تنوع بيشتري دارند)، به ارائه خدمات بپردازند. <BR><BR><FONT face=Arial size=3><STRONG>پلتفرم Java2</STRONG></FONT><BR><BR>چيزي كه اكنون به آن جاوا مي‌گوييم، در حقيقت پلتفرم Java2 از شركت سان مايكروسيستمز است كه در سه نسخه متفاوت عرضه مي‌شود</FONT></SPAN></P> <P><SPAN><SPAN id=Text1><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=2><STRONG>Java 2 Standard Edition)  J2SE)<BR>Java 2 Enterprise  Editon) J2EE)<BR>Java 2 Micro  Editon) J2ME</STRONG></FONT></FONT></SPAN></SPAN></P><SPAN><SPAN><SPAN id=Text1> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2>هر نسخه از پلتفرم مذكور، يك محيط اجرايي كامل را كه از JVM يا ماشين مجازي جاوا يك سري و كلا‌س‌هاي كتابخانه‌اي تشكيل شده براي اجراي نرم‌افزارهاي مبتني بر جاوا فراهم مي‌كند.<BR><BR>هر يك از سه نسخه با هدف اجراي نرم‌افزارهاي متفاوت روي سكوهاي كاري متفاوت طراحي شده و توسعه يافته‌اند. J2EE با هدف ايجاد و توسعه نرم‌افزارهاي دسكتاپ طراحي شد. اين پلتفرم كلا‌س‌هاي ضروري رابط‌ كاربر را براي توليدكنندگان نرم‌افزار فراهم مي‌كند. <BR><BR>نرم‌افزارهاي با هدف استفاده در سرورها نيز توسط J2EE طراحي و توليد مي‌شوند و J2ME نيز در توليد نرم‌افزارهايي براي دستگاه‌هاي موبايل كاربرد دارد. آنچه تفاوت بين اين نسخه‌ها محسوب مي‌شود، كلا‌س‌هاي كتابخانه‌اي است كه در هر يك از نسخه‌ها تعريف مي‌گردد. به بيان ساده، مي‌توان J2ME را زيرمجموعه‌اي از J2SE و J2SE را زيرمجموعه‌اي از J2EE محسوب كرد. <BR><BR>زياد بودن حجم و تعداد كلا‌س‌هاي J2SE (كه چيزي حدود ده تا بيست مگابايت است و براي دستگاه‌هاي موبايل امروزي، بزرگ و حجيم) باعث تولد J2ME شد. اين پلتفرم شامل كتابخانه‌هاي كمتر و اختصاصي‌شده با حجمي قابل قبول براي دستگاه‌هاي ضعيف‌تر (نسبت به دسكتاپ‌ها) است. مشخصه‌هاي J2ME ،J2SE و J2EE به صورت مفصل در Java Communily Process) JCP) تعريف شده و قابل دسترس است. براي اطلا‌عات بيشتر مي‌توانيد به www.jcp.org مراجعه كنيد. </FONT></P> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=3><STRONG>Java 2 Micro Edition</STRONG></FONT><BR><BR>در پلتفرم J2ME، محيط اجرايي جاوا براي دستگاه‌هاي كوچك و با قابليت‌هاي محدود يعني دستگاه‌هايي كه در مقايسه با دسكتاپ‌ها از حافظه خيلي كمتر و محدودتر، صفحه‌نمايش كوچك‌تر و پردازنده‌هاي كندتر استفاده مي‌كنند، تنظيم شده است. <BR><BR>نكته اصلي اين است كه برنامه‌نويسي در اين محيط فرق چنداني با J2SE ندارد و تنها موارد موجود،‌دسترسي به منابع كتابخانه‌اي كمتر و البته حافظه اجرايي محدودتر است. مديريت حافظه يكي از مهم‌ترين مسائلي است كه بايد به آن توجه كرد تا نرم‌افزار نهايي در پلتفرم مقصد، در حين اجرا با مشكلي مواجه نگردد. <BR><BR>البته J2ME اولين قدم براي تطبيق جاوا با محيط‌هاي اجرايي كوچك همچون دستگاه‌هاي موبايل نيست. Personal Java و Embeded Java نيز تلا‌ش‌هايي بودند تا نرم‌افزارهايي مبتني بر Java 1.1.x براي دستگاه‌هاي موبايل توسعه يابند. اما امروزه، Personal Java و Embeded Java، از رده خارج شده‌اند و جاي خود را به J2ME داده‌اند. <BR><BR>لا‌زم به ذكر است كه از 22 دسامبر سال 2006 ميلا‌دي، سان مايكروسيستمز كه منبع J2ME يا قسمت مهمي از آن را تحت General Public License) GPL) در اختيار عموم قرار داده است كه گفته مي‌شود در طي پروژه‌اي با نام Phone ME انجام گرفته است.</FONT></P> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=3><STRONG>نگاهي به معماري Java ME</STRONG></FONT><BR><BR>J2ME مجموعه‌اي از كتابخانه‌ها و فناوري‌هاي  مختلف است كه در كنار هم، محيطي براي اجراي يك نرم‌افزار در يك دستگاه موبايل فراهم مي‌كنند. در كلي‌ترين بحث مي‌توان گفت كه J2ME مبتني بر سه المان اصلي است: <BR><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 7pt; FONT-FAMILY: 'Wingdings 2'"><SPAN>˜</SPAN></SPAN>‌ <FONT face=Arial><STRONG>پيكربندي:</STRONG></FONT> بسياري از كتابخانه‌هاي پايه و قابليت‌هاي ماشين مجازي براي رِنج وسيعي از دستگاه‌ها را شامل مي‌شود.<BR><SPAN style="FONT-SIZE: 7pt; FONT-FAMILY: 'Wingdings 2'"><SPAN>˜</SPAN></SPAN> <FONT face=Arial><STRONG>‌پروفايل:</STRONG></FONT> مجموعه‌اي از APIها براي پشتيباني از رِنج كمتري از دستگاه‌ها است.<BR><SPAN style="FONT-SIZE: 7pt; FONT-FAMILY: 'Wingdings 2'"><SPAN>˜</SPAN></SPAN>‌ <FONT face=Arial><STRONG>بسته‌هاي انتخابي:</STRONG></FONT> مجموعه‌اي از APIهاي اختصاصي شده است. <BR><BR>پيكربندي ذكر شده در بالا‌ به دو پيكربندي مختلف تقسيم مي‌شود: <BR><BR>يكي براي دستگاه‌هاي همراه ضعيف، يعني Connected Limited Device Configurtion) CLDC) و ديگري، براي دستگاه‌هايي با قابليت بيشتر و قدرتمندتر؛ يعني Connected Device Configuration) CDC) شكل 1 موقعيت J2ME و ارتباط آن با ديگر فناوري‌هاي جاوا را نشان مي‌دهد.<BR><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.shabakeh-mag.com/Data/Gallery/s79_Cappuccino01_s.jpg" align=baseline border=0></FONT></P><SPAN id=Text1> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2>تفاوت‌هاي CLDC و CDC به‌طور خلا‌صه اين است كه CDC براي دستگاه‌هايي در نظر گرفته شده كه از نظر قابليت‌هاي سخت‌افزاري و عملكردي در رده بالا‌تري قرار دارند. <BR><BR>شكل 2 رابطه CDC و CLDC را نشان مي‌دهد. لا‌زم به ذكر است كه Midletها، به نرم‌افزارهاي كوچكي گفته مي‌شود كه توسط J2ME طراحي شده و توليد گرديده‌اند. <BR><BR>اين نرم‌افزارها مشابه Appletها و Servletها در J2SE و J2EE هستند. </FONT></P> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=3><STRONG>Java Card</STRONG></FONT><BR><BR>جاوا كارت فناوري نسبتاً نوظهوري است كه براي استفاده از پلتفرم جاوا روي كارت‌هاي هوشمند مورد استفاده قرار مي‌گيرد. <BR><BR>كارت‌هاي هوشمند وسايلي هستند كه از نظر حافظه و محدوديت‌هاي ديگر، از دستگاه‌هايي كه به وسيله J2ME پشتيباني مي‌شوند، ضعيف‌ترند. <BR><BR>با اين‌كه كارت‌هاي هوشمند يا Smart Cardها چندان هم جديد نيستند، كاربرد وسيعي در حوزه امنيت شخصي دارند. اين كارت‌ها در حدود دو دهه پيش در اروپا ابداع شده، گسترش يافتند و در مراحل اوليه، بيشتر حافظه‌هاي همراهي بودند كه حاوي اطلا‌عات ذخيره‌شده‌اي بودند و براي جلوگيري از دزدي از تلفن‌هاي عمومي مورد استفاده قرار گرفتند. <BR><BR>امروزه نيز مي‌توانيم نمونه اين كارت‌ها را در تلفن‌هاي عمومي كشورمان ببينيم. اما فناوري SmartCard يك استاندارد صنعتي است كه توسط Joint Technical Committee 1) JTC1) از سازمان بين‌المللي استانداردها يا ISO و به همراه IEC يا كميته بين‌المللي الكترونيك تعريف و تدوين شده است. <BR><BR>استاندارد بين‌المللي ISO/IEC 7816 كه در سال 1987 تدوين شد و آخرين بار در سال 2003 مورد بازبيني قرار گرفت، تعريف‌هاي كاملي از كارت‌هاي هوشمند ارائه مي‌دهد كه شامل خصوصيات ظاهري، اتصالا‌ت فيزيكي، سيگنال‌هاي الكترونيكي و پروتكل‌هاي ارسالي، دستورات،‌ مدل امنيتي، شناسه‌هاي كاربردي و المان‌هاي مشترك داده‌اي مي‌شود. <BR><BR>كارت‌هاي هوشمند عموماً از يك قطعه پلا‌ستيكي تشكيل شده‌اند كه در داخل، داراي ICهاي مختلفي مي‌باشند. SIM كارت‌ها هم به نوعي Smart كارت محسوب شده و از مدل‌هاي امنيتي پيچيده‌اي استفاده مي‌كند. <BR><BR>اين كارت‌ها از نظر طريقه دسترسي به دو دسته اتصالي و غيراتصالي تقسيم مي‌شوند. همان‌طور كه از نام آن‌‌ها پيداست، انواع غيراتصالي از RFID يا شناسايي با موج راديويي براي برقراري ارتباط استفاده مي‌كنند. در حال حاضر يك دستگاه مبتني بر Java Card از يك CPU هشت بيتي يا شانزده بيتي با كلا‌ك 7/3 مگاهرتز، 1KBرم و 61KB  حافظه داخلي بهره مي‌جويد.</FONT></P> <P align=justify> </P><SPAN id=Text1> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2>فناوري جاواكارت علا‌وه بر آن‌كه در كارت‌هاي هوشمند مورد استفاده قرار مي‌گيرد، در نمونه‌هايي از دكمه‌هاي هوشمند و گره‌هاي USB نيز كاربرد دارند. <BR><BR>با توجه به اين پتانسيل بالا‌ و كاربرد وسيع چنين فناوري‌هايي در امروز و آينده بود كه سان به تعريف استاندارد جاوا كارت پرداخت و پلتفرمي را ارائه كرد كه از آن براي ايجاد JavaCard Appletها استفاده مي‌شد.</FONT></P> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.shabakeh-mag.com/Data/Gallery/s79_Cappuccino02_s.jpg" align=baseline border=0><BR><BR>فناوري جاواكارت هم اكنون تحت نسخه 2.2 عرضه و پشتيباني مي‌شود و داراي سه زير مجموعه است: <BR>- ‌ماشين مجازي جاواكارت كه زبان برنامه‌نويسي و ماشين مجازي مورد نياز آن را تعريف مي‌كند.<BR>- محيط اجراي جاواكارت كه طريقه عملكرد زمان اجراي كارت‌هاي هوشمند را تضمين مي‌كند. <BR>- API جاواكارت كه حاوي كلا‌س‌ها، بسته‌هاي جاوا و چارچوب كاري بايد جاواكارت را تشكيل مي‌دهد. <BR><BR>همچنين سان با عرضه JavaCard Develophent Kit) JCDK) كه حاوي پيكربندي‌هاي مرجع ماشين مجازي جاواكارت، محيط اجرايي جاواكارت و ديگر ابزاري توسعه JC است، زمينه را براي توسعه هرچه بهتر و آسان‌تر JC فراهم آورده است.</FONT></P> <P align=justify><FONT face=Tahoma size=2><FONT face=Arial size=3><STRONG>Java FX Mobile؛ سيستم‌عاملي جديد</STRONG></FONT><BR><BR>Java FX Mobile يك سيستم‌عامل جاوايي است كه در آغاز توسط شركت JavaJa براي دستگاه‌هاي موبايل ايجاد شد و در آوريل 2007 توسط سان‌مايكروسيستمز خريداري گشت. اين سيستم‌عامل جزئي از خانواده محصولا‌ت Java FX است كه پلتفرمي جديد براي PDAها اسمارت‌فون‌ها و دستگاه‌هاي همراه محسوب خواهد شد.<BR> <BR>Java FX Mobile از ساختارهاي Java ME و Java SE روي يك هسته لينوكس بهره خواهد برد. گفته مي‌شود سان، Java FX Mobile را به صورت باينري در اختيار توليدكنندگان دستگاه‌هاي همراه خواهد داد كه قصد عرضه محصولي با رابطه كاربر و عملكردي متفاوت دارند. <BR><BR>طبق اعلا‌م سان، Java FX Mobile يك محيط اجرايي كاملا‌ً مبتني بر جاوا و فناوري‌هاي منبع‌بازِ لينوكس خواهد بود. اين سيستم‌عامل از Java ME و ديگر APIهاي استاندارد جاوا پشتيباني خواهد كرد تا قابليت اجراي رنج وسيعي از نرم‌افزاري جديد يا موجود را فراهم آورد.<BR><BR>سان اعتقاد دارد با پا گذاشتن در وادي سيستم‌عامل دستگاه‌هاي موبايل نسل بعد، به منبع‌باز و رايگان ماندنِ چرخه نرم‌افزارهاي كاربردي موبايل كمك خواهد كرد. <BR><BR>Java FX Mobile نقش فناوري‌هاي جاوا را در توسعه نرم‌افزاري موبايل افزايش خواهد داد و يك محيط نرم‌افزاري كاملا‌ً يكسان و مجتمع را در اختيار كاربران و توسعه‌دهندگان قرار خواهد داد. توليدكنندگان نيز مي‌توانند با استفاده از ميان‌افزارها و برنامه‌هاي كاربردي مقيم حافظه مبتني بر جاوا به صورت سفارشي و دلخواه قابل توليد هستند، هزينه‌هاي توليد و زمان عرضه به بازار محصولا‌ت خود را كاهش دهند.<BR><BR>اكنون جاوا روي بيش از 8/1 ميليون تلفن همراه عرضه شده و اكثر توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهاي موبايل، از آن براي عرضه نرم‌افزارهاي خود استفاده مي‌كنند. اما Java FX Mobile نقش جاوا را در توسعه نرم‌افزارهاي موبايل پررنگ‌تر خواهد كرد. <BR><BR>اين مهم از طريق فراهم كردن ميان‌افزارها و API مبتني بر جاوا در اين سيستم‌عامل انجام خواهد پذيرفت. به‌علا‌وه، توليدكنندگان و اپراتورهاي موبايل نيز به راحتي و با هزينه كمتري مي‌توانند  نرم‌افزارهاي مورد نياز خود را سفارشي‌سازي كنند و در اختيار كاربران قرار دهند. مزاياي Java FX Mobile را مي‌توان از سه منظر بررسي كرد: منظر  توليدكنندگان، منظر توسعه‌دهندگان و منظر اپراتورها.<BR><BR>از منظر توليدكنندگان با استفاده از ميان‌افزارها APIهاي استاندارد جاوا، حذف و اضافه اجزاي تشكيل‌دهنده نرم‌افزارها براي سخت‌افزارهاي جديد در حال عرضه يا ايجاد قابليت‌هاي جديد در نرم‌افزارهاي مربوطه، بسيار راحت‌تر و با هزينه‌ كمتر انجام خواهد شد. <BR><BR>از ديد توسعه‌دهندگان طرف سوم، با استفاده از API استاندارد و بازِ جاوا،‌ايجاد و توليد يك نرم‌افزار فراگير كه نياز به تطبيق با سخت‌افزاري مختلف نداشته باشد و مستقل از محيط اجرايي، عملكرد صحيحي داشته باشد بسيار ساده‌تر شده است و هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري كمتري را طلب مي‌كند. <BR><BR>اپراتورها نيز مي‌توانند با استفاده از اين پلتفرم به آساني و با هزينه‌هاي پايين‌تري به ارائه خدمات و نرم‌افزارهاي مخصوص خود بپردازند و از مزاياي عدم وابستگي اين نرم‌افزارهاي مبتني بر جاوا به سخت‌افزار برخوردار گردند. <BR><BR>به هر حال، Java FX Mobile رقيبي سرسخت براي سيمبيان، ويندوز موبايل و Limo خواهد بود. سان با اهداف آرمان‌گرايانه خود پا به ميدان رقابت غول‌هايي گذاشته است كه آينده‌اي هيجان‌انگيز را رقم خواهند زد. آيا سيمبيان و يار قديمي خود، نوكيا، برنده ميدان خواهند بود يا ويندوز موبايل؟ <BR><BR>آيا موتورولا‌ و متحدان بزرگش همچون NTTDoCoMo و NEC قادر خواهند بود لينوكس جديدشان را در مقابل سيمبيان تجهيز كنند يا Limo بايد آماده مبارزه با لينوكسي ديگر از جنس جاوا يا همان Java FX Mobile باشد؟ نتيجه اين رقابت‌هاي سخت هرچه باشد، به يك مقصد منتهي مي‌شود: زندگي بهتر و متفاوت از آنچه تاكنون تجربه كرده‌ايم</FONT></P></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-421.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/29</span>ساعت 21:27  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(421);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="420"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-420.aspx">از داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز را با ترجمه "احمد گلشیری"</a></h2> <div class="cnt"><SPAN lang=fa>  <P class=MsoNormal dir=rtl> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl><B><SPAN lang=fa>رؤیاهایم را می‌فروشم</SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>يک روز صبح ، ساعت نه ، كه روى تراس هتل ریویرای هاوانا ، زير آفتاب درخشان داشتيم صبحانه می‌خورديم ، موجى عظيم چندين اتومبيل را، كه آن پايين در امتداد ديوار ساحلى ، در حركت بودند يا توى پیاده‌رو توقف كرده بودند، بلند كرد و يكى از آنها را با خود تا كنار هتل آورد. موج حالت انفجار ديناميت را داشت و همه آدمهاى آن بیست طبقه ساختمان را وحشتزده كرد و در شيشه‌ای بزرگ ورودى را به صورت گرد درآورد. انبوه جهانگردان سرسراى هتل با مبل‌ها ، به هوا پرتاب شدند و عده‌اى از طوفان تگرگ شیشه زخم برداشتند. موج به ‌يقين بسيار بزرگ بود، چون از روى خيابان دوطرفه ميان ديوار ساحلى و هتل گذشت و، با آن قدرت ، شيشه را از هم پاشيد. داوطلبان بشاش كوبايى،  به كمك افراد اداره آتش‌نشانى ، آت و آشغال‌ها را دركمتر از شش ساعت جمع كردند و دروازه رو به دريا را گشودند و دروازه ديگرى کار گذاشتند و همه چيز را به صورت اول درآوردند. صبح كسى نگران اتومبيلی كه با ديوارجفت شده بود نبود، چون مردم خيال می‌كردند يكى از اتومبيلهايى است كه توى پياده رو توقف كرده بودند. اما وقتی‌كه جرثقيل آن را ازجايش بلندكرد، جسد زنى ديده شد که  كمربند ايمنى او را پشت فرمان ، نگه داشته بود ، ضربه آن قدرشديد بود كه زن حتى يك استخوان سالم برايش نمانده بود. چهره‌اش داغان شده بود، چكمه‌هايش دريده بود و لباسش تكه پاره شده بود. يك حلقه طلا به شكل مار با چشمانى از زمرد درانگشت دستش ديده می‌شد. پليس به اثبات رساند كه زن خدمتكار سفيرجديد پرتغال و زنش بوده . او دوهفته پيش همراه آنها به هاوانا آمده بود و آن روز صبح ، سوار براتومبيلى نو، راهی بازار بوده . وقتى اين موضوع را توى روزنامه خواندم نام زن چيزى را به خاطرم نياورد ، اما حلقه مارمانند و چشمان زمردش كنجكاوى مرا برانگيخت ،چون دستگيرم نشد كه حلقه دركدام يك از انگشتانش بوده .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>اين خبر براى من بسيار بااهميت بود چون می‌ترسيدم همان زن فراموش‌نشدنى باشد كه اسمش را هيچگاه درنيافتم و حلقه‌اى شبيه همين حلقه در انگشت اشاره دست راستش داشت كه حتى در آن روزها از حالا غيرعادی‌تر بود. اين زن را سى و چهار سال پيش در وين ، توى ميخانه‌اى كه محل رفت و آمد دانشجويان امريكاى لاتينى بود، ديده بودم كه سوسيس و سيب زمينى آب پز و آبجو بشكه می‌خورد. من آن روز صبح از رم رسيده بودم و هنوزكه هنوز است واكنش سریع خود را در برابر سينه باشكوه اوكه حالت سينه خوانندگان اپرا را داشت ، دم‌هاى وارفته پوست روباهی كه روى یقه كتش آويخته بود، و آن حلقه مصرى مارمانند را به ياد دارم . زبان اسپانيايى را كه تعريفى نداشت با لحنى طنين‌دار و بدون مكث صحبت می‌كرد و من خيال می‌كردم كه او تنها زن اتريشى در پشت آن ميز طولانى چوبى است . اما اشتباه می‌كردم ، او توى كلمبيا متولد شده بود، و دردوران بچگى و در فاصله دو جنگ به اتريش آمده بود تا در رشته موسيقى و آوازدرس بخواند. سى سالى داشت اما خوب نمانده بود چون چهره‌اش چنگى به دل نمی‌زد و پيش از موقع شكسته شده بود. اما انسان جذابى بود و حيرت همه را برمی‌انگيخت .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>وين هنوز شهر سلطنتى كهنى بود كه موقعيت جغرافيايی‌اش در ميان دو دنياى آشتی‌ناپذير، پس ازجنگ جهانى دوم ، آن را به صورت بهشت معاملات بازار سياه و جاسوسى بين‌المللى درآورده بود. من جايى دنج‌تر براى هم ميهن فراری‌ام ، كه هنوز توى ميخانه سرنبش دانشجويان غذا می‌خورد، سراغ نداشتم . او صرفا به خاطر پای‌بندى به ريشه‌هايش آن جا می‌آمد چون آن قدر پول داشت كه غذاى همه دوستان پشت ميزش را حساب كند. هيچ گاه اسم حقيقی‌اش را نمی‌گفت و ما هميشه او را با نامى آلمانى، كه راحت نمی‌شد تلفظ كرد، مي‌شناختيم ، نامى كه ما آمريكاى لاتينی‌ها در وين برايش ساخته بوديم ، يعنى فرو فريدا. من تازه به او معرفى شده بودم كه با گستاخى بی‌شائبه‌اى از او پرسيدم، چطور ما به دنيايی گذاشته كه اين همه با تپه‌هاى بادخيزكينديو متفاوت و دور است و او اين جمله بهت‌انگيزرا پاسخ داد:</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>"من رؤياهامو می‌فروشم ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>در واقع همين تنها حرفه او بود. او فرزند سوم از يازده فرزند مغازه‌دار مرفهى دركالداس سابق بود وهمين كه زبان بازكرد، اين عادت زيبا را درخانواده‌اش تعميم دادكه همه ، پیش از صبحانه خواب‌هایشان راتعریف كنند، يعنى وقتی‌كه كيفيت الهامبخشى درانسان به ناب‌ترين شكلى درحال پاگرفتن است . درهفت سالگی خواب ديد كه يكى از برادرهاش را سيلاب برده . مادرش صرفا از روى خرافه‌پرستى قدغن كردكه پسرش توى آبكند شنا کند با اين که او عاشق اين کار بود. اما فرو فریدا از قبل به شيوه خود پیش‌بينى‌اش را اعلام كرده بود.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفته بود:"معنى اين خواب اين نيست كه برادرم غرق می‌شه بلكه منظور اينه كه نبايد لب به شيرينى بزنه ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>تعبيراو براى پسر پنج ساله ظاهرا روسياهى به دنبال داشت : چون او نمی‌توانست روزهاى يكشبه را بدون قاقالی‌لى به شب برساند. مادركه به استعداد غيبگويى دخترش اطمينان داشت اخطار را جدى گرفت . اما دراولين لحظه‌اى كه از پسرغافل ماند او با يك تكه شيرينى كارامل كه پنهانى مشغول خوردنش بود خفه شد و راهىبراى نجاتى نبود.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>فرو فریدا گمان نمی‌كردكه از راه استعدادش بتواند زندگی كند تا اين كه زمستانهاى طاقت‌فرساى وين عرصه را براو تنگ كرد. آن وقت بود كه او در اولين خانه‌اى كه علاقه پيداكرد زندگی كند به دنبال کار برآمد ووقتی‌كه از او پرسيدند چه كارى ازدستش برمی‌آيد فقط این نكته را به زبان آوردكه :"من خواب مىبينم ." به تنهاكارى كه نیاز داشت توضيحى مختصر براى خانم خانه بود و آن وقت با دستمزدى كه تنها مخارج جزئى او را برمی‌آورد استخدام شد، اما يك اطاق قشنگ و سه وعده غذا دراختيارداشت ، به خصوص صبحانه که خانواده می‌نشستند تا از آينده نزديك تك تك اعضا خبر پيدا کنند : پدركارشناس امور مالى بود، مادر زن بشاشى بود و به موسيقي مجلسی عشق می‌ورزيد، و دو بچه يازده و نه ساله . آن ها همه مذهبى بودند و به خرافات تمايل داشتند و با علاقه به گفته‌هاى فرو فریدا دل می‌دادند كه تنها وظيفه‌اش كشف سرنوشت روزانه خانواده از طريق رؤياهاى آنها بود.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>فرو فريدا براى مدتى طولانى و به خصوص در طول سال‌هاى جنگ ، كه واقعيت شرارت‌بارتر ازكابوس بود،كارش را به خوبی انجام می‌داد. تنها او بود كه در سر صبحانه تصميم می‌گرفت كه هركس در هر روز</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>دست به چه كارى بزند و چگونه بزند تا اين كه پيشگوییهایش به صورت قدرت مطلق خانه درآمد. سلطه‌اش بر خانواده بی‌چون و چرا بود. جزئی‌ترين آه به اجازه او از دهان برمی‌آمد. ارباب خانه در همان وقت‌هايی كه من در وين بودم درگذشت و اين بزرگوارى را نشان داد كه قسمتى از دارايی‌اش را براى آن زن به جا گذاشت به اين شرط كه فرو فریدا به ديدن خواب‌هایش براى خانواده ادامه بدهد تا به انتها برسند.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>من براى مدتى بيش از يك ماه در وين ماندگار شدم و در شرايط طاقت فرساى دانشجويان ديگر سهيم بودم و به انتظار پولى لحظه‌شمارى می‌كردم كه هيچ وقت به دستم نرسيد. ديدارهاى فروفريدا كه با دست و دلبازى توأم بود با آن غذاهاى بخور و نمير براى ما جشن به حساب می‌آمد. يك شب كه آبجو مرا به وجد آورده بود، توى گوش من با قاطعيت زمزمه كرد:</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>"فقط اومدم به‌ت بگم كه ديشب خواب تو ديدم . بايد فورى از اين جا برى و تا پنج سال اين طرف‌ها پيدات نشه ." وجاى درنگ باقى نگذاشت .گفته‌اش با چنان قاطعيتى همراه بودكه من همان شب سوار آخرين قطار رم شدم . گفته‌اش آن قدر بر من تأثيرگذاشت كه از آن وقت به بعد خود را آدمى دانسته‌ام كه از فاجعه‌اى‌كه قرار بوده دامنگيرش شود جان به در برده و هنوزكه هنوز است پايم به وين نرسيده .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>پيش از آن واقعه ناگوار هاوانا، فروفريدا را يك بارطورى نامنتظرانه و تصادفى ديدم كه برايم رازآميز بود. اين اتفاق در روزى پيش آمد كه پابلو نرودا در طول يك سفر دور و دراز، براى يك اقامت موقتى، براى </SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>اولين بار از هنگام جنگ داخلى، پا به اسپانيا گذاشت. نرودا يك روز صبح را به قصد شكاركتاب‌هاى ناب دست دوم با ماگذراند و توى پورتر يك جلد كتاب قديمى از ريخت افتاده را ،كه شيرازه‌اش از هم پاشيده بود، خريد و در ازايش قيمتى پرداخت كه دو برابر حقوق ماهانه‌اش در سفارتخانه رانگون می‌شد . در لابه لاى جمعيت مثل فيل معلولى حركت می‌كرد و هر چيزى راكه می‌دید با كنجكاوى بچگانه به دنبال طرزكارش بود، چون دنيا در نظرش اسباب بازى كوكى گنده‌اى می‌آمدكه زندگى از آن ساخته می شد.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>من كسى را نديده‌ام كه به اندازه او به يكى از پاپ‌هاى رنسانس شبیه باشد، چون آدمى شكمباره و ظريف بود و حتى، به رغم ميلش در صدر ميز می‌نشست . همسرش ، ماتيلده ، پيشبندى دور گردنش می‌آويخت كه بيشتر به درد آرايشگاه می‌خورد تا سر ميز غذا ، اما اين تنها راهى بود كه سرا پايش غرق سس نمی‌شد. آن روز در رستوران كاروالرياس يكى از روزهاى معمول زندگى او بود. سه خرچنگ درسته را با مهارت يك جراح از هم جدا كرد و خورد و در عين حال بشقاب‌هاى ديگران را با چشم بلعيد و از هركدام با لذتى چشید انگار خواسته باشد صدف‌هاى خوراكى معمول گاليسيا، صدفهای پوسته سیاه كانتابريا، ميگوهاى اليكانته و خيارهاى دريايى كوستا براو را ، كه خواستاران زيادى دارد، بخورد. و در اين ميان مثل فرانسویها ازچیز ديگرى به‌جز غذاهاى لذیذ آشپزخانه صحبت نمی‌كرد، به خصوص خرچنگ ماقبل تاريخى شيلى كه توى قلبش جا داشت . </SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>ناگهان از خوردن دست كشيد ، شاخك‌هاى خرچنگ‌وارش را تنظيم كرد و با لحنى بسيار آرام به من گفت :</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>"يه نفر پشت سر منه كه چشم از من بر نمی‌داره ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>از روى شانه‌اش نگاه كردم و ديدم درست می‌گويد. سه ميز آن طرف‌تر زنى جسور باكلاه قديمى و اشارپى ارغوانى بدون شتاب غذا می‌خورد و به او خيره شده بود. بيدرنگ او را به بجا آوردم . پير و چاق شده بود اما همان فرو فريدا بود با حلقه مارمانند در انگشت اشاره . فرو فريدا با نرودا و همسرش سوار يك كشتى بودكه از ناپل راه افتاده بود. اما توى كشتى همديگر را ندیده بودند. او را دعوت كرديم تا سر</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA> ميز ما قهوه بنوشد و من تشويقش كردم تا از رؤياهايش بگويد و شاعر را شگفتزده كند. نرودا اعتنايى نكرد، چون از همان ابتدا اعلام كرد كه ، به رؤياهاى پيشگويانه اعتقادى ندارد.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفت :"فقط شعره كه غيبگوست ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>پس از صرف ناهار و درطول قدم زدن اجبارى در طول رامبلاس ، من و فرو فريدا خود را عقب كشيديم تا خاطرات‌مان را تعريف كنيم بی‌آنكه گوش كسى بشنود. فرو فريدا گفت كه اموالش را در اتريش فروخته و دراپورتوى پرتغال جاى دنجى پیدا كرده و توى خانه‌اى كه توضيح داد كاخى قلابى بر روى تپه است زندگى می‌كند كه از آن جا چشم انداز سراسراقيانوس تاكشورهاى امريكاى جنوبى پیدااست . هرچند صريحا نگفت  اما ازگفته‌هايش اين موضوع روشن بود كه با خواب‌هاى پياپى،دار و ندار مشتريان پر و پا قرصش را در وين بالا كشيده . اما اين موضوع تعجب مرا برنينگيخت ، چون نظرم هميشه اين بوده كه رؤياهاى او چيزى بيش از ترفندى براى گذران زندگى نيست و اين موضوع را با او در ميان گذاشتم .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>غش غش زير خنده زد وگفت : "مث هميشه پررويى."و چيز ديگرى نگفت ،چون بقيه افراد به انتظار نرودا ايستاده بودند تا او صحبت هايش را به زبان عاميانه شيليايى با طوطیهاى رامبلا د لوس باخاروس تمام کند. وقتی گفت‌و‌گویمان را از سرگرفتيم فروفريدا موضوع را عوض كرد.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفت : "راستى، می‌تونى برگردى وين ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>تنها در اين وقت بود كه به صرافت افتادم سيزده سال از اولين ملاقات ماگذشته .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفتم :"حتى اگه رؤياهات نادرست باشه به هيچ وجه برنمی‌گردم ، اينوگفته باشم ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>درساعت سه ما او را به حال خودگذاشتيم تا نرودا را براى رفتن به محل خواب نيمروز مقدس او همراهى كند، كه در خانه ما پس از تدارك مفصل آماده کرده بود و از جهتى آدم را به ياد مراسم چاى ژاپنیها می‌انداخت . بعضى پنجره‌ها می‌بايست باز باشند و بعضى ديگر بسته باشند تا ميزان كامل گرما حاصل شود ونوع خاص نور از جهتى خاص می‌بايست بتابد و سكوت كامل برقرار باشد. نرودا بيدرنگ به خواب رفت و مثل بچه‌ها ده دقيقه بعد بيدار شد که اصلا انتظارش را نداشتيم . سر وكله‌اش در اتاق پذيرايى پيدا شد ، سرحال و با نقشی كه بالش برگونه‌اش جاگذاشته بود.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفت : "من خواب اون زنى رو ديدم كه خواب می‌بينه ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>ماتیلده از او خواست كه خوابش را برايش تعريف كند. گفت :"خواب ديدم كه اون زن داره خواب منو می‌بينه ." من گفتم : "اين موضوع از داستانهاى بورخسه ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>با ناراحتى نگاهى به من انداخت .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>"مگه اون اين موضوعو نوشته ؟"</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفتم : "اگه هم ننوشته باشه يه روزى می‌نويسه . اين يكى از مخمصه‌هاى اونه ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>همين كه نرودا درساعت شش غروب آن روز سوارکشتى شد با ما خداحافظی كرد، به تنهايى پشت يك ميز تنها نشست و با جوهر سبز شروع به نوشتن شعرهاى روانى كرد كه معمولا موقع اهداى كتاب</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>هاش با آن گل و ماهى و پرنده  می‌کشيد. با اولين اخطار"بدرقه‌كننده‌ها پياده شوند"، به دنبال فرو فریدا گشتم و سرانجام همانطوركه خداحافظی نكرده داشتيم می‌رفتيم ، در عرشه جهانگردها پيدايش كرديم . او هم چرتى زده بود.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفت : "من خواب شاعرو ديدم ."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>شگفتزده ازاو خواستم كه خوابش را برايم تعریف كند.</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>گفت : "خواب ديدم شاعر داره خواب منو می‌بينه ." و نگاه بهتزده</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>من اوقات او را تلخ كرد. "چه انتظارى داشتى؟گاهی ميون اون همه خواب ،آدم خوابى می‌بينه كه هيح ارتباطى با زندگى واقعى نداره."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>ديگر او را نديدم يا حتى به فكرش هم نيفتادم تا وقتی‌كه خبر آن زن انگشتر مارمانند به دست را توى آن فاجعه ريویرای هاوانا اشنيدم كه جاش را از دست داده . چند ماه بعد كه ، در يك مهمانى سياسى، تصادفى با سفير پرتغال برخوردم نتوانستم جلو وسوسه خود را بگيرم و از او سؤال‌هايى كردم . سفير با علاقه زياد و تحسين فوق‌العاده‌اى درباره او داد سخن داد ،گفت : "شما نمی‌دونين چقدر اين زن خارق‌العاده بود. اگه می‌دونسين يه داستان درباره‌ش می‌نوشتين ." وبا همين لحن و جزئيات بهت‌انگيز به گفته‌هایش ادامه داد،بی‌آنكه سرنخى به دست من بدهد تا به نتيجه‌اى برسم .</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>سرانجام با لحنى بسيار عینى پرسيدم : "آخر چه كار می‌كرد؟"</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>آن‌وقت او مأيوسانه گفت : "هيچى، خواب می‌ديد."</SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl><SPAN lang=AR-SA>مارس 1980</SPAN></P></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-420.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/29</span>ساعت 9:43  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(420);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="419"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-419.aspx"></a></h2> <div class="cnt">سلام </P> <P>امروز تو مدرسه کلی خوش گذشت :امروز تظاهرات کردیم اعتصاب ساندویچ بود ....امروز تو مدرسه کسی ساندویچ نخورد ...  کلی جیغ و داد و شعر و رقص و ..... خلاصه کلی خوش گذشت .... </P> <P>ولی خوب خانم جهان آرا زورش به خانم زینتی(مسئول بوفه) هم نمی رسه!!!!<IMG height=18 src="http://blogfa.com/images/smileys/06.gif" width=18></P> <P>در هر صورت ما خواهیم برد! این قدر ساندویچ نمی خریم تا اون ساندویچ های گرون در عین حال کثیف و بد مزشونو تغییر بدن!</P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.lifescaneurope.com/images/de/sandwich.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.backofthebox.com/recipes/images/all-american-club-sandwich.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://shadyrillfarm.com/Turkey%2520Panini%2520Sandwich.jpg" align=baseline border=0></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-419.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/21</span>ساعت 13:40  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(419);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="418"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-418.aspx">مرد 1000چهره</a></h2> <div class="cnt"><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8701%5CImageNews%5C870118%5C8_870118_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8612%5CImageNews%5C861215%5C17_861215_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8612%5CImageNews%5C861215%5C18_861215_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8612%5CImageNews%5C861215%5C8_861215_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8612%5CImageNews%5C861215%5C16_861215_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P><IMG alt="" hspace=0 src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8612%5CImageNews%5C861215%5C14_861215_L600.jpg" align=baseline border=0></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-418.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/18</span>ساعت 21:54  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(418);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="417"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-417.aspx">تست</a></h2> <div class="cnt"><P style="TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue"><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ هنرپيشه معروف سينما ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) محمدرضا گلزار</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) محمدرضا علفزار</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) محمدرضا گندمزار</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) محمدرضا دشت</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۲</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ هنرپيشه مرحوم سينما ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></STRONG><B><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) رضا ژيان</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) رضا ماکسيما</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) رضا فولکس</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) رضا خاور</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۳</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) نعمت الله گرجي</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) نعمت الله ساقه طلايي</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) نعمت الله شيرين عسل</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) نعمت الله مينو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt"><FONT face="Times New Roman"> </FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۴</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ هنرپيشه زن معروف سينما ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><STRONG><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></STRONG><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) هديه تهراني</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) کادوي تهراني</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) چشم روشني تهراني</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) قابل نداره تهراني</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۵</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) پارسا پيروزفر</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) فارسا فيروزپر</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) پارسا پيروزپر</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) فارسا فيروزفر</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>  <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۶</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></STRONG><B><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) پاپ</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) اسقف</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) راهبه</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) موبد</SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> </SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۷</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ يکي از خواننده‌هاي مشهور زن ميباشد. ماريا....؟</SPAN></STRONG><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) کري</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) کوري</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) لالي</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) قطع نخاع</SPAN><BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۸</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ بازيگر فيلم خواب وبيداري و زندان زنان رويا...؟</SPAN></STRONG><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) نونهالي</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) خردسالي</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) ميانسالي</SPAN><BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) پيري</SPAN><BR><BR><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma">تست های ورزشی</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ کشتي گير گردن کلفت ايران ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) عباس جديدي</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) عباس قديمي</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) عباس نيو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) عباس آپ تو ديت</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۲</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ تيم فوتبال آباداني ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) نفت آبادان</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) بنزين آبادان</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) گازوئيل آبادان</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) استقلال اهواز</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۳</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ باشگاه انگليسي ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) ميدلزبرو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) ميدلزبيا</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) ميدلزبودي حالا</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) ميدلزپاشو برو گمشو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۴</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) حسن صالح حميدزيچ</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) حميد صالح حسنزيچ</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) حسن</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=ltr></SPAN> <SPAN dir=rtl>حميد صالحزيچ</SPAN></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۵</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) ديويد سيمن</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) ديويد سيمثقال</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) ديويد سيگرم</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) ديويد سيتن</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۶</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ مربي سابق تيم ملي انگليس و استراليا ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></STRONG><B><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) تري ونبلز</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) مونو ونبلز</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) تترا ونبلز</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) هگزا ونبلز</SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> </SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۷</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) اندي کول</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) اندي سرشانه</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) اندي پشت بازو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) اندي مرسي هيکل</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><SPAN dir=rtl></SPAN>۸</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ـ مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>الف) دنيس برگکمپ</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ب) دنيس اروين</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ک) دنيس وايز</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>ش) دنيس تريکو</SPAN></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> </SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><SPAN dir=rtl></SPAN>۹</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">ـ آقاي گل جام جهاني ٧٤ آلمان ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) گرد مولر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ب) بيضي مولر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ک) مستطيل مولر</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ش) ٨ وجهي منتظم مولر</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تست های وبلاگی</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱۰</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">ـ نژاد مردم شرق آسيا ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) زرد</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ب) عنابي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ک) بنفش</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ش) چهارخونه راه راه يشمی</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><STRONG><SPAN lang=FA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-weight: bold"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱۱</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><STRONG><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-weight: normal"><SPAN dir=ltr></SPAN>- </SPAN></STRONG><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">يکي از ميدان هاي تهران و شاعر ؟</SPAN></STRONG><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">الف) فردوسي</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ب) انقلاب</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ک) ونک</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN dir=ltr></SPAN> <BR></SPAN><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ش) مستقيم</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P> <P><A href="http://www.last.fm/music/Pet+Shop+Boys/_/Yesterday,+When+I+Was+Mad"></A> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-417.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/18</span>ساعت 21:25  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(417);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="416"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-416.aspx">real love</a></h2> <div class="cnt"><P align=left>من عاشق این  آهنگم :</P> <P align=left>   <BR>Girl, girl I'm goin outta my mind <BR>And even though I don't really know you <BR>I must've been runnin outta time <BR>I'm waiting for the moment I can show you <BR>And baby girl I want you to know <BR>I"m watching you go <BR>I'm watching you pass me by <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Baby I was there all alone <BR>When you'd be doin things i would watch you <BR>I picture you and me all alone <BR>I'm wishing you was someone i can talk to <BR>I gotta get you outta my head <BR>But baby girl I gotta see you once again, again <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Girl, girl I'm goin outta my mind <BR>And even though I don't really know you <BR>I must've been runnin outta time <BR>I'm waiting for the moment I can show you <BR>And baby girl I want you to know <BR>I'm watching you go <BR>I'm watching you pass me by <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Every night when I would go to sleep <BR>I couldn't stop dreaming about you <BR>Your love has got me feeling kinda weak <BR>I really can't see me without you <BR>And now you're runnin round in my head <BR>I'm never gonna let you slip away again, again <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Every now and then when I want you <BR>I wish that I could tell you that I want you <BR>If I could have the chance to talk wit cha <BR>If I could have the chance to walk wit cha <BR>Then I would stop holding it in <BR>And never have to go through this again, again <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Girl, girl I'm goin outta my mind <BR>And even though I don't really know you <BR>I must've been runnin outta time <BR>I'm waiting for the moment I can show you <BR>And baby girl I want you to know <BR>I'm watching you go <BR>I'm watching you pass me by <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Today when I saw you alone <BR>I knew I had to come up and approach you <BR>Cuz girl I really gotta let you know <BR>All about the things you made me go through <BR>And now she lookin at me in the eye <BR>And now you got me hopin I ain't dreamin again, <BR><BR>Again <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Every now and then when I want you <BR>I wish that I could tell you that I want you <BR>If I could have the chance to talk wit cha <BR>If I could have the chance to walk wit cha <BR>Then I would stop holding it in <BR>And never have to go through this again, again <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>Girl, girl I'm goin outta my mind <BR>And even though I don't really know you <BR>I must've been runnin outta time <BR>I'm waiting for the moment I can show you <BR>And baby girl I want you to know <BR>I'm watching you go <BR>I'm watching you pass me by <BR>It's real love that you don't know about <BR><BR>You're the one that I want and no one can take <BR><BR>It from me <BR>No, no, no, no, no <BR>Even though I don't really know you <BR>I got a lot of love I really wanna show you <BR>And you'd be right there in front of me <BR>I can see you passin in front of me <BR>No, no, no <BR>Girl I need your love <BR>Baby I need your love</P></div> <div class ="info"><a href="/post-416.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/10</span>ساعت 14:40  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(416);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="415"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-415.aspx">تناسخ</a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>چه خوبه هميشه ما با هم باشيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>من و تو دشمن درد و غم باشيم<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>چه خوبه دلامون از اميد پره<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>غم داره از من و تو دل مي بره<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>من با تو خوشم تو خوشي با دل من<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>از دست من و تو غصه ها خسته مي شن<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>اينم يه شعر از چاووشي(علي سنتوري!) <o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>راستي چند نفرتون به تناسخ و جفت روحي <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>اعتقاد دارين؟؟؟<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>زندگي هاي متوالي- به نظر من نظريه ي جالبيه ! به اونايي كه چيزي دربارش نمي دونن توصيه مي كنم برن سرچ كنن ...<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P></div> <div class ="info"><a href="/post-415.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/09</span>ساعت 23:3  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(415);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="414"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-414.aspx">مشارکت </a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>يه چيزي امروز تو مكتوب پائولو كوئليو خوندم كه مي خوام بنويسمش من كه خوشم اومد .اميدوارم شما هم خوشتون بياد:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>اغلب دوست داشتن آسان تر از دوست داشته شدن است .<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>پذيرفتن كمك و پشتيباني ديگران را دشوار مي يابيم . تلاش هاي ما براي مستقل جلوه كردن ، ديگران را از فرصت تجلي بخشيدن به عشق شان محروم مي كند .<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>والدين بسياري به هنگام پيري ، فرزندشان را از دريافت همان عاطفه و حمايتي كه در كودكي دريافت مي كردند ، محروم مي كنند.<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>بسياري از همسران ، به هنگام بلا ، خجالت مي كشند از همسر خود كمك بخواهند . بدين ترتيب ، آب هاي عشق نمي گسترند . <o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>بايد حركت محبت آميز ديگري را بپذيريد . بايد بگذاريد ديگران به شما كمك كنند ، به شما نيروي حركت بدهند .<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=6>اگر اين عشق را با خلوص و فروتني بپذيريد ،</FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=6></FONT></SPAN></B> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=6> مي فهميد كه عشق نه دادن است نه گرفتن .. </FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=6></FONT></SPAN></B> </P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=6>شراكت است.</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P></div> <div class ="info"><a href="/post-414.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/08</span>ساعت 9:51  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(414);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="413"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-413.aspx">گذري بر فلسفه نام ماههاي ايران زمين</a></h2> <div class="cnt"><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>در گاه شمار ايراني سال دوازده ماه سي‌ روزه دارد كه هر روز را به نامي مي‌خوانده‌اند. هر روز كه نام آن با نام ماه يكي مي‌شده، آن روز را جشن‌ مي‌گرفته‌اند. آيين برگزاري اين جشن‌ها نيز با نام آن هماهنگ بوده است. در همه اين جشن‌ها نخست با نيايش همگاني از خداوند سپاسگزاري ‌كرده، پيمان مي‌بسته‌اند كه به خشنودي اهورامزدا براي نوكردن جهان همه كردارشان را بنابر هنجار هستي انجام دهند و خرد خود را با منش نيك همگام سازند. سپس به شادي برخاسته، داد و دهش (هديه دادن و پذيرايي) مي‌كرده‌اند.<BR>يكي از بزرگترين جشن‌هاي ايراني نوروز است. در باور ايرانيان جهان در شش مرحله آفريده شده است: آسمان، زمين، آب، گياه، جانور، و انسان. بنابر اين باور انسان در پنج روز آخر سال آفريده شده، در نوروز از فروردين (= فْرَوَهْر = راهنماي اهورايي) برخوردار در نتيجه نو و تازه مي‌ شود. بنابر اين ايرانيان در پايان اسفند پيرامون خود را پاكسازي مي‌كرده‌اند. آنگاه در پنج روز مانده‌ي آخر سال كه به نام «پنجو، پنجه» شناخته مي‌شده با سرودن يكي از پنج بخش گاتها مي‌كوشيده‌اند كه درونشان را پاكسازي كنند، تا آماده دگرگوني نوروزي شوند. خانه تكاني پيش از نوروز يادگار اين آيين است. سپس به جشن (= نيايش همگاني) مي پرداخته‌اند تا از خداوند براي چنين آفرينش و هدايتي سپاسگزاري كنند.<BR>انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده مي‌شود. سپس مي‌تواند با پرورش شش جلوه‌ي خداوند در خودش به او نزديك شود. از ديدگاه دستور زبان، بهمن، ارديبهشت و شهريور به صورت خنثي يا مذكر و اسفند، خرداد و امرداد نيز سه جلوه‌اي هستند كه به صورت مونث بكار برده شده‌اند. اين شش صفت در فرهنگ التقاطي ساسانيان با نام اَمْشاسپندان (به معني بي‌مرگان افزاينده، پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصيت فرشته‌اي شدند. <BR>در اسطوره‌هاي ساساني تخم‌مرغ، شير و شير برنج نماد بهمن؛ آتش نماد ارديبهشت؛ فلز نماد شهريور؛ زمين نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گياه سبز و خوراكيهاي گياهي نماد امرداد هستند. انساني كه اين شش پرتو را در خود پرورده باشد، روحش چون آيينه روشنايي خداوند را باز مي‌تاباند، بنابراين كتاب آسماني گاتها و آيينه نيز بايستي نماد اهورايي شدن انسان باشد. در همه جشن‌ها از جمله پنج روز پنجه، سفره‌اي گسترده و نيايش‌ها در كنار آن انجام مي‌شود. اين هفت عنصر در همه سفره‌هايي كه براي آيين‌هاي ديني (جشن‌ها) گسترده مي‌شوند، وجود دارد و سفره هفت‌سين يادگار آن است. معني نام‌ها اين نكته را بهتر نشان مي‌دهد ...</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>فروردين (ماه فروهر‌ها) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/farvardin.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>فروردين نام نخستين ماه فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. <BR>در گاه شمار ايراني سال با لحظه گذر زمين از نقطه اعتدال بهاره كه درازاي روز با شب برابر است، آغاز مي‌شود در اسطوره‌هاي ايراني پنج روز پيش و پنج روز پس از نوروز فروهر‌ها به زمين مي‌آيند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتي تا بلنداي رسيدن در مي‌آيد.<BR>در اوستا و پارسي باستان «فرورتينام»، در پهلوي «فرورتين» و در فارسي «فروردين» گفته شده كه به معناي فروردهاي پاكان و فروهرهاي ايرانيان است. <BR>واژه ي فروهر (فرورد، فرورتي و فروشي به معني راهنما) نام ذره‌اي از ذات خداوندي است كه براي راهنمايي باشندگان به سوي خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان يكي مي‌شود. به سخني ديگر انسان قطره‌اي كوچك از درياي خداوند است كه پس از پالايش دريايي مي‌شود به كوچكي يك قطره.<BR>در جشن فروردينگان (نوزدهم فروردين) ايرانيان به آرامگاه‌ها رفته از خداوند براي چنين بخششي سپاسگزاري، براي درگذشتگان درخواست شادي روان و براي خود آرزوي راستكاري مي‌كرده‌اند.<BR>بنا به عقيده پيشينيان، ده روز پيش از آغاز هر سال، فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، براي سركشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر مي برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيكان، هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب، به دنياي ديگر مي روند.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>ارديبهشت (اشا وهيشتا = بهترين هنجار، راه و قانون) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/ordibehesht.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99> </FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>ارديبهشت نام دومين ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. <BR>طبيعت ايران در اين هنگام بهترين و زيبا‌ترين حالت خود را داشته، از بهترين هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترين چيزها زيباترين چيزهاست.گاتها آموزش مي‌دهد كه خداوند هنجاري به نام اشا بر جهان استواركرده‌ است. پيامد شناخت اين هنجار « دانش» نام دارد؛ دانشي كه انسان را توانا و پيروز مي‌كند، ولي خرسندي زماني به دست مي‌آيد كه انسان همراه با اشا از بهمن نيز برخوردار باشد.<BR>در اوستا «اشاوهيشتا» و در پهلوي «اشاوهيشت» و در فارسي «ارديبهشت» گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: جزء اول «اشا» از جمله لغاتي است كه معني آن بسيار منبسط است، راستي و درستي، تقدس، قانون و آئين ايزدي، پاكي ... و بسيار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء ديگر اين كلمه كه واژه «وهيشت» باشد. صفت عالي است به معناي بهترين، بهشت فارسي به معني فردوس از همين كلمه است. در مجموع اين كلمه به بهترين راستي و درستي است. <BR>در عالم روحاني نماينده صفت راستي و پاكي و تقدس اهورامزداست و در عالم مادي نگهباني كليه آتش هاي روي زمين به او سپرده شده است. <BR>در معني تركيب لغت ارديبهشت «مانند بهشت» هم آمده است.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>خرداد (رسايي و كمال) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/khordad.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>خرداد نام سومين ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالي خورشيدي است. <BR>بنابر چرخه‌هاي بلند مدت آب و هواشناختي ايران در اين ماه از سال سيلاب‌هاي بهاري فرو نشسته‌ و كم آبي‌هاي تابستاني هنوز فرا نرسيده است؛ بنابراين منابع طبيعي آب در بهترين حالت خود هستند. بچه‌هاي جانوران دوره حساس نوزادي را پشت سر گذاشته و شكوفه‌ها ميوه شده‌اند.<BR>در اوستا و پارسي باستان «هئوروتات»، در پهلوي «خردات» و در فارسي «خورداد» يا «خرداد» گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: جزء «هئوروه» كه صفت است به معناي رسا، همه، درست، و كامل؛ دوم «تات» كه پسوند است براي اسم مونث، بنابراين هئوروتات به معناي كمال و رسايي است. ايزدان تيرو باد و فروردين از همكاران خرداد مي باشند. خرداد نماينده رسايي و كمال اهورامزداست و در گيتي به نگهباني آب گماشته شده است.<BR>در اسطوره‌هاي ايراني نگهداري از آب ها و زندگان، در برابر ديو تشنگي به اين امشاسپند سپرده شده است.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>تير (ايزد باران، ستاره تيشتر، شعراي يماني) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/tir.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>تير نام چهارمين ماه سال و روز سيزدهم هر ماه گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. <BR>در چرخه‌هاي بلند مدت هواشناسي ايران بيشترين تبخير و كمترين بارش در اين ماه روي مي‌دهد، ولي به هر روي نم باراني مي ‌بارد. از سوي ديگر ستاره تير در اين هنگام طلوع مي‌كند كه ستاره شناسان ايران باستان آن را قرين باران مي‌دانستند.<BR>در اوستا «تيشريه»، در پهلوي «تيشتر» و در فارسي صورت تغيير يافته آن يعني «تير» گفته شده كه يكي از ايزدان است و به ستاره شعراي يماني اطلاق مي شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمين پاك، از باران بهره مند مي شود و كشتزارها سيراب مي گردد. تيشتر را در زبانهاي اروپايي سيريوس خوانده اند.هر گاه تيشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ريزش باران مي دهد. اين كلمه را نبايد با واژه عربي به معني سهم اشتباه كرد.<BR>در اين اسطوره ي ايراني ديو «اَپَ ‌ئوشه» آب‌ها را بخار و در آسمان زنداني مي‌كند. ايزد تير پس از كشمكش‌هاي بسيار اين ديو را شكست مي‌دهد. بدين گونه آبها آزاد شده، باران مي‌بارد. <BR>در تاريخ اسطوره‌اي ايران چندين جنگ بزرگ به دليل بارش باران در اين ماه به آشتي انجاميد. از رويدادهاي اسطوره‌اي اين ماه پرتاب تير بوسيله آرش است كه براي مشخص كردن مرز ايران و توران و پايان جنگي درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ايرانيان خداپرستاني بر حق بودند، ايزد باد تير آرش را تا كرانه جيحون برده، همراه با آن سختي و غم را از دل و جان ايرانيان دور مي‌سازد. در جشن تيرگان (دهم تير ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزاري از خداوند و آرزوي افزايش بارش با شادي به يكديگر آب مي‌پاشيده‌اند كه نمادي از باران است. همچنين در اين روز هفت رشته رنگين را به هم تابيده نخ هفت رنگي (نماد هفت رنگ يا نو‎ع درد و رنج) به نام تيرو (به ياد تير آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره مي زده‌اند. سپس در روز باد بر سر يك بلندي اين تيرو را به باد مي‌سپرده‌اند تا همچون تير آرش سختي و رنج را از ايشان دور كند.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>امرداد (بي‌مرگي و جاودانگي) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/amordad.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>امرداد نام پنجمين ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. <BR>در اوستا «امرتات»، در پهلوي «امرداد» و در فارسي «امرداد» گفته شده كه كلمه اي است مركب از سه جزء:<BR>اول «ا» ادات نفي به معني نه، دوم «مرتا» به معني مردني، نيست و نابود شدني و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابر اين امرداد يعني بي مرگي و آسيب نديدني يا جاوداني. پس واژه «مرداد» به غلط استعمال مي شود؛ و گويش اشتباه «مرداد» به معني مرگ و نابودي به دو دليل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نام‌ها و جلوه‌هاي خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسيار ناپسنديده است. دو ديگر آنكه مرگ و نابودي نام زيبايي نيست و با فرهنگ پيشبرنده ايراني هم‌خواني ندارد.<BR>در ادبيات مزديسنا امرداد يكي از امشاسپندان است كه نگهباني نباتات با اوست. در مزديسنا شخص بايد به صفات مشخصه پنج امشاسپند ديگر كه عبارتند از :<BR>نيك انديشي، صلح و سازش، راستي و درستي، فروتني و محبت به همنوع، تامين اسايش و امنيت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصايص امرداد است نايل گردد.<BR>در فرهنگ ايرانيان گياه و سبزي، نماد بي‌مرگي بوده است. زيرا گياهان عمري بسيار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه مي‌زنند. از سوي ديگر گياه با تامين هواي پاك و خوراك به ديگر زندگان، زندگي مي‌بخشد. در اين هنگام از سال گياهان در بهترين وضعيت رشد سبزينه‌اي خود هستند.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>شهريور (شهرياري نيك و برگزيدني، سلطه و قدرت نيك) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/shahrivar.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>شهريور نام ششمين ماه سال و روز چهارم هر ما در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. <BR>در اوستا «خشتروئيريه»، در پهلوي «شتريور» و در فارسي «شهريور» مي دانند. كلمه اي است مركب از دو جزء: «خشتر» كه در اوستا و پارسي باستان و سانسكريت به معني كشور و پادشاهي است و جزء دوم صفت است از «ور» به معني برتري دادن «وئيريه» يعني برگزيده و آرزو شده و جمعا يعني كشور منتخب يا پادشاهي برگزيده. اين تركيب بارها در اوستا به معني بهشت يا كشور آسماني اهورامزدا آمده است. <BR>خداوند تنها شهريار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شايسته است پرورش يابد، بر همه چيز شهريار بوده، نمي‌گذارد چيزي بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نيز رابطه‌ي انسان با خدا رابطه‌ي دلداده و دلدار يا استاد و شاگرد است.<BR>شهريور در جهان روحاني نماينده پادشاهي ايزدي و فر و اقتدار خداوندي است و در جهان مادي پاسبان فلزات. چون نگهباني فلزات با اوست، او را دستگير فقرا و ايزد رحم و مروت خوانده اند. روايت شده است شهريور آزرده و دلتنگ مي شود از كسي كه سيم و زر را بد به كار اندازد يا بگذارد كه زنگ بزند.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><BR><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>مهر (پيوستن با مهرباني) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/mehr.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>نگهباني ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ايزد مهر است.<BR>زمين در اين هنگام از نقطه اعتدال پاييزه مي‌گذرد بنابراين درازاي روز با شب برابر مي‌شود. گرماي خورشيد نه چون تابستان بسيار است و نه چون زمستان اندك. حيوانات و حشرات نيز در اين ماه جفت‌گيري مي‌كنند. در اسطوره‌هاي ايراني گرما و نور خورشيد را ايزد مهر مي دانستند.<BR>در سانسكريت «ميترا»، در اوستا و پارسي «ميثر»، و در پهلوي «ميتر»، و در فارسي «مهر» گفته مي شود، كه از ريشه سانسكريت آمده به معني پيوستن. <BR>اغلب خاورشناسان معني اصلي مهر را واسطه و ميانجي ذكر كرده اند. مهر واسطه است ميان آفريدگار و آفريدگان. «ميثره» در سانسكريت به معني دوستي و پروردگار و روشنايي و فروغ است و در اوستا فرشته روشنايي و پاسبان راستي و پيمان است. مهر، ايزد هماره بيدار و نيرومند است و براي ياري كردن راستگويان و بر انداختن دروغگويان و پيمان شكنان در تكاپوست. مهر از براي محافظت عهد وپيمان و ميثاق مردم گماشته شده است. <BR>از اين رو فرشته فروغ و روشنايي نيز هست كه هيچ چيز از او پوشيده نمي ماند. براي آنكه از عهده نگهباني برآيد اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالاي كوه «هرا»است، آنجايي كه نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشي و نه كثافت. مهر از آنجا بر ممالك آريايي نگران است. اين آرامگاه، خود به پهناي كره زمين است يعني مهر در همه جا حاضر است و با شنيدن آواي ستمديدگان آگاه گشته به ياري آنان مي شتابد.<BR>آيين مهر در دين مسيح نيز مشهود است. ايزد مهر در اصل به جز ايزد خورشيد بوده است اما بعدها آن دو را يكي دانسته اند. مورخان يوناني مهر را به نام «ميترس» ياد كرده اند و ذكر كرده اند كه ايرانيان خورشيد را به اسم «ميترس» مي ستايند. از اين خبر پيداست كه در يك قرن پيش از ميلاد مسيح، آن دو با يكديگر خلط شده اند. <BR>ايرانيان مهرپرور و عدالت خواه، جشن مهرگان را «نوروز خاصه» مي‌ناميده‌اند.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>آبان (آب‌ها) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/aban.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>در اوستا آپ در پارسي باستان آپي و در فارسي آب گفته مي شود. <BR>در اوستا بارها «آپ» به معني فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صيغه جمع آمده است.<BR>نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه را، آبان مي دانند. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آن كه «زو» كه يكي از پادشاهان ايران بود در اين روز با افراسياب جنگ كرده، او را شكست داده، تعقيب نموده و از ملك خويش بيرون كرد، ايرانيان اين روز را جشن مي گيرند، ديگر آنكه چون مدت هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف گرديد و بعضي به ملك ديگر رفتند. عاقبت در همين روز باران شروع به باريدن كرد و بنابراين ايرانيان اين روز را جشن كنند. <BR>آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم قرار مي گيرد.<BR>در اين ماه از سال به طور معول باران مي‌بارد. آبان، در گاه شماري باستاني اين ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>آذر (آتش) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/azar.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>در اوستا «آتر» و «آثر»، در پارسي باستان و پهلوي «آتر» و در فارسي «آذر» مي گويند. آذر فرشته نگهبان آتش و يكي از بزرگترين ايزدان است. <BR>آريائيان(هندوان و ايزدان) بيش از ديگر اقوام به عنصر آتش اهميت مي دادند. ايزد آذر نزد هندوان، «آگني» خوانده شده و در «ودا» (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدايان بزرگ به شمار رفته است. <BR>آفتاب در اين ماه در برج قوس يا كماندار قرار مي گيرد؛ و سرما به اندازه‌اي است كه بايد آتش روشن كرد.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>دي (دادار، داناي آفريننده) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/dey.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>در اوستا «داثوش» يا «دادها» به معني آفريننده ، دادار و آفريدگار است و غالباً صفت اهورامزدا است و آن از مصدر «دا» به معني دادن و آفريدن است. <BR>در خود اوستا صفت دثوش(=دي) براي تعيين دهمين ماه استعمال شده است. در ميان سي روز ماه، روزهاي هشتم و بيست و سوم به دي(آفريدگار، دثوش)موسوم است. براي اين كه سه روز موسوم به «دي» با هم اشتباه نشوند نام هر يك را به نام روز بعد مي پيوندند. مثلا روز هشتم را «دي به آذر» و روز پانزدهم را «دي به مهر» و ... <BR>دي نام ملكي است كه تدبير امور و مصالح روز و ماه دي به او تعلق دارد.<BR>در اين هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترين روزها و بيشترين سرما زندگي مردم و جانوران را آن چنان با خطر روبرو مي‌سازد كه تنها خداوند مي تواند آن ها را در امان نگه‌ دارد. از سوي ديگر همه ي كارهاي كشاورزي و بيشتر كارهاي دامداري تعطيل است و بهترين راه براي گذراندن اين شب‌هاي بلند و سرد، نيايش به درگاه خداوند است. در اين ماه چهار جشن ديگان در روزهاي «اورمزد»، «دي به آذر»، «دي به مهر» و «دي به دين» برگزار مي‌شود. نخستين روز اين ماه يعني اورمزد و دي ماه (25 آذر ماه در گاه شمار امروزي) برابر با شب يلدا است. اين باور وجود داشته‌ است كه پس از مهرگان، مهر (گرما و نور خورشيد) رو به نابودي مي رود تا آن كه در اورمزد و دي ماه دوباره متولد مي‌شود. واژه آرامي «يلدا» اين نكته را نشان مي دهد. در فرهنگ اروپايي پس از جايگزين شدن مسحيت به جاي مهرپرستي، اين آيين تولد، به نام تولد مسيح برگزار مي شده است.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>بهمن (منش نيك) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><STRONG><SUP><FONT color=#33ff99 size=4><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bahman.gif" align=baseline border=0></FONT></SUP></STRONG></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>در اوستا «وهومنه» ، در پهلوي «وهومن»، در فارسي «وهمن» يا «بهمن» گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: «وهو» به معني خوب و نيك و «مند» از ريشه من به معني منش است؛ پس يعني بهمنش، نيك انديش و نيك نهاد. <BR>نخستين آفريده اهورامزدا است و يكي از بزرگترين ايزدان مزديسنا. در عالم روحاني مظهر انديشه نيك و خرد و توانايي خداوند است. انسان را از عقل و تدبير بهره بخشيد تا او را به آفريدگار نزديك كند. <BR>يكي از وظايف بهمن اين است كه به گفتار، نيكي را تعليم مي دهد و از هرزه گويي باز مي دارد. خروس كه از مرغكان مقدس به شمار مي رود و در سپيده دم با بانگ خويش ديو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار مي خواند، ويژه بهمن است.همچنين لباس سفيد هم از آن وهمن است. <BR>بنا به نوشته ابوريحان بيروني، جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. <BR>بهمن اسم گياهي است كه به ويژه در جشن بهمنجه خورده مي شود؛ در طب نيز اين گياه معروف است.<BR>در هات 28 بند 1 از گاتها در نماز آرزو مي‌شود كه براي خرسندي جهان همه كارهايمان با «اشا» و خردمان با «منش نيك» همگام باشد. <BR>با نگاهي به طبيعت ايران مي بينيم كه زايش بسياري از جانوران سودمند اهلي و وحشي پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روي مي‌دهد. جشن سده كه به نظر مي رسد جشن آغاز سال نو كشاورزي بوده باشد در روز مهر ايزد اين ماه برگزار مي‌شود. درگذشته نخستين كار براي آغاز كشاورزي كندن بوته‌هاي بياباني و سوزاندن آنها بود. امروزه نيز بسياري از كارهاي كشاورزي و باغباني پس از سده آغاز مي شود.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>اسفند (آرامش افزاينده، پارسايي مقدس) :</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><FONT color=#33ff99><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/esfand.gif" align=baseline border=0></FONT></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0)"> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>دراوستا «اسپنتا آرميتي»، در پهلوي «اسپندر»، در فارسي «سپندار مذ»، «سفندارمذ»، «اسفندارمذ» و گاه به تخفيف «سپندار» و «اسفند» گفته شده است. «اسفند» يا «سپنتا آرميتي»، آرامشي است كه از عشق و ايمان سرچشمه مي گيرد. <BR>در ادبيات اوستايي اين جلوه اهورايي به صورت مادينه (مونث) به كار برده شده است. بنابراين در اسطوره‌هاي ايراني اين امشاسپند نگهبان زن و زمين به شمار مي رفته است. در بندهشن آمده كه زن نيك چون زمين نيك سختي‌ها را مي گوارد و بر شيرين مي دهد. از اين روي جشن اسپندگان (29 بهمن ماه امروزي) ويژه ي زنان بوده است. در اين روز مردها با دادن هديه به زنان از ايشان قدرداني مي‌كرده‌اند. <BR>ابوريحان بيروني از اين جشن با نام «مردگيران» ياد كرده مي‌آورد كه دختران شوي (شوهر) مورد علاقه خود را در اين روز برمي‌گزيده‌اند.<BR>سپندارمذ، موظف است كه همواره زمين را خرم ، آباد، پاك و بارور نگه دارد، هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكي را آباد كند، خشنودي اسپندارمذ را فراهم كرده است. آسايش در روي زمين، سپرده به دست اوست و خود زمين نيز نماينده اين ايزد بردبار و شكيباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. <BR>بيدمشك گل مخصوص «سپندارمذ» مي باشد.</FONT></STRONG></SUP></DIV> <DIV><SUP><STRONG><FONT color=#33ff99 size=4>اينك كه معني نام‌هاي ماه را دانستيم باري ديگر به چرخه سال باز مي‌گرديم ولي اينبار با ديدي ديگر سال را از زمستان آغاز مي‌كنيم. شايد بتوان زمستان را همانند آغاز آفرينش دانست. زماني كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسايش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنايي را آفريد. آنگاه با خرد خود آيين راستي (هنجار هستي- اشا) را آفريد و بهترين منش (بهمن) را استوار كرد (هات 31 بند 7 گاتها). از آنجا كه در بيشتر موارد «بهمن» به صورت نرينه (مذكر) بكار برده شده شايد بتوان آنرا همانند پدر دانست. پدري كه از دانش و خرد، منشي نيك دارد. شايد بتوان «اسفند» را نيز همانند مادر دانست، زيرا از ديدگاه دستور زبان اين جلوه خداوندي همواره به صورت مادينه (مونث) بكار برده شده است. مادري كه از دانش، دلدادگي و ايمان به خدا آرامشي افزاينده (اطمينان قلب) دارد.</FONT></STRONG></SUP></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></DIV></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-413.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/07</span>ساعت 23:11  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(413);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="412"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-412.aspx">غیب گویی با ریاضیات!</a></h2> <div class="cnt">روی میزی پنج <A class=notexistdaneshnamehlink title="صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید" onclick=alert(this.title);>جسم</A> قرار دهید , طوریکه تعداد حروف تشکیل دهنده اسم اجسام از 9 بیشتر نباشد و اجسام از نظر تعداد حروف یکسان هم نباشند. مانند <A class=notexistdaneshnamehlink title="صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید" onclick=alert(this.title);>کاغذ</A> که چهار حرفی است و <A class=notexistdaneshnamehlink title="صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید" onclick=alert(this.title);>خودنویس</A> که هفت حرفی است. سپس از حاضرین تقاضا کنید که دور از چشم شما پنج جسم در <A class=notexistdaneshnamehlink title="صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید" onclick=alert(this.title);>کاغذی</A> لیست کنند بطوریکه تعداد حروفشان برابر نباشد. سپس بصورتی که شما دستور می دهید عمل نمایند. <BR><BR><STRONG>نحوه عمل</STRONG> </P> <OL> <LI>اسم یکی از پنج جسم را به دلخواه در <A class=notexistdaneshnamehlink title="صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید" onclick=alert(this.title);><U>ذهن</U></A> خود انتخاب نمایند.<BR><BR></LI> <LI>تعداد حروف آنرا در عدد 5 ضرب کنند.<BR><BR></LI> <LI>به این حاصلضرب عدد 3 را اضافه کنند.<BR><BR></LI> <LI>حاصل جمع به دست آمده را در عدد 2 ضرب کنند.<BR><BR></LI> <LI>به حاصل ضرب بدست آمده رقم دلخواهی (از 1 تا 9) اضافه نمایند.<BR><BR></LI> <LI>نتیجه را به شما بگویند، تا شما بطور غیبی بگویید که آنها کدام جسم را انتخاب کرده‌اند و چه رقم دلخواهی رویش اضافه نموده اند.<A id="پیش گویی غیبی"></A></LI></OL> <H1><A id="پیش گویی غیبی"><FONT size=1>پیش گویی غیبی</FONT> </A></H1> <P align=justify>عدد نهایی گزارش شده به شما که بدون شک دو رقمی می‌باشد . از این عدد بطور ذهنی عدد 6 را کم کنید. </P> <P align=justify>رقم دهگان این عدد تعداد حروف جسم مفروض و در نتیجه خود جسم را مشخص می‌کند . </P> <P align=justify>رقم یکان این عدد , عدد دلخواه اضافه شده به این محاسبات را معین می‌کند . </P> <P align=justify>در این کار علاوه از ریاضیات پیش گویی غیبی و شعبده بازی نیز یاد گرفته‌ا</P></div> <div class ="info"><a href="/post-412.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/05</span>ساعت 0:28  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(412);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="411"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-411.aspx">به یاد کلارک</a></h2> <div class="cnt"><DIV class=ShortStory>خبر درگذشت سر آرتور سی کلارک خالق آثار جاودانه ای چون 2001 ، یک اودیسه فضایی فراتر از مرگ یک انسان باعث تاثر می شود. او مردی بود که در زندگی طولانی خود – که همیشه میل به جاودانگی را همراه با خود داشت- نسل های متعددی از دانشمندان و مردم را برانگیخت و باعث شد تا افق های جدیدتری پیش روی چشمان انسان امروز در مواجهه با دنیای اطراف خود و آینده او شکل گیرد </DIV> <DIV class=Author>پوریا ناظمی</DIV> <DIV class=Author><IMG alt="" hspace=0 src="http://nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/138612294550165/007.jpg&MaxWidth=350" align=baseline border=0><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><FONT face=Tahoma size=1>کلارک در دفترش - عکس از پوريا ناظمي</FONT></SPAN></DIV> <DIV class=Author>او از یک طرف ظریف ترین مسایل فلسفی را در آثار خود مورد تاکید قرار می داد و از سوی دیگر نگاه به آینده داشت. او چندین دهه پیش از قلب جهان مدرن ، انگلستان، به سری لانکا رفت و تا زنده بود آرزوی تحقق صلح در این جزیره زیبا را داشت. او مرزهای دید انسان را گشود و نشانه ای از یک دانشمند دوست داشتنی و در عین حال سخت گیر و غیر متعارف بود. چند ماه پیش در سفر به سری لانکا با او دیدار کردم. پیرمرد مهربانی که روبروی من بود و با تامل به سخنانم گوش می داد و سخن می گفت در پشت ظاهر نحیفش روحی مقتدر قرار داشت که او و جهان را به سوی مرزهای نو می برد.<BR>او در پیامش به مناسبت 90 سالگی خود از 3 آرزوی خود گفت . یافتن موجودات زنده در نقطه دیگری جز زمین، یافتن سوختی دوستدار محیط زیست برای مقابله با آثار گرمایش زمین و صلح در سری لانکا و به درستی گفت که صلح در جهان با چیزی بیش از آرزو به دست می آید و نیازمند گذشت و جهان نگری و مرارت است. <BR>اینک کلارک خود عازم سفری رازآلود شده است. سفری که آخرین اودیسه او را رقم خواهد زد. مرد عاشق جاودانگی می تواند مطمئن باشد که به این آرزو دست یافته است و آثارش نام او را برای همیشه زنده نگاه خواهد داشت. در باره او چه می توان گفت؟ وقتی خود او معتقد است هرچه را که لازم است در کتبش گفته است.<BR> اما نبودن او مایه تاسف است هنوز در اندیشه های او رازهای زیادی بود. به راستی چرا جهان چنین انسانهایی را کم دارد؟ <BR>مرگ او فراتر از مرگ یک انسان عادی بود. او بسیاری را عاشق علم کرد و بر تاریکی ها نوری انداخت و شاید بهتر از او نتوان مصداقی بر شعر سعدی یافت که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق....</DIV> <DIV class=Author> <FONT face=Tahoma size=2>متن زیر متنی است که پس از ملاقات با او نوشته بودم شاید دوباره خواندنش بی جا نباشد.</FONT></DIV> <DIV class=Author><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/arthur_c_clarke_372x495.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></DIV> <DIV class=Author>عقربه هاي ساعت در دقايقي که آرزو مي کردم از جاي خود تکان نخورند، ديوانه وار پيش مي رفتند و زمان بدرود با پير خردمند دوران ما فرارسيد. <BR>هنگام خروج از اتاق قديمي دانشمندي که در آستانه ورود به دهمين دهه زندگي پربار خود قرار داشت ، او را ديدم که روي صندلي چرخدارش و مقابل قفسه اي عظيم از کتابهايي که خود نوشته ، نشسته است و هنوز با وجود پيري ، با چشماني نافذ به آينده مي نگرد؛ مردي که از جواني رخت مهاجرت به کشوري آرام و زيبا بسته و از اتاق کوچک خود به جهاني فراسوي ادراک انسان عادي مي نگرد. او به راستي تمثيلي بر اين مصرع زيباي فارسي است که «جهاني است بنشسته در گوشه اي». سريلانکا، جزيره بزرگي است که در جنوب شبه جزيره هندوستان و شمال استوا قرار دارد و به دلايل فراواني مورد توجه مردم جهان است. طبيعت بکر و زيبا و تاثيرگذار آن در کنار آثار فرهنگي و تمدني بسيار غني و حضور و زندگي صلح آميز پيروان آيين هاي گوناگون در آن ، جهاني متفاوت را پيش روي چشم انسان مي گشايد. شايد به دليل همين مناظر ديدني و زيبا و چشم انداز فوق العاده است که در برخي اساطير، آن را محل فرضي بهشت عدن دانسته اند. اين طبيعت شگفت در کنار محصولاتي که مردمان اين جزيره توليد مي کنند، ازجمله چاي معروف سيلان، سنگهاي ارزشمند و پوشاک دستباف محلي و صنايع دستي، توجه مردم جهان را به اين جزيره زيبا معطوف کرده است؛ اما سريلانکا به دليل ديگري هم مورد توجه مردم و بويژه علاقه مندان دانش و علم است و آن ميزباني مردي است که نگاه خيره و نافذي به آينده دارد و افقهاي جديدي را پيش روي علاقه مندان دانش و علم گشوده و باعث شده است بسياري به دنياي شگفت انگيز علم راه يابند. آرتور سي کلارک، مردي که 52 سال پيش بار سفر به سريلانکا را بست تا بقيه عمر طولاني خود را در آرامش اين بهشت گمشده به کار و تفکر درباره آينده بپردازد، هنوز هم در بالاترين رده فهرست کوتاه افرادي قرار دارد که جهان را به واسطه ايده هاي پيشگامانه خود تغيير داده و نسلي از تغييرآفرينان را تربيت کرده اند.</DIV> <DIV class=Author><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/ClarkeMars.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></DIV> <DIV class=Author><STRONG>آرتور سي کلارک کيست؟</STRONG> <BR>سر آرتور چارلز کلارک در شانزدهمين روز دسامبر 1917 در منطقه مين هد در سامرست انگلستان به دنيا آمد و از دوران کودکي، اصلي ترين علاقه خود را در مطالعه داستان هاي قديمي علمي و تخيلي و رصد آسمان يافت. در دوران جنگ جهاني دوم، آرتور به خدمت در نيروي هوايي انگلستان پرداخت و در نقش يک تکنسين مسائل راداري به طرح پيشگام و تازه اي به نام سيستم هشدار سريع راداري وارد شد و همين موضوع باعث علاقه جدي او به مسائل ارتباطات راداري شد. پس از جنگ جهاني، آرتور که نتوانسته بود در دوران پايان دبيرستان تحصيل دانشگاهي خود را در رشته مورد علاقه اش ادامه دهد به کالج کينگ لندن رفت و با درجه ممتاز در رشته رياضيات و فيزيک از آن فارغ التحصيل شد.</DIV> <DIV class=Author> </DIV> <DIV class=Author><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/Underwater-clarke.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><FONT face=Tahoma size=2><FONT size=1>سي. کلارک زير آب در جستجوي گنجينه تاج‌محل.</FONT></FONT></SPAN></DIV> <DIV class=Author>در تمام اين دوران علاقه جدي آرتور به مسائل فضا و آينده انسان در فضا او را رها نکرد و همين مساله باعث شد او به انجمن بين المللي علوم ميان سياره اي بپيوندد و در دوره اي نيز رياست آن را به عهده گيرد. همين علاقه و دلمشغولي او به فضا باعث شد تا پيش از آن که عصر فضا آغاز شود،  وي ايده هايي جذاب را در اين خصوص ارائه کند.اوج اين ايده پردازي آينده نگرانه در مقاله معروفي از او نمود يافت که سال 1945 در مجله دنياي بي سيم منتشر شد. عنوان اين مقاله رله هاي فرازميني بود. کلارک در اين مقاله با بررسي مدارهاي اطراف زمين پيشنهاد کرده بود که چنانچه ماهواره هايي را بتوان در ارتفاع مشخص 35786 کيلومتري از سطح آزاد دريا و دقيقا بر فراز استوا قرار داد در اين صورت دوره تناوب اين ماهواره ها به دور زمين در حدود 934/23 ساعت طول مي کشد که اين زمان دقيقا برابر يک دور گردش زمين به دور خودش است؛ بنابراين براي ناظري روي سطح زمين اين ماهواره ها همواره در نقطه ثابتي در آسمان ديده خواهد شد و مي توان از آن براي انتقال امواج و براي کاربردهاي مخابراتي و راديو تلويزيوني استفاده کرد. اين ايده امروزه ابزاري کارآمد و روزمره به حساب مي آيد و تمام ارتباطات راديو و تلويزيوني و مخابراتي با کمک چنين ماهواره هايي صورت مي گيرد. اما اگر مي خواهيد اهميت کار کلارک را درک کنيد يک بار ديگر به تاريخ چاپ مقاله وي نگاهي بيندازيد. اين مقاله سال 1945 چاپ شد. 12 سال پس از آن براي نخستين بار در تاريخ بشر در 15اکتبر 1957، اسپوتنيک 1 يا اولين ماهوار ساخت دست بشر به مدار زمين رفت و عصر فضا آغاز شد و سال 1964 سينکوم 3 نخستين ماهواره اي بود که عازم مداري شد که کلارک پيش بيني کرده بود. به عبارت ديگر، کلارک کاربرد مداري را پيش بيني کرده بود که 2 دهه بعد از آن عصر استفاده از آن و امکان به واقعيت رساندن آن رويا مهيا مي شد و به همين دليل است که کلارک و انديشه او را داراي اهميتي بالا و ادراکي آينده نگرانه مي دانند.</DIV> <DIV class=Author><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/ClarkeDish.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></DIV> <DIV class=Author> <P dir=rtl><FONT face=Tahoma size=2><STRONG>خالق اديسه 2001</STRONG> </FONT></P> <P dir=rtl><FONT face=Tahoma size=2>اگرچه فهرست فعاليت هاي علمي کلارک، فهرستي طولاني را شامل مي شود، اما يکي از حوزه هاي اصلي فعاليت او حضور موثر و تاثيرگذار در عرصه نويسندگي داستان هاي علمي تخيلي است. او زماني که وارد عرصه نگارش داستان هاي علمي، تخيلي که از دوران کودکي به آن علاقه مند شده بود شد نه تنها به عنوان نويسنده اي نامدار در اين رشته مطرح شد که به دليل وارد کردن جزييات علمي دقيق، انديشه هاي فلسفي و انساني قابل اعتنا، پيش بيني هاي آينده نگرانه و ارائه انتقادهايي از روند رشد فناوري و بحران هاي انساني که بشر در آستانه قرن 21 با آن روبه رو خواهد بود، به سبکي تاثيرگذار و استثنايي در نگارش داستان هاي خود دست يافت.</FONT></P> <P dir=rtl><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/sjff_01_img0509.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><FONT face=Tahoma size=1>صحنه‌اي از فيلم اديسه ۲۰۰۱، نوشته سي. کلارک.</FONT></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">تعداد زيادي رمان و داستان هاي کوتاه علمي تخيلي ثمره بيش از سه چهارم قرن نوشتن او است؛ اما در اين ميان شايد برخي داستان هايش به واسطه مفاهيم مطرح شده از جايگاه بالاتري برخوردار باشند. 2001 يک اديسه فضايي و 3 داستان پيامد آن، مجموعه راماها و پايان طفوليت را بايد از زمره اين نوشته هاي تاثيرگذار دانست که هر يک در بستر يک داستان علمي تخيلي جذاب، مفاهيم وسيعي را مورد توجه قرار مي دهد؛ البته بيشتر مخاطبان او را شايد با داستان 2001 يک اديسه فضايي بشناسند که کارگردان پرآوازه جهان استانلي کوبريک آن را به پرده سينما آورد تا از همکاري ارزشمند سي کلارک و کوبريک، اثري جاودانه در سينما خلق شود.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><STRONG>نويسنده اي محقق <BR></STRONG>سي کلارک با اعتباري جهاني و خدماتي ارزشمند به بشريت، از خود چهره اي انساني و مهربان و خردمندي آگاه ترسيم کرده است. سالها اقامت او در سريلانکا و تلاش براي ارتقاي سطح زندگي مردم اين جزيره در کنار فعاليت هاي علمي اش براي او لقب سر را به ارمغان آورده است؛ اما او فراتر از همه داشته هاي خود عاشق حقيقت و اطلاعات است. يکي از جمله هاي معروف او که اين روزها در رشته هاي ارتباطات به عنوان سرفصلي مهم تدريس مي شود نشانگر اعتقاد و نياز او به دانش است.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/clarke01.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">کلارک معتقد است «انسان مي تواند بدون غذا زندگي کند، اما بدون اطلاعات خواهد مرد». به همين دليل است که در مقام دانشمندي صاحب جايگاه ارزشمند و اعتبار بين المللي هراسي براي بررسي پرونده هايي مشکوک به خود راه نمي دهد.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/itesa1_1742309_Arthur-Clark_L.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">يکي از معروف ترين آثار او مجموعه تلويزيوني جهان شگفت انگيز آرتور سي.کلارک است که از تلويزيون ايران نيز پخش شد. وي در اين مجموعه مدارکي مستند را در ارتباط با پديده هاي بظاهر غير علمي از بشقاب هاي پرنده گرفته تا ارواح و راه رفتن روي آتش تهيه مي کرد و سپس به سراغ تحليل علمي آنها مي رفت و در نهايت پاسخي علمي در خصوص آن مساله به مخاطب ارائه مي کرد.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">او دانشمندي مردم دوست است که مردم جهان فراتر از مرزها او را دوست دارند و در سريلانکا همه او را چون پدر بزرگي مهربان و هموطن خود دوست مي دارند؛ اما دنياي شگفت انگيز آرتور سي کلارک هنوز به پايان نرسيده است. در آغاز دهمين دهه زندگي خود، او از روي صندلي چرخدار کوچکش نگاهي به آينده دارد و مي کوشد تا موثر باشد. پس از سونامي وحشتناک چند سال گذشته به همراه دوست قديمش سرپاتريک مور کتاب به نام سيارک را نوشت تا سود آن عايد صدمه ديدگان سونامي شود و بنياد آرتور سي کلارک را بنيان نهاد تا از طريق آن بتواند دنيايي از ايده ها را پيش روي جوانان بگشايد و خلاقيت آنها را پرورش دهد.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><STRONG>ديدار با سر آرتور <BR></STRONG>براي کسي که از کودکي آثار سي کلارک را خوانده و تحت تاثير او مسير زندگي خود را به سوي دنياي ستاره ها و علم تغيير داده، ديدار با سر آرتور غير قابل تصور است. زماني که فرصتي براي سفر به سري لانکا دست داد هر آنچه مي شد را براي ايجاد امکان ديدار با پير فرزانه اي که رد پاي آثارش را مي توان در زندگي بشر ديد انجام دادم، اما تا آخرين روز اقامتم مطمئن نبودم اين فرصت برايم فراهم شود. به همين دليل بود که يک ساعت زودتر از زمان قرار تعيين شده ملاقاتمان خيابان اصلي شهر کولومبو را طي کرديم و وارد خياباني شديم که انتهاي آن پيرمرد زندگي خود را سپري مي کرد.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/ArthurClarke.jpg&MaxWidth=150" align=baseline border=0></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">مجموعه اي از مجلات و مقالات را به وي تحويل دادم و درباره ترجمه بيشتر کتابهاي کلارک در ايران و توجهي که به او مي شود و چندين ويژه برنامه که در شبکه 4سيما در باره وي پخش شده است، صحبت کرديم و پس از بازديد از اتاقي که در هر گوشه آن تقديرنامه و يادگاري از بزرگان جهان و مجموعه اي از کتابهاي نوشته شده از سوي خود کلارک و فيلم هاي مورد علاقه او بود، لحظه ديدار فرا رسيد. پير مرد با نگاه نافذ و لبخند مهربانش پشت ميز کارش نشسته بود و با لهجه غليظ بريتانيايي به ما خوشامد گفت. هديه اي از ايران را به او تقديم و در باره آشنايي مردم ايران با او صحبت کردم. در آرامش گفت باعث افتخار من است که مخاطباني ميان شما دارم و وقتي از او خواستم اگر سخني دارد با علاقه مندانش بگويد، گفت: من ديگر خيلي پير شده ام، اما هنوز هم مي شود با کمک باستان شناسان ايده هايي را از مغزم بيرون کشيد.</SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.nojum.ir/Common/Thumbnails/?src=/images/articles/1386122941512803/003.jpg&MaxWidth=405" align=baseline border=0><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><FONT face=Tahoma size=2><FONT size=1>سي. کلارک در ۹۰ سالگي و هنگام ملاقات نويسنده ماهنامه نجوم. عکس: پوريا ناظمي.</FONT></FONT></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right">ملاقاتي که قرار بود به دليل وضعيت جسمي او 3 دقيقه به طول بينجامد 15 دقيقه زمان برد و زماني که دستش را براي خداحافظ مي فشردم ، ياد همه ايده هايي افتادم که او به بشريت هديه داده بود. وقتي از اتاق بيرون آمديم به عقب نگاه کردم و پيرمردي را در مقابل چشمانم بود که با وجود 90 سال زندگي پر بار هنوز نگاه به آينده دارد. نام سر آرتور قطعا بر راس فهرست کوتاهي از انسان هايي قرار خواهد گرفت که تاريخ بشر را دگرگون کرده است.</SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"></SPAN> </P> <P dir=rtl><SPAN dir=rtl style="FLOAT: none; MARGIN: 3px; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right"></SPAN> </P></DIV></div> <div class ="info"><a href="/post-411.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/02</span>ساعت 23:36  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(411);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="410"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-410.aspx">نوروزتان پیـــــــــــــــــــــــــــــروز _ هر روزتان نوروز</a></h2> <div class="cnt">  <P></P> <P>سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و اگرچه محمد 1387سال پیش هجرت کرد ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال است. سال نو مبارک </P> <P> </P> <P> </P> <P><IMG style="WIDTH: 528px; HEIGHT: 390px" height=415 alt="" hspace=0 src="http://i28.tinypic.com/2ynjfip.jpg" width=528 align=baseline border=0></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-410.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>87/01/01</span>ساعت 15:6  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(410);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="409"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-409.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><DIV class=blogbody dir=rtl> <P>گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟<BR>شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟</P> <P>پر می زند دلم به هوای غزل، ولی<BR>گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟</P> <P>گیرم به فال نیک بگیرم بهار را<BR>چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟</P> <P>تقویم چارفصل دلم را ورق زدم<BR>آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟</P> <P>رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند<BR>حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟</P></DIV></div> <div class ="info"><a href="/post-409.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/27</span>ساعت 22:15  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(409);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="408"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-408.aspx">ترفند های عیدی اندوزی!</a></h2> <div class="cnt"><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 26pt"><FONT face="arial, helvetica, sans-serif"><SPAN dir=rtl><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: 'Traditional Arabic'"><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 26pt"><FONT face="courier new, courier, mono"><SPAN dir=rtl><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: 'Traditional Arabic'"> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>            صد تومانی هاتون رو با دوهزار تومانی های بچه ها عوض کنید وبهشون بگید : این بیشتره !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>·<SPAN style="mso-spacerun: yes">       </SPAN>سعی کنید بین فامیل ها در عیدی دادن رقابت ایجاد کنید !<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>·<SPAN style="mso-spacerun: yes">       </SPAN>یک صف از بچه ها به نام صف(عیدی) توخونه میزبان تشکیل بدید !<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>·<SPAN style="mso-spacerun: yes">       </SPAN>دائم بحث سنت حسنه عیدی دادن رو راه بندازید !<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>·<SPAN style="mso-spacerun: yes">       </SPAN>میتونید از مادر بزرگ پیرتون که فراموشی داره 3 الی 4 بار عیدی دریافت کنید !</FONT></SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt"></SPAN></B></SPAN></FONT> </P></SPAN></SPAN></B></SPAN></FONT></SPAN></div> <div class ="info"><a href="/post-408.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/27</span>ساعت 22:14  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(408);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="407"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-407.aspx">چند تا هدیه واسه سال نو</a></h2> <div class="cnt"> </P> <P><FONT color=#006699>چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! </FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699>چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !</FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699>چه ابلهانه! با تو خوش بودم !</FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699>چه کودکانه ! همه چيزم شدي !</FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699> چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! </FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699>چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم !</FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699> چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد!</FONT></P> <P><BR><FONT color=#006699> چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم<BR></FONT></P> <P><FONT color=#990033>اگه به چيزي که دوست داري نرسي هرگز اون چيز رو دوست نداشتي.</FONT></P> <P><BR><FONT color=#990033>به همه عشق بورز به تعداد کمي اعتماد کن و به هيچ کس بدي نکن.</FONT></P> <P><BR><FONT color=#990033>به مشکهايتان بخنديد تا هميشه موضوعي براي خنديدن داشته باشيد</FONT></P> <P><BR><FONT color=#990033>ما ابتدا عادت ها را ميسازيم بعد عادتها ما را ميسازند</FONT></P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-407.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/25</span>ساعت 12:23  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(407);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="406"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-406.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><FONT color=#cccccc size=3><IMG alt="" hspace=0 src="http://files.myopera.com/tq4cmb/files/axduoni.blogfa.atish.gif" align=baseline border=0></FONT> <P></P> <P><FONT color=#cccccc size=3>۴شنبه سوری بهتون خوش بگذره</FONT></P> <P><FONT color=#cccccc size=3>یه شعر از us5 كه خيلي دوس دارم واستون مي نويسم:</FONT></P> <P class=MsoNormal style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center" align=left><B><U><SPAN style="FONT-SIZE: 24pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: 'Arial Black'"><FONT size=3><FONT color=#cccccc>Rhythm of Life<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></U></B></P> <P class=MsoNormal style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align=left><SPAN style="FONT-SIZE: 9.5pt; COLOR: black"><FONT face="Times New Roman" color=#cccccc size=3>Richie:<BR>I understood the plan,<BR>I’m gonna be the man<BR>(You changed my history, no doubt it’s plained to see)<BR>One light is all we’ve got<BR>For made to make you start<BR>(Let’s ride the riders ride, we make it through the night)<BR><BR>Bridge:<BR>Girls are you ready for me?<BR>Girls are you ready for me?<BR>Girls are you ready for love?<BR>(Now everybody dance)<BR><BR>Chorus:<BR>Don’t let the rhythm die,(Shake it down my love) move your body to it<BR>Don’t let the music die, ,(Shake it down my love) <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>put your soul into it<BR>Don’t let the rhythm die,(Shake it down my love), move your body to it<BR>Don’t let the music die, ,(Shake it down my love) <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>put your soul into it<BR><BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then move it to it<BR>Shake it to the left (oohoo)<BR>Just get into it<BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then move it to it<BR>That makes the rhythm of life<BR><BR>Richie:<BR>Last night I had a dream<BR>It was a crazy seen<BR>(they took us everywhere, the rhythm until took there )<BR>We move from all around, they had a brand new song<BR>(they live in other way until eternity)<BR><BR>Bridge:<BR>Girls are you ready for me ?<BR>Girls are you ready for me?<BR>Girls are you ready for love?<BR>(Now everybody dance)<BR>Chorus:<BR>Don’t let the rhythm die, ,(Shake it down my love) <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>move your body to it<BR>Don’t let the music die, ,(Shake it down my love) <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>put your soul into it<BR>Don’t let the rhythm die, ,(Shake it down my love) <SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>move your body to it<BR></FONT></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 9.5pt; COLOR: #333300"><FONT face="Times New Roman" color=#cccccc size=3>[Rhythm Of Life lyrics on http://www.metrolyrics.com]<BR></FONT></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 9.5pt; COLOR: black"><FONT face="Times New Roman"><FONT color=#cccccc size=3>Don’t let the music die,(Shake it down my love), put your soul into it<BR><BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then move it to it<BR>Shake it to the left (oohoo)<BR>Just get into it<BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then move it to it<BR>That makes the rhythm of life<BR style="mso-special-character: line-break"><BR style="mso-special-character: line-break"></FONT></P><o:p></o:p></FONT></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 9.5pt; COLOR: black"> <P class=MsoNormal style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align=left><BR><FONT face="Times New Roman"><FONT size=3><FONT color=#cccccc>Jay/Chris (rap):<BR>So it feels it gets into it<BR>Girls on the club get into it<BR>You not into it get into it<BR>‘Cause I never heard it feels so into it<BR>All the boys around get down with it<BR>All the girls on the floor get down with it<BR>You got down with it<BR>Get down with it<BR>Everybody even ain’t got time to quit<BR><BR>Jay:<BR>Now it’s up to you<BR>If you change your life<BR>So let it through<BR>Look inside your soul, and take control<BR>No one deny<BR>the rhythm of life<BR>(let’s dance, let’s dance...)<BR><BR>Chorus:<BR>Don’t let the rhythm die, move your body to it<BR>Don’t let the music die, put your soul into it<BR>Don’t let the rhythm die, move your body to it<BR>Don’t let the music die, put your soul into it<BR><BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then move it to it<BR>Shake it to the left (oohoo)<BR>Just get into it<BR>Shake it to the right (oohoo)<BR>Then movie it to it<BR>That makes the rhythm of life<o:p></o:p></FONT></FONT></FONT></SPAN></P> <P><FONT color=#cccccc size=3> </FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-406.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/17</span>ساعت 14:57  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(406);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="405"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-405.aspx"></a></h2> <div class="cnt"><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>سلــــــــــــــــــــام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>واي خدايا شكرت!<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>اين ترمم قبول شدم(كانون زبان)<o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Koodak; mso-bidi-language: FA">رفتم</SPAN></B><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana>high1</FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.creativepro.com/files/story_images/042204_fg1.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.classact.ca/RubberStamps/Miscellaneous/FP25C_C_LargeHappyFace.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></FONT></P> <P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><FONT size=3><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><FONT face=Verdana><IMG alt="" hspace=0 src="http://trueword.files.wordpress.com/2007/12/happy-face.gif" align=baseline border=0><o:p></o:p></FONT></SPAN></FONT></P></div> <div class ="info"><a href="/post-405.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/16</span>ساعت 13:15  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(405);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="404"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-404.aspx">آشنايي كلي با تكنولوژيBluetooth (بلوتوث)</a></h2> <div class="cnt">Bluetooth كه بعضي ها در فارسي آن را به دندان آبي ترجمه كرده اند. استانداردي براي امواج راديويي است كه كه براي ارتباطات بي سيم امپيوترهاي قابل حمل و نقل (مانند lap top ها) و تلفن هاي همراه و وسايل الكترونيكي رايج استفاده مي شوند اين امواج براي فاصله هاي نزديك استفاده مي شوند و براي ارتباطات بي سيم تكنولوژي ارزاني محسوب مي شوند. و بوسيله اين تكنولوژي مي توانيد بين دو وسيله كه داراي اين تكنولوژي باشند به صورت بي سيم پيغام، عكس يا هر كلاً اطلاعات رد و بدل كنيد. راديوي Bluetooth در داخل يك ميكرو چيپ قرار دارد و در باند فركانسي 2.4 گيگا هرتز عمل مي كند. اين تكنولوژي از سيستم "Frequency Hoping Spread Spectrum" استفاده مي كند، كه سيگنال آن 1600 بار در ثانيه تغيير مي كند كه كمك بزرگي براي جلوگيري از تداخل ناخواسته و غير مجاز است. علاوه بر اين بوسيله نرم افزار كد شناسايي وسيله طرف مقابل چك مي شود. بدين ترتيب مي توان اطمينان حاصل كرد كه اطلاعات شما فقط به مقصد مورد نظر مي رسد. اين امواج با دو قدرت وجود دارند. سطح قدرت پايين تر كه محيطهاي كوچك را مي تواند پوشش دهد ( مثلاً داخل يك اتاق ) يا در نوع با قدرت بالاتر كه رنج متوسطي را مي تواند پوشش دهد. ( مثلاً كل يك خانه را متواند پوشش دهد. ) اين سيستم هم براي ارتباط نقطه به نقطه و هم براي ارتباط يك نقطه با چند نقطه مي تواند استفاده شود. داراي پهناي باند 720Kbs و 10 متر قدرت انتقال (در صورت تقويت تا 100 متر قابل افزايش است ) مي باشد. اين تكنولوژي كه از سيستم گيرندگي و فرستندگي در جهت مناسب استفاده مي كند. قادر است امواج راديويي را از ميان ديوار و ديگر موانع غير فلزي عبور دهد. اگر امواج مزاحم دستگاه ثالثي باعث تداخل شود انتقال اطلاعات كند مي شود ولي متوقف نمي شود. با سيستمهاي امروزي بيش از 7 دستگاه مي توانند براي برقراري ارتباط با توليد كننده امواج در يك دستگاه ديگر فعال شوند. به اين شيوه Piconet مي گويند چندين piconet را مي توان به يكديگر متصل كرد كه يك scatternet را تشكيل مي دهند. Bluetooth SIG سازمان Bluetooth SIG يا Special interest group در سال 1998 بوسيله سوني اريكسون، IBM، Intel، نوكيا توشيبا بوجود آمد. و پس از آن شركتهاي تري كام، Lucent، مايكروسافت و موتورولا و بيش از 2000 كمپاني ديگر به اين سازمان پيوستند. فرايند صدور جواز و گواهينامه: قبل از اينكه يك كارخانه بتواند محصولي كه از تكنولوژي بي سيم Bluetooth استفاده مي كند وارد بازار كند بايد جواز آن را از دو جهت دريافت كند. ابتدا محصول مورد نظر استانداردهايي لازم دارد كه بتواند با دستگاههاي ديگر كه داراي تكنولوژي بي سيم Bluetooth هستند ارتباط برقرار كند. ديگر اينكه بايد مجوزهاي لازم براي اين سيستم چه در كشور سازنده و چه در كشوري كه محصول به فروش مي رود مجوزهاي قانوني آنها را دريافت كند.</div> <div class ="info"><a href="/post-404.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/09</span>ساعت 11:45  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(404);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="403"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-403.aspx">میدونستی ؟</a></h2> <div class="cnt"><P align=right>1. آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد ؟!<BR>2. آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند !؟<BR>3. آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند ؟!<BR>4. آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه ؟!</P> <P align=right>5. آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند ؟!<BR>6. آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند ؟!<BR>7. آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد ؟!<BR>8. آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد ؟!<BR>9. آيا ميدانستي که رود دجله به خليج فارس ميريزد ؟! <BR>10. آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند ؟! <BR>11. آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد ؟! <BR>12. آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پروازکند ؟! <BR>13. آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد ؟!<BR>14. آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است ؟!<BR>15. آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است ؟!<BR>16. آيا ميدانستي که هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود ؟!<BR>17. آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است ؟!<BR>18. آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است ؟!<BR>19. آيا ميدانستي که زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند ؟!<BR>20. آيا ميدانستي که خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند ؟!<BR>21. آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود ؟!<BR>22. آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند ؟!<BR>23. آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است ؟!<BR>24. آيا ميدانستي که هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند ؟!<BR>25. آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود ؟!<BR>26. آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد ؟!<BR>27. آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟!<BR>28. آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است ؟!<BR>29. آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد ؟!<BR>30. آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد ؟!<BR>31. آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است ؟!<BR>32. آيا ميدانستي که طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است ؟!<BR>33. آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند ؟!</P></div> <div class ="info"><a href="/post-403.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/09</span>ساعت 11:43  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(403);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <div class="post"> <a name="402"></a> <h2 class="hl"><a href="/post-402.aspx">اربیعین رو تسلیت میگم...</a></h2> <div class="cnt"> </P> <P>بچه ها امروز چهلم بابابزرگمه...</P> <P>ممنون می شم اونایی که سر میزنن یه فاتحه براش بخونن...</P> <P> </P> <P> </P> <P>رو ميکنم به آينه، رو به خودم داد ميزنم<BR>ببين چقدر حقير شده، اوجِ بلنده بودنم<BR>رو ميکنم به آينه من جاي آينه ميشکنم<BR>رو به خودم داد ميزنم اين آينست يا که منم<BR>منو ما کم شده ايم<BR>خسته از هم شده ايم<BR>بنده خاک، خاک ناپاک<BR>خالي از معناي آدم شده ايم</P> <P> </P></div> <div class ="info"><a href="/post-402.aspx">+</a> نوشته شده در  <span dir=ltr>86/12/09</span>ساعت 11:41  توسط نازنین  |  <span dir="rtl" > <script type="text/javascript">GetBC(402);</script> </span> </div> </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:5px;margin-top:5px"> <!-- end post --> <div style="width:100%"> <div style="width:49%;float:left;text-align:left"><a href="?p=2">مطالب قدیمی‌تر</a></div> </div> </div> <!-- end content --> <div class="sidebar"> <div class="profile"> <div style="text-align: justify" > <div align=center > <img src="http://www.blogfa.com/photo/c/carlzeiss.gif" > </div> <br>نه سپیدم نه سیاهم<br>نه مرادم<br><br>نه مریدم<br><br>نه پیامم<br><br>نه کلامم<br><br>نه سلامم<br><br>نه علیکم<br><br>نه سپیدم<br><br>نه سیاهم<br><br>نه چنانم که تو گویی<br><br>نه چنینم که تو خوانی<br><br>و نه آنگونه که گفتند و شنیدی<br><br>نه سمائم<br><br>نه زمینم<br><br>نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم<br><br>نه سرابم<br><br>نه برای دل تنهایی تو جام شرابم<br><br>نه گرفتار و اسیرم<br><br>نه حقیرم<br><br>نه فرستادۀ پیرم<br><br>نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم<br><br>نه جهنم نه بهشتم<br><br>چُنین است سرشتم<br><br>این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم<br><br>بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم...<br><br>حقیقت نه به رنـگ است و نه بـو<br><br>نه به هــای است و نه هــو<br><br>نه به این است و نه او<br><br>نه به جـام است و سَبـو<br><br>گر به این نقطه رسیدی<br><br>به تو سر بسته و در پرده بگویــم<br><br>تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را<br><br>آنچـه گفتند و سُرودنـد، تو آنـی<br><br>خودِ تو ،جان جهانی<br><br>گر نهانـی و عیانـی<br><br>تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی<br><br>تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی<br><br>تو خود اسرار نهانی<br><br>همه جا تو<br><br>نه یک جای<br><br>نه یک پای<br><br>هَمه‌ای<br><br>با هَمه‌ای<br><br>همهمه‌ای<br><br>تو سکوتی<br><br>تو خود باغ بهشتی<br><br>تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی<br><br>به تو سوگند<br><br>که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی<br><br>نه که جُزئی<br><br>نه که چون آب در اندام سَبوئی<br><br>تو خود اویی بخود آی<br><br>تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و<br><br>بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی<br><br>و گلِ وصل بـچیـنی...<br><br> <br><br>-فریدون حلمی- </div> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:3px;margin-top:3px"> </div> <a href="http://carlzeiss.blogfa.com">صفحه نخست</a><br> <a href="mailto:geda_ajooze@yahoo.com">پست الکترونیک</a><br> <a href="/archive.aspx">آرشیو وبلاگ</a><br> <a href="/posts/">عناوین مطالب وبلاگ</a><br> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:3px;margin-top:3px"> <h3>نوشته های پیشین</h3> <span dir="ltr"> <a href="/9301.aspx">فروردین 1393</a><br> <a href="/9212.aspx">اسفند 1392</a><br> <a href="/8710.aspx">دی 1387</a><br> <a href="/8709.aspx">آذر 1387</a><br> <a href="/8708.aspx">آبان 1387</a><br> <a href="/8707.aspx">مهر 1387</a><br> <a href="/8706.aspx">شهریور 1387</a><br> <a href="/8705.aspx">مرداد 1387</a><br> <a href="/8704.aspx">تیر 1387</a><br> <a href="/8703.aspx">خرداد 1387</a><br> <a href="/8702.aspx">اردیبهشت 1387</a><br> <a href="/8701.aspx">فروردین 1387</a><br> <a href="/8612.aspx">اسفند 1386</a><br> <a href="/8611.aspx">بهمن 1386</a><br> <a href="/8610.aspx">دی 1386</a><br> <a href="/8609.aspx">آذر 1386</a><br> <a href="/8608.aspx">آبان 1386</a><br> <a href="/8607.aspx">مهر 1386</a><br> <a href="/8606.aspx">شهریور 1386</a><br> <a href="/8605.aspx">مرداد 1386</a><br> <a href="/8604.aspx">تیر 1386</a><br> <a href="/8603.aspx">خرداد 1386</a><br> <a href="/8602.aspx">اردیبهشت 1386</a><br> <a href="/8601.aspx">فروردین 1386</a><br> <a href="/8512.aspx">اسفند 1385</a><br> <a href="/8511.aspx">بهمن 1385</a><br> <a href="/8510.aspx">دی 1385</a><br> <a href="/8509.aspx">آذر 1385</a><br> <a href="/8508.aspx">آبان 1385</a><br> <a href="/8507.aspx">مهر 1385</a><br> <a href="/8506.aspx">شهریور 1385</a><br> <a href="/8505.aspx">مرداد 1385</a><br> <a href="/8504.aspx">تیر 1385</a><br> <a href="/8503.aspx">خرداد 1385</a><br> <a href="/8502.aspx">اردیبهشت 1385</a><br> </span> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:3px;margin-top:3px"> <h3>نویسندگان</h3> <a href="/author-carlzeiss.aspx" >nazanin</a><br> <a href="/author-nazanin.aspx" >نازنین</a><br> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:3px;margin-top:3px"> <h3>پیوندها</h3> <a href="http://nazanintafakhori.blogfa.com" target="_blank" >نازنین</a><br> <a href="http://www.phalls.com" target="_blank" >تالارهای پارسی</a><br> <a href="http://toysbox.blogfa.com" target="_blank" >ساغر-فرزانگان ساري</a><br> <a href="http://www.gsmarena.com" target="_blank" >موبایل </a><br> <a href="http://www.mordeyeamoodi.blogfa.com" target="_blank" >اميرحسين</a><br> <a href="http://www.desktopmachine.com" target="_blank" >عکس ماشین</a><br> <a href="http://neiagare.blogfa.com" target="_blank" >دختران عاشق و خرابکار...</a><br> <a href="http://irangeneral.blogfa.com" target="_blank" >ایران جنرال</a><br> <a href="http://kalo.blogsky.com" target="_blank" >وب نگار</a><br> <a href="http://cafeax.blogfa.com" target="_blank" >کافه عکس</a><br> <a href="http://divoon3h.blogfa.com" target="_blank" >دیوووونه...</a><br> <a href="http://nazhin.blogfa.com" target="_blank" >ناژین</a><br> <a href="http://taranome-baroon.blogfa.com" target="_blank" >جيران</a><br> <a href="http://ahmadinejad.ir" target="_blank" >احمدی نژاد</a><br> <a href="http://www.star2sky.blogfa.ir" target="_blank" >همه چیز در مورد بازیگران و سینمای جهان </a><br> <a href="http://2khtarekhorshid.com" target="_blank" >دختر خورشید</a><br> <a href="http://shentia.blogfa.com" target="_blank" >زندگي الكترونيكي</a><br> <a href="http://www.majs12.blogfa.com" target="_blank" >مردی از جنس شیشه</a><br> <a href="http://www.insanehollow.blogfa.com" target="_blank" >ALI.SS=>Insanehollow</a><br> <a href="http://www.robotcombat.com" target="_blank" >robotcombat</a><br> <a href="http://www.jodae-e.blogfa.com" target="_blank" >جدايي</a><br> <a href="http://malakeye666jahannam.blogfa.com" target="_blank" >ملكه جهنم</a><br> <a href="http://dielive.blogfa.com" target="_blank" >رقص شيطان</a><br> <a href="http://ansouyekahkeshanha.blogfa.com" target="_blank" >کهکشان</a><br> <a href="http://mazandaran.blogfa.com" target="_blank" >اخبار مازندران</a><br> <a href="http://www.starsilver.blogfa.com" target="_blank" >ستاره نقره ای</a><br> <a href="http://www.lovelyman.blogfa.com" target="_blank" >.:: LøvelyMän ::.</a><br> <a href="http://www.titos2007.blogfa.com" target="_blank" >تيتيوس</a><br> <a href="http://baghaie.blogfa.com" target="_blank" >برق و الكترومغناطيس</a><br> <a href="http://www.bakhabar.com/havafaza.asp" target="_blank" >هوافضا</a><br> <a href="http://www.iranscience.net" target="_blank" >شبكه علمي كشور</a><br> <a href="http://www.come2sky.blogfa.com" target="_blank" >نجوم-فرزانگان ساري</a><br> <a href="http://farzanegan-khoy.blogfa.com" target="_blank" >فرزانگان-نسترن</a><br> <a href="http://sharagimzand.blogfa.com" target="_blank" >شراگیم بدون فیلتر </a><br> <a href="http://alitajadod.blogfa.com" target="_blank" >استعداد کشف نشده</a><br> <a href="http://www.2it.ir" target="_blank" >بزرگترین مرجع دانلود ایرانیان</a><br> <a href="http://www.doshman68.blogfa.com" target="_blank" >doshman86</a><br> <a href="http://www.boy99.blogfa.com" target="_blank" >آرش</a><br> <a href="http://2mb.blogfa.com" target="_blank" >عكس*موبايل*كليپ</a><br> <a href="http://pink-floyd-hp.blogfa.com" target="_blank" >پينك فلويد</a><br> <a href="http://www.beautifulimages.blogfa.com" target="_blank" >عكس</a><br> <a href="http://sarzamin2p.blogfa.com" target="_blank" >عكسهاي عاشقانه ( سرزمين توپ )</a><br> <a href="http://www.mordeyeamoodi.blogfa.com" target="_blank" >اميرحسين</a><br> <a href="http://lovestop.blogfa.com" target="_blank" >عاشق تنها</a><br> <a href="http://www.jighkesh.blogfa.com" target="_blank" >ننه مريم من!</a><br> <a href="http://www.estefragh.blogfa.com" target="_blank" >استفراغ</a><br> <a href="http://hubblesite.org" target="_blank" >سايت هابل</a><br> <a href="http://www.chaos2anarchy.blogfa.com" target="_blank" >Join us we'll Rock u!</a><br> <a href="http://moshaver4khanevadeh.blogfa.com" target="_blank" >مشاوره خانوادگی و تحصیلی</a><br> <a href="http://falyric.blogfa.com" target="_blank" >آرشیو متن ترانه های فارسی</a><br> <a href="http://sobers.blogfa.com" target="_blank" >من فقط یک خنگم</a><br> <a href="http://www.neeusha.blogfa.com" target="_blank" >نيوشا(شبح شوخ)</a><br> <hr size =1 color =#E8E8E8 style="margin-bottom:3px;margin-top:3px"> <div align="center"> <a style="color: #FFFFFF; text-decoration: none; font-family: Arial; font-size: 8pt; border: 1px solid #FF9955; background-color: #FF6600" href="/rss"> RSS </a></p> <span color="#808080" style="font-size: 7pt">POWERED BY<br> <a href="http://www.blogfa.com/" style="font-family: Arial; font-size: 9pt; " > BLOGFA.COM</a> </div> <br> <div align="center"></div> </div> <!-- end sidebar --> </div> <div style="clear: both;"> </div> </div> </body> </html>